تبسم دانایی
قالب وبلاگ


پرسش:

بنیان گذاران دروزیه را معرفی نموده و عوامل ایجاد این فرقه را بیان نمائید؟

پاسخ:

فرقه دروزیه که در حقیقت انشعابی از مذهب اسماعیلی می باشد، در زمان خلافت ششمین خلیفه فاطمی، الحاکم بامر الله پا به عرصه وجود نهاد. البته حمایت های حاکم در پدید آمدن چنین فرقه ای نقش اساسی داشته است.(1)
بنیانگذاران و شخصیت های برجسته و مهم دروزیه عبارتند از:
1. حمزه بن علی بن احمد زوزنی (لباد): وی از «زوزن» خراسان می باشد که در بیست سالگی (395) به مصر رفت و از خادمان مخصوص دربار حاکم شد.
2. حسن بن حیدره فرغانی: معروف به «اخرم» که از وی اطلاع زیادی در دست نیست. او در سال 409 پس از پنهان گشتن حمزه ظهور کرد، و به ترویج اندیشه های او پرداخت.
3. محمد بن اسماعیل نشتکین دروزی: در سال 407 برای اولین بار پرده از اسرار دعوت دروزی برداشت و حمزه را به علنی کردن دعوت خویش واداشت، وی از نژاد ترکی است. که به خدمت حاکم درآمد و به کار ضرب سکه های طلا و نقره اشتغال داشت.(2) او از مهمترین داعیان و فرستادگان حمزه به حساب می آید.
4. مقتنی بهاء الدین ابوالحسن علی بن احمد سموقی: معروف به ضعیف که پس از حمزه دعوت تازه را بر عهده گرفت، و نقش مهم در شکل دادن به عقاید دروزیان داشت و از سوی حمزه ماموریت داشت تا به مسائل دعوت دروزیان بپردازد.
5. امیر سید جمال الدین عبدالله تنوخی: وی در کودکی به جستجوی علم پرداخت و در سن جوانی عفت و پاکدامنی خود را حفظ کرد و همیشه مشغول عبادت بوده است.
6. شیخ محمد ابوهلال معروف به شیخ فاضل: وی در زهد و اخلاق بسیار توجه داشته و به قرائت و تلاوت قرآن اهتمام داشته است.(3) از اینجا به دست می آید که برخی از بزرگان دروزیه به قرآن و احکام اسلامی پایبند بوده اند.

عوامل پیدایش:1. کارهای عجیب و غریبی که از حاکم بامرالله ششمین خلیفه فاطمی سر می زد، یکی از عوامل مهم در پدید آمدن فرقه دروزیه بوده است. او بر خلاف دیگر حاکمان، با مردم مهربان و اغلب در میان آنها بوده است. او تمام بردگان را آزاد کرد و تمام املاک دولتی را به مردم واگذار نمود. حاکم در سال های قحطی نهایت کوشش را برای یاری کردن مردم به عمل آورد. او با تثبیت قیمت ها و بخشش های بی دریغ موفق به انجام این کار شد. بخشش های او از حد گذشت، به طوری که خزانه دار او در انجام فرمان حاکم مردد ماند، خلیفه با خط خود بر او نوشت: مال و ثروت متعلق به خدا است و مردم بندگان خدایند و ما امین خدا در زمین هستیم. حق مردم را به آنان باز گردان و آن را از ایشان دریغ مدار.»(4)
در دوران حاکم، مردی که چراغدان مسجد عتیق را دزدیده بود، نزد قاضی بردند و قاضی او را به نزد خلیفه برد، حاکم خطاب به او گفت: «وای بر تو برای دزیدن نقره مسجد!» مرد در جواب گفت: «من چیزی را که متعلق به پروردگارم بود، دزدیدم، من مرد فقیر و دخترانی گرسنه دارم، بهتر است نقره خرج آنان شود تا اینکه در مسجد آویزان باشد، اشک از چشمان حاکم جاری شد، به قاضی دستور داد: شوهرانی مناسب برای دختران جوان وی پیدا کند و برای جهاز هر کدام 3000 دینار به آنها بخشید.(5)
اینگونه رفتارهای حاکم تاثیر زیادی در اطرافیان و پیروان او گذاشت تا جائی که محمد بن اسماعیل دروزی این اندیشه را به حاکم مطرح کرد که ادعای خدایی کند، حاکم نه تنها او را سرزنش نکرد، بلکه در خفا مشوق او بوده است.(6)
یکی از چیزهایی که این اندیشه را تشدید نمود، زهدگرایی شدید حاکم در سالهای واپسین حکومتش و غایب شدن او بوده است، وی به تنهایی در کوچه های قاهره به ویژه در تپه های «مقطّم» به گردش می پرداخت که سرانجام در یکی از گردشهای متداولش در ارتفاعات «مقطم» ناپدید گشت و مرگ او همانند زندگی اش معمایی شد.(7)
عامل دیگر در پیدایش این فرقه، هواهای نفسانی و قدرت طلبی رهبران یا بنیانگذاران این مکتب می باشد. آنها برای رسیدن به قدرت و سوء استفاده از احساسات عوام الناس، چنین اندیشه ای را مطرح نموده اند. دلیل بر این ادعا درگیری و مناقشه بین حمزه بن علی و محمد بن اسماعیل می باشد که قتل او در اثر دسیسه های حمزه بوده است.(8)
و حتی گفته شده که ناپدید شدن حاکم نیز از توطئه های حمزه بوده و به اشاره حمزه او را کشتند و جسدش را در نهایت احتیاط پنهان ساختند تا بتوانند از ناپدید شدن اسرار آمیز خلیفه برای مقاصد خویش بهره جویند. دروزی ها ناپدید شدن حاکم را به استتار ارادی وی که آغاز غیبت او محسوب می شود، تعبیر می کردند.(9)
در نتیجه دو عامل مهم در پدید آمدن اندیشه دروزی نقش اساسی داشته است.
یکی کارهای عجیب حاکم که بر خلاف روش همه حاکمان و خلفا بوده است و دیگری هواهای نفسانی و قدرت طلبی بنیانگذاران این فرقه و سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم، البته این عامل در پدید آمدن بسیاری از فرقه های انحرافی که در جامعه اسلامی به وجود آمده اند، نقش داشته است.


