تبسم دانایی
قالب وبلاگ


پرسش:

لطفاً کلیاتی در مورد فرقه قادیانیه ارائه فرمائید و منابعی در این زمینه معرفی فرمائید؟

پاسخ:

قرن نوزدهم میلادی با قرون دیگر به خاطر ظهور حرکات دینی بین مسلمین، متمایز است. در این عصر قادیانیه هند و بابیگری در ایران و وهابیت در بلاد عرب به وجود آمدند.
فرقه قادیانیه به میرزا احمد قادیانی (1328 ـ 1255 هـ : 1908 ـ 1835 م) منسوب می باشد. قادیانی از احفادِ امیر برلاس عموی امیر تیمور گورکانی است. وقتی امیر تیمور ایالت کیس را به تصرف خود درآورد، این خاندان به خراسان کوچ کردند و تا اواخر قرن دهم در آنجا ماندند. و بعد به هندوستان برگشتند. مرکز بعدی این خاندان شهرستان قادیان واقع در ناحیه گرداس پور (پنجاب هند) بود. پدر غلام احمد، مرتضی نام داشت و حرفه اش طبابت(1) بود. غلام احمد به تحصیلات اسلامی روی آوردو مقدمات و کتب متوسطه در منطق و حکمت و علوم دینی را نزد استادانی به نام های فضل الهی، فضل احمد، گل علی شاه فراگرفت. و نیز طب قدیم را از پدرش آموخت و بعد وارد خدمت دولت انگلیس شد و در عین حال به مطالعة کتب انگلیسی پرداخت. وی در شهر سیالکوت از سال 1864 تا 1868 مشغول به کار گردید.(2) از آن پس از خدمت دولتی کناره گرفت و در زادگاه خود قادیان گوشه گیری اختیار کرد. و در 40 سالگی کتاب مذهبی خود را که «براهین احمدیه» نام دارد منتشر کرد. در حدود پنجاه سالگی به دعوت پرداخت و ادعا کرد که از جانب خداوند به او وحی می رسد و اجازه دارد بیعت بپذیرد. در سال 1904 میلادی خود را مسیح و مهدی موعود و تاراکریشنا خواند. قادیانیه خود را جماعت احمدیه می نامند و گاهی به آنها میرزائی می گویند. در آفریقا و اندونزی، کسانی که مذهب احمدی را می پذیرند بایستی احمدی زاده باشند یا رسماً اظهار ایمان کنند. ایمان نامة‌ ایشان بدین صورت است: «گواهی می دهم تنها خداوند بزرگ را باید پرستید او کسی است که انباز و شریک ندارد. من می کوشم تا به همة‌ قوانین اسلام عمل کنم من محمد اکرم را خاتم پیامبران می دانم و نیز به تمام دعوی های میرزا احمد قادیانی اعتقاد دارم.(3) میرزا احمد بعضی اوقات مشروبات الکلی مصرف می کرد و در اموالی که از پیروانش جمع می شد تصرف تامی می کرد، به طوری که این کار به اعتراضاتی از طرفداران نزدیکش منجر می شد.

عقاید قادیانیه:1. در مورد خداوند تبارک و تعالی: میرزا احمد در کتاب البسری می نویسد: «قال لی الله: انی اصلی و اصوم و اصحو و انام» یعنی خداوند به من گفت من نماز می خوانم و روزه می گیرم و بیدار می شوم و می خوابم.» و در کتاب توضیح المرام می نویسد: «می توانیم دست و پاهای بسیاری برای خداوند فرض کنیم و اعضاء خداوند از حد کثرت شمرده نمی شود و نیز اعتقاد دارند که خداوند مباشرت و مجامعت می کند و عجیب تر از همه اینکه اعتقاد دارند خداوند با میرزا احمد مجامعت کرد و میرزا حامله گشته و بعد از 10 ماه به حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ تبدیل گشته است.(4)
2. عقاید قادیانیه در مورد نبوت: آنها معتقدند که نبوت به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ختم نشده و پیوسته جاری و ساری است. چرا که تا فساد در زمین است بایستی پیامبر نازل شود. (البته بیشتر این ادعاها در بعضی کتب با صراحت و در بعضی با تاویل ذکر شده است).
3. قادیانیه معتقدند که جبرئیل به میرزا احمد نازل می شد و کتابی که بر او وحی شده بیشتر از کتبی است که بر انبیاء سابق نازل شده اند.
4. آنها معتقدند جایی که میرزا احمد متولد شده (قادیان) مدینه منوره و مکه معظمه است.
5. میرزا احمد در کتاب اربعین نوشته است که خداوند مسالة جهاد را از عهد موسی به بعد محدودتر کرده و تا بحال حکم جهاد را از ریشه الغاء نموده است.(5)
6. وی در سال 1891 به طور صریح اعلام کرد که مسیح مرده و خود را مسیح و مهدی موعود معرفی کرد.(6)

قادیانیه ثمرة درخت استعمار انگلیس:کشورهای اروپایی در قرن 19 سلطة خود را بر کشورهای اسلامی گستراندند. پیش گام تر از آنها بریتانیای کبیر بود که هند، مصر، جزیرة عرب، ایران را به خاطر منافع شخصی خودشان مورد هجوم مادی و سیاسی قرار داد.(7) استعمارگران برای حضور دائم و همه جانبه در دول اسلامی و نیز برای عدم مقابلة مسلمانان با آنان، صلاح کار را در ایجاد عقاید انحرافی و مطابق با اهداف مورد نظرشان و نیز در از بین بردن روح جهاد حاکم بر همة مسلمین از یکسو و در انهدام وحدت و یکپارچگی مسلمین از سوی دیگر دیدند. لذا آنها به ایجاد فرق باطله پرداختند که مسئولیت یکی از فرق به غلام احمد میرزا در هند و دیگری به میرزا حسینعلی معروف به بهاء الله در ایران محول گشت.
میرزا احمد در کتب مختلف خویش علاقة شدید خویش و پدرش را به حکومت انگلیس مخفی نکرده است. در کتاب تریاق القلوب می نویسد: « بیشتر عمر خویش را در تایید حکومت انگلیس و یاری به آن صرف کرده ام و در باب منع جهاد و وجوب اطاعت از انگلیس کتب و اعلامیه ها و نشریاتی نوشته ام که اگر جمع گردد بالغ بر 50 خزینه می شود و این کتب را در بلاد عربی، در مصر و شام و ترکیه نشر داده ام و همیشه هدفم این بوده است که مسلمانان پیوسته مخلص به این حکومت باشند و از دلشان قصه های مهدی و مسیح و احکامی که عاطفة جهاد را در قلوب آنها بر می انگیزد را محو کنند.

فرقه های قادیانیه:عبدالله مبلغی در کتاب تاریخ ادیان و مذاهب می نویسد: پس از مرگ غلام احمد، پیروان او به دو دسته تقسیم شدند. عده ای دنبال فرزندش را گرفتند و گروهی پیرامون مولی محمد علی جمع شدند.(8) و به این عقیده شدند که غلام احمد نبی یا مهدی یا مسیح نبوده است بلکه مبشر و مجدد اسلام بوده است. این گروه انجمنی به نام اشاعت اسلامی احمدیه تشکیل دادند.(9) احسان الهی ظهیر در مقالة نهم خویش اکابر فرقه اول را نورالدین، محمد احمد بن غلام، محمد صادق مفتی قادیانیه نام برده و