پاورقی:

1. گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ه‍ ، ص 314.
2. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم،‌ مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1381ه‍ ، ص556.
3. همان، ص 559.
4. نجلام، ابو غر الدین، تحقیقی جدید در تاریخ، مذهب و جامعه دروزیان، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1372، ص 125.
5. کندی، کتاب الولاة و القضاه، لندن، 1912، ص 607، به نقل از تحقیق جدید در تاریخ دروزیان، ص 126.
6. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص 312.
7. فرق و مذاهب کلامی، ص 312.
8. همان، ص 312.
9. اسماعیلیه، ص 554.

پرسش:

بزرگان و علماء دروزیه را معرفی نموده و رهبری آنان در حال حاضر در دست کیست؟

 

پاسخ:

فرقه دروزیه که در حقیقت انشعابی از مذهب اسماعیلی است، در نیمه اول قرن پنجم پا به عرصه وجود نهاد. این مذهب خیلی زود رواج پیدا کرد. و علّت آن هم تلاش شبانه روزی بزرگان و داعیان نخستین این فرقه می باشد. که افزون بر 150 نفر بودند. آنان مکتب دروزی را از دو جنبه دینی و سیاسی توسعه بخشیدند.(1)
بزرگترین داعیان دروزی عبارتند از: حمزة بن علی بن احمد زوزنی (لبّاد)، حسن بن حیدرة فرغانی (اخرم) و محمد بن اسماعیل درزی (انوشتکین).(2)
گرچه ترتیب اسبق بودن هر کدام از این افراد در دعوت جدید نامعلوم است ولکن نام فرقه از محمد درزی گرفته شده است. در عین حال بسیاری از مورخین آغاز دعوت را از حمزه می دانند. دروزیان نیز وی را مؤسس مذهب خویش و محمد درزی را از پیروان وی می دانند که از مسیر وی منحرف و مورد انتقاد حمزه قرار گرفت، از این سبب دروزیان وی را مورد انتقاد قرار داده و لعن و نفرین می نمایند.(3)
حمزة بن علی در «زوزن» خراسان از توابع شهرستان خاف در سال 375، همان روزی که حاکم در مصر به دنیا آمد، متولد شد و چون ولادت او در شب پنجشنبه بوده است، دروزیان نماز هفتگی خویش را در این شب به جای می آورند، وی در بیست سالگی رهسپار مصر می گردد و از خادمان مخصوص دربار حاکم بأمرالله می شود و چون از هوش و زیرکی بالایی برخوردار بوده با مطالعه کتب، خود را برای آینده مهیا می کند. وی با نزدیکی به حاکم موفق می گردد تا اعتماد وی را به خود جلب نماید. آغاز فعالیّت حمزة بن علی را به عنوان یکی از داعیان دعوت جدید سال 408 هجری می دانند،‌وی در مسأله ای که به حاکم بامرالله نوشته،‌بر الوهیّت و خدایی وی تصریح کرده و گفته است:
«از بنده و برده امیر مومنان، حمزة بن علی بن احمد، هدایتگر گروندگان و انتقام گیرنده از مشرکان به شمشیر امیر مؤمنان و هیبت حکومت او که هیچ معبودی جز او نیست.»(4)
وی در سایه حمایت حاکم توانست داعیانی گرد آورد که برای اعلان دعوت جدید در خفا به توافق برسند و تا فرمان از او نرسیده باشد، از ابراز آن خود داری کنند. ولی از آنجا که محمد درزی پیش از موعد از اسرار دعوت جدید پرده برداشته بود، حمزه مجبور شد دعوتش را علنی سازد، سرانجام داعیان فاطمی بر ضد حمزه شوریدند و سپاه ترکان را به کمک خواندند، حمزه در قصر پنهان شد و از آنجا به وادی تیم در شام گریخت.(5)
حمزه از موقعیّت خاصی نزد دروزیان برخوردار است و از وی به القاب امام قائمه الزمان، هدی المستجیین، المنتقم من المشرکین، علة العلل، العقل الکلی،‌ و ... یاد می کند.(6)
یکی از داعیان دروزی حسن بن حیدرة فرغانی، معروف به اخرم است که از وی اطلاع زیادی در دست نیست، او در سال 409 قمری پس از پنهان گشتن حمزه ظهور کرد و به ترویج اندیشه های وی پرداخت و سرانجام بدست یکی از اهل سنت به همراه سه تن از پیروانش کشته شد. حاکم بأمرالله قاتل وی را اعدام کرد و اخرم را با تشریفات رسمی به خاک سپرد، اهل سنت نیز قاتل او را با احترام تشییع و دفن کردند.(7)
سومین داعی دروزیان محمد بن اسماعیل است. وی اصالتاً از مردم بخارا بود، در سال 407 یا 408 به مصر آمد و با حاکم ارتباط برقرار نمود و این اندیشه را برای حاکم خوب جلوه داد که ادعای خدای کند. احتمالاً حاکم نیز به صورت پنهانی با این اندیشه وی موافقت کرد و بی آنکه خود بدین امر دامن زند، به او اجازه داد به گسترش این اندیشه بپردازد.
سرنوشت محمد درزی کاملا مشخص نیست، برخی اعتقاد دارند که او در سال 410 هجری درگذشت، آنان بدین اشاره دارند که قتل او نتیجة توطئه های حمزة بن علی نزد حاکم بود که او را وا داشت، فرمان قتل وی را صادر کند.(8)
یکی دیگر از بنیانگذاران مذهب دروزی اسماعیل بن حامد تمیمی داماد حمزه است که در رتبه بعد از او قرار دارد. و القاب نفس، ادریس زمان مشهور است، گویا حمزه بر داماد خود اعتماد کامل داشت و مأموریت های مهم را به عهده او می گذاشت.(9)
از دیگر رهبران این فرقه می توان به علی بن احمد سموقی، معروف هب ضعیف و بهائ الدین اشاره نمود که بعد از حمزه در نشر و گسترش مذهب دروزی بیشترین نقش را داشته است.(10)
امروزه جامعه دروزی به دو بخش یا طبقه تقسیم شده است:
1. طبقة عقّآل (عاقلان) که همان عالمان دینی می باشد در رأس آنها «شیخ عقل» است، فعلاً شیخ عقل این طائفه محمد ابو شقرا است.
2. طبقة جهّال یا مردم عادی که گروه اکثریت جامعة دروزی را تشکیل می دهد، رهبری دینی این طایفه با شیخ عقل و رهبری سیاسی با شخص دیگری است. در حال حاضر ولید جنبلاط، فرزند کمال جنبلاط رهبری سیاسی این فرقه را در لبنان بر عهده دارد.(11)
بنابر آنچه گذشت مؤسسین فرقه دروزی عبارتند از: حمزه بن علی زوزنی، حسن فرغانی و محمد بن اسماعیل درزی، و امروزه رهبری مذهبی آنها را شخصی بنام محمد ابوشقرا و زعامت سیاسی را ولید جنبلاط به عهده دارند.


پاورقی:

1. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1380ه‍ ، ‌ص543.
2. ربانی گلپایگانی، علی، ‌فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی،‌ چاپ اول، 1370، ص312.
3. نصر، مرسل، الموحدون الدرز فی الاسلام، بیروت، ‌دار الاسلامیه، چاپ اول، 1996م، ص33‌.
4. فرق و مذاهب کلامی، به نقل از تاریخ اندیشه کلامی در اسلام ج2، ص493.
5. اسماعیلیه، ص555.
6. همان،‌ ص556.
7. همان.
8. فرق و مذاهب کلامی، ‌ص312.
9. غالب،‌ مصطفی، الحرکات الباطنیه فی الاسلام، بیروت، ‌دار الاندلس، چاپ ‌اول، 1416ق، ‌ص251.
10. اسماعیلیه، ص558.
11. همان.

 

عقای دروزیه

پرسش:

دروزیه دارای چه عقایدی می باشد؟ آیا عقاید مخالف با اسلام هم دارد؟

پاسخ:

قبل از پرداختن به مبانی اعتقادی فرقه «دروزی» لازم است که عناصر تشکیل دهنده اندیشه کلامی این مذهب بیان گردد. آنچه که امروزه به عنوان اندیشه کلامی دروزیه مطرح است، عناصر مختلفی است که در طول زمان وارد باورهای فکری و اعتقادی آنان شده است که بطور کلی به سه بخش تقسیم می گردد:
1. فلسفه نو افلاطونی.
2. احکام حقوقی که از طرف حاکم به مناسبت های مختلف صادر می شده است، مانند ابطال زکات، نسخ شریعت و ....
3. مجموع مناظرات و بحث های اعتقادی که در میان رهبران این فرقه رخ داده است و در مجموعه ای بنام «وسائل الحکمة الشریفه» موسوم است.(1)
بنابر این عقاید و باورهای این فرقه چندان شباهتی با عقاید شیعه اثناعشریه و سایر مسلمین ندارد. در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می شود.
الوهیت حاکم بأمرالله:
از نگاه آنان «الحاکم بأمرالله» صورت ناسوتی الوهیّت است و هموست یگانه، صمد و منزّه از شمارش و همسر، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد.(2)همین عقیده موجب انتقاد شدید سایر فرقه های اسلامی شده است. گرچه حلول خدا در جسم حاکم از کتابهای مقدس دروزیان استفاده می شود، ولکن از صراحت برخوردار نیست، و قابل توجیه می باشد.(3)
در مصحف دروز آمده است که: حمزة بن علی از پیروان خود عهد و پیمان گرفته و از تمام موحدان در طول تاریخ حفظ و کتابت آن را خواسته و بنام «میثاق ولیّ الزمان» معروف گشته است. متن عهد نامه چنین است:«توکّلت علی مولانا الحاکم الاحد الفرد الصّمد، المنزّه عن الأزواج و العدد...». پس می گوید: اینجانب فلان بن فلان در کمال آزادی و سلامت جسمی و عقلی اعتراف می کنم که از تمامی مذاهب تبرّی جویم و جز پیروی از مولایم «الحاکم بأمرالله» ـ جلّ ذکره ـ چیزی نشناسم و هر گاه از دین مولایم بازگشته، یا با فرمانی از او مخالفت ورزم،از خالق معبودم بیگانه شده، سزاوار کیفرش باشم، آنگاه تصریح می کند که هر کس اعتراف کند که در آسمان، اله معبودی و در زمین امام موجودی جز مولای حاکم وجود ندارد، موحد رستگار است».(4)
مراد از حاکم در این تعبیرات «الحاکم بأمرالله» ششمین خلیفه فاطمی، می باشد. بر این اساس دروزیان حاکم بأمرالله را فرزند عزیز یا پدر علی نمی دانند و وجود پدر و فرزند را برای او انکار می کنند.(5)

تناسخ و حلول:از کتاب ها و متون منسوب به این فرقه بدست می آید که دروزیها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می باشند. زیرا نفس را جاودانه دانسته و باور دارند: آنچه می میرد، پیراهن است (جسم) و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می شود. دروزیه لفظ تناسخ را به تقمّص تبدیل کرده اند تا سنخ را شامل نگردد. آنها تصریح کردند که انتقال نفس آدمی به جسم حیوان که گناهی ندارد، ظلم است. و پاداش و کیفر بر عدل الهی استوار است.(6)
حمزه بنیان گذار این فرقه می گوید: عذابی که برای گنهکاران است، همین انتقال دنیوی است. از درجه بلندتر به مرتبة نازل تر. هرچه این انتقال بیشتر ادامه یابد، جایگاه دینی او فروتر گردد. چنانکه پاداش نیز با انتقال از درجه ای به درجة فراتر در علوم دینی تحقق می یابد.(7) از این رو ابتلای انسانها به کوری،گنگی، فقر و جهالت، قصاص اعمال گذشته آنان در مراحل پیشین حیات می دانند. و معتقدند که در تناسخ تمایز جنسی نیز مراعات می شود. یعنی روح مردان همواره به مردان و روح زنان به جنس خودشان منتقل می شود.(8)

اعتقاد به حدود خمسه:یکی از باورهای فرقه دروزیه اعتقاد به «حدود خمسه» می باشد و آنها عبارتند:
حد اول: عقل، علة العلل، قائم الزمان ،اراده، او همان امام اعظم دروزیان حمزه بن علی بن احمد می باشد.
حدّ دوم: نفس، مشیّت،ادریس زمان،اخنوخ اوان، شیخ مجتبی ابوابراهیم اسماعیل بن محمد بن حامد تمیمی داماد حمزه بن علی است.
حدّ سوم: کلمه، سفیر قدرت، فخر الموحدین،بشیر المؤمنین،‌شیخ رضی أبوعبدالله محمد بن وهب قرشی است.
حدّ چهارم: سابق، جناح راست، نظام المستجیبین، غرّالموحدین،عبدالوهاب سامری است.
حدّ پنجم: تالی، جناح چپ، لسان المؤمنین، سند الموحدین، معدن العلوم، شیخ بهاالدین ابوالحسن علی بن احمد سمفوتی معروف به مقتنی است.
چهار حدّ اخیر که به دنبال عقل کل هستند، همان اربعه «حرم» می باشند که در هر زمان با اسما و اشکال متفاوت ظاهر می شوند. مثلاً هنگامی که حمزه در صورت سلمان فارسی ظاهر شد، حدود دیگر در قالب چهار صحابه (مقداد، ابوذر،عمار و نجاشی) آشکار گشتند.(9)

نبوت و پیامبران الهی از دیدگاه دروزیه :دروزیان تمامی پیامبران الهی را انکار نموده اند. حمزه مؤسس و بنیادگزار این فرقه، معتقد است که: جنگ با انبیای اولوالعزم و تبرّی جستن از شریعت و عقاید آنان واجب است. در برخی از مدارک آنها آمده است که: مراد از ناطق و اساس که به دست حمزه در کنار رکن یمانی کشته می شوند، ابلیس و شیطان است. ابلیس ـ نعوذ بالله ـ نخست در جسم آدم تجلّی کرد، سپس نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ـ صلی الله علیه و آله- و شیطان ابتدا در جسم شیث و سام و اسماعیل و یشوع و شمعون و سرانجام در علی ـ علیه السلام ـ بن ابی طالب ظهور یافت، بنابراین هنگام برپایی قیامت دروزیان، پیامبر و امیر المؤمنین، به دست «الحاکم بأمرالله» کشته می شوند.(10)
در مورد عقیده دروزیان به قرآن مجید، برخی معتقدند که:آنان ادعا دارند که قرآن در واقع بر سلمان فارسی نازل شد و محمد از او دریافت کرده است.(11)
آنچه ذکر شد، قسمتی از عقاید و باورهای فرقه دروزیه می باشد که هیچگونه شباهت و سنخیت با عقاید اسلامی ندارند و کاملاً منحرف و بیگانه از اسلام است . گرچه رهبران فعلی این فرقه اصرار دارند که: معتقد به دین اسلام اند و آنچه در مورد عقاید آنها ذکر می شود، دسیسه های استعمار و ایادی آنها بوده است. و به دلیل این که دسترسی به منابع آنان امکان ندارد، قضاوت کردن در مورد عقاید آنان را مشکل می نماید و آنچه ذکر شد، اگر صحیح باشد می توان گفت که آنان از دایره اسلام و حتی ادیان آسمانی خارج هستند.


پاورقی:

1. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1380ه‍ ، ص560.
2. ربانی گلپایگانی، ‌علی، ‌فرق و مذاهب کلامی، قم، ‌مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ه‍ ص311.
3. اسماعیلیه، ص562.
4. مصف الدروز، ص111، به نقل از اسماعیلیه، ص562.
5. اسماعیلیه، ص564.
6. همان.
7. غالب، مصطفی، حرکات الباطنیه فی الاسلام، بیروت، دارالأندلس، چاپ اول، 1416، ص263.
8. اسماعیلیه، ص568.
9. همان، ص573.
10. خطیب، محمد احمد، عقیدة الدروز، ریاض، دارالعالم الکتب، چاپ سوم، 1989م، ص167.
11. اسماعیلیه، ص574.

 

پرسش:

چه رابطه ای بین دروزیه و فرقه های غالی خصوصاً اسماعیلیه وجود دارد؟

پاسخ:

قبل از بیان رابطه بین فرقه دروزیه و اسماعیلیه جا دارد که در ابتداء در مورد غلو و همچنین عقاید و باورهای مذهب اسماعیلیه مطالبی بیان گردد. آنگاه به عقاید فرقه دروزیه اشاره شود، سپس به مقایسه و رابطه بین این فرقه ها پرداخته می شود.
1. شیخ مفید در تعریف «غلو» گفته است: «غلو در لغت گذشتن از حد و خارج شدن از اعتدال است، خداوند متعال نصاری را از غلو درباره حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ نهی کرده است. غلات گروهی از متظاهرین به اسلام اند که امیرالمومنین و امامان و فرزندان او را به الوهیت و نبوت توصیف کردند و در حق آنان از حد اعتدال تجاوز کردند.(1)
علامه مجلسی مظاهر غلو را در اعتقاد به امور زیر برشمرده است:
1. الوهیت پیامبر و ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ .
2. در عبودیت یا خالقیت معبود خدایند.
3. حلول خداوند در آنها یا اتحاد خداوند با آنان.
4. تناسخ ارواح ائمه در بدنهای یکدیگر.
5. با معرفت آنان اطاعت خداوند و ترک معصیت الهی لازم نیست.(2)

2. عقاید و باورهای اسماعیلیه:اسماعیلیه بر این باورند که خداوند متعال دو عالم آفرید:
1. عالم باطن که عالم غیبب و عالم امر است. 2. عالم ظاهر که عالم خلق و شهادت است و مشتمل بر اجزای علوی و سفلی می باشد.
امامت و نبوت: آنها امام را مظهر عالم امر و پیامبر را مظهر نفس کل می دانند و معتقدند که امام حاکم بر عالم باطن و معلم دیگران است و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ حاکم بر عالم ظاهر است. و قوام شریعت به اوست.(3)
علامه طباطبایی در مورد فرق کلی میان شیعه دوازده امامی و شیعه اسماعیلیه می گوید:
اسماعیلیه معتقدند که امام به دور هفت گردش می کند و نبوت در حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ختم نشده است و تغییر و تبدیل در احکام شریعت بلکه ارتفاع اصل تکلیف خاصه به قول باطنیه مانعی ندارد. بر خلاف شیعه دوازده امامی که حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را خاتم الانبیاء می دانند و برای او دوازده وصی و جانشین قائلند و ظاهر شریعت را معتبر و غیر قابل نسخ می دانند.(4)
یکی از عقاید مذهب اسماعیلیه در معارف و احکام دینی باطنیگری و تاویل است به عقیده آنان شرایع الهی دارای ظاهر و باطن است، و همه آنچه در شرایع آسمانی آمده مثالها و رموزی است برای حقایق باطنی، مثلاً طهارت را به تبری جستن از مذاهب مخالف باطنیه، و تیمّم را به فراگیری دانش از کسی که به آموختن مأذون است و نماز را دعا برای امام و زکات را به دانش برای مستعدان و مستحقان آن و روزه را به پنهان داشتن معرفت از ظاهرگرایان و حج را به کوچ کردن برای کسب دانش تأویل نموده اند.(5)

3. عقاید فرقه دروزیه:1. الوهیت حاکم بأمر الله ششمین خلیفه فاطمی.
2. کتاب مقدس خاص به نام «مصحف الدرز».
3. عدم پایبندی به هیچ یک از مذاهب فقهی.
4. اعتقاد به نسخ احکام فقهی مانند: حج و زکات.
5. اعتقاد به تناسخ و حلول.
6. اعتقاد به حدود خمسه.
7. انکار معاد.
8. انکار پیامبران الهی.
9. باطن گرایی مطلق.(6)
دروزیان معتقدند که پس از پنهان شدن حاکم، شریعت برداشته شده و خداوند به جای «سبع دعائم تکلیفیه» هفت خصلت اخلاقی به عنوان «سبع خصال توحیدیه» بدین شرح مقرر فرموده است:
1. بجای نماز صدق للسان.
2. به جای زکات، «حفظ الاخوان».
3. بجای روزه «ترک عبادة العدم و البهتان».
4. به جای حج «برائت از ابالسه و طغیان».
5. به جای شهادتین «توحید و پرستش حاکم در هر عصر و زمان».
6. بجای جهاد «رضا به فعل او کیفما کان».
7. و عوض ولایت «تسلیم امر او در سرّ و حدثان».(7)
4. بنابراین فرقه دروزیه گرچه منشعب از مذهب اسماعیلیه می باشد و باید در بخشی از عقاید و باورها و یا احکام عملی شباهت هایی با هم داشته باشند و لکن آنگونه که پیداست غیر از باطن گرایی و تاویل در اصول و فروع هیچگونه رابطه ای بین این دو فرقه به چشم نمی خورد. الا اینکه مذهب اسماعیلیه زمینه ساز پیدایش این فرقه بوده است. و الحاکم بأمر الله، خلیفه فاطمی در پدید آمدن عقاید دروزیان نقش اساسی داشته است. زیرا او هیچگاه داعیان دروزی را که ادعای الوهیت حاکم را داشته، مورد نکوهش و مذمت قرار نداده است بلکه در خفا مشوق آنها بوده است.(8)
در نتیجه رابطه مذهب دروزیه با فرقه های غالی در این است که همه این فرقه ها قائل به الوهیت افراد غیر خدا هستند گر چه فرقه های دیگر غلات معتقد به الوهیت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ بوده اند و لکن فرقه دروزیه اعتقاد دارند که «الحکام بأمر الله» که یک انسان غیر معصوم و معمولی بوده همان خالق یکتا می باشد.
اما رابطه این فرقه با مذهب اسماعیلیه در این است که مذهب اسماعیلیه زمینه ساز پیدایش این فرقه شده است و در عقاید و اعمال چندان شباهتی بین این دو فرقه دیده نمی شود. مگر در باطن گرایی و تاویل. به قول یکی از محققین: «این کیش جدید گرچه ریشه در مذهب اسماعیلی داشته ولی به تدریج دربردارنده چنان عقاید بدعت آمیزی شد که از چارچوب مذهب اسماعیلی و نیز اسلام شیعی بیرون افتاد.»(9)


پاورقی:

1. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، تصحیح للاعتقادات، ص 109، قم، منشورات رضی، 1363 هـ .
2. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، 25:346، بیروت، موسسه الوفاء، دوم. 1403 هـ .
3. گلپایگانی ربانی،‌ علی، فرق و مذاهب کلامی، ص 74، قم، ‌مرکز جهانی، اول، 1377 هـ .
4. طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، ص 69.
5. گلپایگانی ربانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص 76، قم، ‌مرکز جهانی علوم اسلامی، اول، 1377 هـ .
6. ایمانی، اسماعیلیه، ص 595 تا ص 587، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، اول،‌1380 هـ .
7. همان، ص 580.
8. فرق و مذاهب کلامی، ص 312.
9. دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص 226، تهران،‌ نشر و پژوهش فروزان، امل، 1375.

 

پرسش:

آیا دروزیه دارای فقه خاصی می باشد؟

پاسخ:

گرچه گفته شده که دروزیان در فقه تابع مذهب حنفی می باشند و علّت آن هم اینست که حاکمان عثمانی بعد از فتح سوریه و لبنان در سال 1516 میلادی، این مذهب فقهی را بر مردم آن منطقه به زور تحمیل نمودند، ولکن عملاً پایبند به مذهب خاص نیستند.
جامعه دروزی از نگاه ساختار دینی به دو گروه عاقلان و جاهلان تقسیم می شود. گروه عاقلان دارای دو رئیس دینی اند که هر کدام از آنان شیخ عاقلان خوانده می شود، عاقلان کسانی اند که به احکام عملی دینی یعنی خود داری از می گساری و استعمال دخانیات و نیز داشتن رفتار زاهدنه در غذا و پوشاک پایبندند، آنان لباس جدا از لباس جاهلان دارند و عمامه سفید استوانه ای شکل بر سر می گذارند و لباس ساده می پوشند.
گروه جاهلان، سایر افراد جامعة دروزیان را تشکیل می دهند و گاه شَراحیّن نیز خوانده می شوند، زیرا حق دارند برخی از شرح های رساله های دروزیان را بخوانند و حق خواندن اصل رساله ها و تلاوت قرآن را ندارند و آنها مجازند از دخانیات و سایر لذت های دنیوی و رفاه در معیشت بهره مند شوند. و موظف به پوشیدن لباس خاص نیستند.(1)
دروزیان معتقدند که پس از پنهان گشتن حاکم،شریعت برداشته شده و خداوند به جای «سبع دعائم تکلیفیه» هفت خصلت اخلاقی به عنوان «سبع خصال توحیدیه» بدین شرح مقرر فرموده است:
1. به جای نماز «صدق اللسان».
2. به جای زکات «حفظ الاخوان».
3. به جای روزه «ترک عبادة العدم و البهتان».
4. به جای حج «برائت از طغیان».
5. به جای شهادتین «توحید و پرستش حاکم در هر عصر و زمان».
6. به جای جهاد «رضا به فعل او کیفما کان»
7. عوق ولایت «تسلیم أمر او در سرّ و حدتان».(2)
در مورد اسقاط فریضه حج می گویند: به گفته علمای باطن، حرم دعوت است و بیت توحید، پس حج خواسته شده، غیر از آن چیزی است که میان پیروان دیگر مذاهب اسلامی به نام حج عمل می شود، دروزیه معتقدند که: روزه ماه رمضان نسخ شده است، لذا آن را ناروا شمرده اند و به جای آن نه روز اول ذی حجه را روزه می گیرند و عید اعظم آنان عید قربان است. هر چند برخی از معاصران آنان، روزه ماه رمضان را مستحب شمرده و تنها وجوب آن را انکار کرده اند(3)

احکام ازدواج و طلاق:هر گاه مرد دروزی با یکی از زنان هم مذهب خود ازدواج کند، لازم است در تمام دارایی خود با او به مساوات رفتار کند و هنگام طلاق و جدایی اگر زن از اطاعت همسرش خارج شده و مرد با او به انصاف رفتار کرده باشد، مالک نیمی از دارایی های زن می شود، ولی اگر مرد به همسرش ستم کرده باشد، زن تمام دارایی خود را از خانه همسر می برد. کسی که همسرش را طلاق می دهد، برای او حرام ابدی می شود و حتی با وجود محلل هم ازدواج دوباره با وی جایز نمی شود و از این رو طلاق رجعی و باین نزد دروزیان یکسان است. مقصود از ازدواج نزد دروزیان تنها تولید نسل و حفظ بقای آن است. از این رو اگر ثروتمندی چهار فرزند آورد و یا تهیدستی به مقدار توان خویش اولاد دار شد، واجب است که در بقیة عمر خویش از همسرش دوری گزیده، با وی همبستر نشود. ازدواج دروزی با غیر درزوی حرام است و همچنین چند همسری، حرام است و باید به یک همسر از مذهب خویش اکتفا نمود. بنابراین کسی که همسر دوم برگزیند، عقد ازدواج او باطل است.(4)

احکام وصیت در فقه دروز:از دیدگه فقه دروزی هر کس می تواند تمام دارایی های خویش را به کسی وصیت کند. تنها شرط وصیت آنست که اموالی را وصیت کند که با سعی و تلاش خود کسب کرده باشد. اما اموالی را که از پدران خویش به ارث برده است، باید میان اولادش تقسیم گردد.
در کتاب مقدس دروزیان آمده است که دروزیان بخشی از دارایی های خود را به میزان یک دوازدهم برای طبقه عقّال و مستمندان وصیت کنند.(5)از دیدگاه این فرقه ازدواج با زنی که دارای صفات ذیل باشد، شایسته نیست:
1. منّآنه (منت گذار بر همسر).
2. حدّاقه (چشم دوخته به زرق و برق دنیا).
3. برّاقه (تنها به آرایش خود اهتمام می ورزد).
4. شدّاقه (پرسخن).(6)
تساهل در مذهب دروزیه :
در سال 398 نامه ای از «حاکم بأمرالله» صادر شد که در آن فاطمیان را از هرگونه اعمال تعصب مذهبی برحذر داشت. خلاصه آن نامه چنین است:
«از بندة خدا و ولی او ابوعلی، حاکم بأمرالله امیرالمؤمنین، به هر شهری و روستائی... من بر شما آیة لا اکراه فی الدین را تلاوت می کنم. گذشته ها گذشت، امروزه باید مقتضیات زمان را دید. هر کس شهادتین به زبان آورد، باید حرمتش را نگه داشت فرقی نمی کند که مؤذنان در اذان خود «حی علی خیر العمل» بگویند یا نگویند یا نماز میّت را چهار رکعت و یا پنج رکعت بخوانند».(7)
این تسامح و سهل گیری در جای جای فرایض و شعایر دینی آنان مشاهده می شود . مثلاً در وضو تصریح می کنند که شستن دست ها از مرفق تا سر انگشتان یا به عکس فرق نمی کند. اگر آب برای وضو کافی باشد، پاها را می شویند و گرنه به مسح اکتفا می کنند و همچنین در نماز تصریح می کنند که دست باز یا دست بسته هر دو جایز است. و آنچه در نماز اهمیّت دارد، توجه و نیّت است. کسانیکه به اخلاق پایبند نیستند و یا گناهی مرتکب شده، ولی توبه نکرده است، اجازة ادا نماز نمی دهند.(8)
گفته شده که دروزیان در عهد فاطمیان به دو گونه نماز می خواندند: گروهی به شکل اهل سنت و گروهی به سبک شیعه، چون علمای مذهب به خطر اختلاف پی بردند، فتوا دادند که اصل در نماز توجه و قلبی و نیّت پاک است و شکل ظاهری آن اهمیتی ندارد.(9)
در نتیجه می توان گفت که احکام فقهی و رفتار عبادی آنها منحصر به خودشان بوده و سنخیّت کمی با اوامر و دستورات اسلامی دارد.


پاورقی:

1. ربانی، گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی، چاپ اول ، 1377، ص314.
2. خطیت، محمد احمد، عقیده الدروز، ریاض، دارالعالم الکتب . چاپ سوم، 1989م، ص199.
3. ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول . 1380ه‍ ، ص580.
4. همان.
5. مصحف الدروز، ص126، به نقل از اسماعیلیه، ص585.
6. همان.
7. رسائل الحاکم لدی طائفة الموحدین، به نقل از اسماعیلیه، ص581.
8. اسماعیلیه، ص582.
9. همان. ص582.

 

پرسش:

چه نقدهای کلی بر فرقه دروزیه وارد است؟

پاسخ:

پس از وفات امام صادق ـ علیه السلام ـ طبق اظهار نظر نوبختی در فرق الشیعه، شیعیان به شش فرقه: ناووسیه، اسماعیلیه ویژه، مبارکیه، سمیطیه، فطحیه، و موسویه تقسیم شدند. (1) از میان این گروه‌ها مبارکیه، گروهی بودند که می‌گفتند: امامت در نسل اسماعیل باقی مانده و بعد از وی امامت به محمد بن اسماعیل(2) و سپس فرزندان او رسیده است.
بعدها این گروه در مصر و شمال آفریقا، حکومت فاطمی را تأسیس کردند که خلفای‌شان ادعای امامت داشتند. یکی از این خلفاء الحاکم بامر الله بود که «حمزة بن علی درزی» را به شام فرستاد تا ریاست دعوت اسماعیلیه را در آن منطقه به عهده بگیرد. درزی در مدت کوتاهی به ترویج مذهب اسماعیلی در منطقه شام پرداخت، ولی وقتی در سال 411 هـ .ق خبر وفات الحاکم بالله به وی رسید، وی آن را منکر شد و گفت: الحاکم بالله غایب شده و باز خواهد گشت، و بدین وسیله فرقه دروزیه که انشعابی از اسماعیلیه بود، را بنیان نهاد.(3)
بعدها چون این فرقه کتب و آثار مذهبی و کلامی خود را از دیگران مخفی نگه می‌داشتند، اقوال مختلفی در مورد آنها و اعتقادات‌شان، مطرح شد و تاکنون توصیف روشنی از مذهب و مرام آنها ارائه نشده است، به گونه‌ای که استاد آیت الله سبحانی، در کتاب المذاهب الاسلامیه، می‌نویسد: «چون اعتقادات دروزیه در خفاء و کتمان است... ما از کسانی هستیم که در مورد این طایفه چیزی نمی‌گوییم تا احوال آنها روشن شود.»(4) با این همه می‌توان طبق مطالبی که در کتاب‌های مختلف در مورد آنان ذکر شده قضاوت کرد و انتقادات کلی را به صورت ذیل معروض داشت.

1. حلولمی‌گویند: «درزی نخستین کسی است که قایل به «الوهیت» الحاکم بامر الله خلیفه فاطمی شد و می‌گفت که: عقل کلی در آدم ابوالبشر حلول کرد و به صورت او تجسّد یافت و از وی به دیگر انبیاء انتقال می‌یابد تا به حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه و خلفای فاطمی رسید..»(5) بعد از او دروزیه معتقد شدند که: الحاکم بالله (375 ـ 411) صورت ناسوتی خداوند است و او خدای واحد و فرد و صمد و منزه از ازواج و عدد است و موحد دروزی کسی است که اقرار کند در آسمان و زمین جز او خدایی نیست و او را به صفات: مولانا، مولانا سبحانه، لامعبود سواه، لیس له شبه فی الجسمانیه و لا ضدفی الجرمانیین و لا کفو فی الروحانیین و... توصیف کند.(6)
بنابراین دروزیه علاوه بر عقیده حلول خداوند در جسم آدمی که ا زحیث عقلی و فلسفی مردود و جزء عقاید خرافی به شمار می‌رود، به تشبیه، تجسیم و ... نیز اعتقاد دارند و نمی‌توان آیین آنان را جزو آیین‌های توحیدی به شمار آورد. و این که خود را گاهی موحد می‌نامند به این دلیل است که می‌گویند: تنها کسی که خداست، الحاکم بامر الله است.(7)

2 . تناسخدومین مطلبی که به دروزیه نسبت داده می‌شود، عقیده تناسخ است که حتی شخصی چون بستانی که سعی در دفاع از فرقه دروزیه دارد در دایرة المعارف خود انتساب این عقیده به دروزیه را قبول دارد.(8) طبق این اعتقاد نیکان به صورت زیبا متناسخ می‌شوند، اما بدان به صورت سگان درمی‌آیند.(9) و از این عمل تعبیر به «تقمّص» می‌کنند. و می‌گویند: تعداد ارواح محدود و معدود است و جسد انسانی حکم لباس را دارد و این ارواح به هنگام مرگ از این لباس خارج شده به لباس دیگر درمی‌آیند. علاوه بر نقدهایی که در کتاب‌های کلامی بر عقیده تناسخ وارد شده، این نقد هم وارد است که طبق اعتقاد فوق باید نفوس انسانی ثابت باشند و در جهان افزایش جمعیت نداشته باشیم، و اگر قبول کنیم که روح انسان‌های بدکار بعد از مرگ در جسد سگان در می‌آید، باید در طول زمان از تعداد جمعیت انسان‌ها هم کاسته شود، در حالی که این برخلاف واقعیت موجود است: زیرا نه تنها از تعداد انسان‌ها کاسته نمی‌شود، بلکه هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود.

3 . اسقاط تکالیفگفته شده است که درزی بنیانگذار مذهب دروزیه به نوعی مروج اباحی‌گری بوده و می‌خواری و ازدواج با محارم را جایز شمرده است.(10) ولی در سایر کتب فرق و مذاهب به این مطلب چندان تأکید نشده و گفته شده است که دروزیان به سقوط تکالیف اسلامی از قبیل نماز، روزه، زکات، حج و ... اعتقاد دارند و مثلاً می‌گویند: روزه باطنش همان سکوت است چنان که در قرآن کریم می‌گوید: فکُلی و اشربی و قرّی عیناً فامّاترینَّ من البشر احداً فقولی انّی نذرتُ للرحمن صوماً ...:(11)بخور، بنوش و چشمت را روشن دار و هر گاه کسی از انسان‌ها را دیدی، بگو: من برای خداوند رحمان روزه‌ای نذر کرده‌ام، بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نمی‌گویم».
چنین تحریف و تأویل‌ها از قرآن دلیل بر باطنی‌گری و نوعی اباحی‌گری مؤمنین به آیین دروز است و آنان را از جرگه مسلمین خارج می‌کند و دیگر نه از حیث اعتقاد و نه از حیث عمل نمی‌توان آنان را مسلمان نامید.

4 . تقسیم جامعه به دو صنفاز دیدگاه دروزیه، کسانی که متدین به آیین دروز هستند به دو صنف تقسیم می‌شوند:
الف) «عقال»: این‌ها به تمام احکام آیین دروز عمل می‌کنند و از استعمال دخانیات و مشروبات و لذات دنیوی اجتناب می‌کنند و به اندازه کمی از زندگی اکتفاء می‌کنند. و تنها اینها حق مطالعه کتاب‌های دروزی را دارند.
ب) «جهال»: این صنف در مقابل «عقال» قرار دارند. و اجازه دارند که دخانیات استعمال کرده و از مشروبات و لذات مادی و دنیوی استفاده کنند، ولی حق ندارند قرآن را مطالعه کنند یا متون مقدس دروزی را بخوانند، به همین خاطر آنها را جهال می‌نامند.(12)
نکته اساسی این است که اگر آیین دروز برای هدایت انسان‌ها آمده، چه دلیلی دارد که تنها عده‌ای از آن بهره بگیرند و دیگران از عمل به احکام آن معاف باشند. و اگر کتاب‌های آنها دفتر معرفت است، چرا باید عده‌ای از دست یازیدن به این دفتر معرفت منع شوند، مگر انسان‌ها همه یکسان نیستند و همه آنها حق رسیدن به هدایت و رستگاری را ندارند.
در نهایت باید گفت که مطالعه تاریخ تأسیس فرقه دروزیه نشان می‌دهد که بنیان‌گذاران این فرقه هدفی جز رسیدن به قدرت و حاکمیت نداشته‌اند و برای دست‌یافتن به هدف خود، هر گونه بدعت و قانون خلاف فطرت را جایز شمرده و تکالیف اسلامی که مانع اهداف آنها بوده را ساقط ساخته‌اند و ادامه‌دهندگان راه آنان نیز برای حفظ موقعیت و مقام خود هم‌چون پیشینیان چنان تحریف‌ها و بدعتهایی را به وجود آورده‌اند که امروزه تنها می‌توان ادعا نمود که دروزیه از فرقه‌های اسلامی است والّا هیچ اثری از اسلام در میان آن وجود ندارد و شاید به همین دلیل است که آنان در نزد مسلمانان می‌گویند: ما مسلمانیم و در میان نصاری خود را مسیحی معرفی می‌کنند.(13)


پاورقی:

1. ر.ک‌: نوبختی، فرق الشیعه، ترجمه و تعلیقات محمد جواد مشکور، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ 1361، ص 99 تا 117.
2. همان، ص 102.
3. سبحانی، جعفر، المذاهب الاسلامیه، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ ، چاپ اول، 1423 ق، ص 342، و 343.
4. همان،‌ ص 346.
5. مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1375، ص 192.
6. همان، ص 193.
7. همان، ص 194.
8. سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ چاپ اول، 1418 ق، ج 8، ص 346.
9. فرهنگ فرق اسلامی، ص 194.
10. همان، ص 192.
11. مریم:26.
12. ر.ک: سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ چاپ اول، 1418 ق، ج 8، ص 346.
13. ر.ک: فرهنگ اسلامی، ص 194.

 

تحقیق و گزینش : غلام سخی علیزاده

منبع:

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

(نرم افزار پاسخ)

وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان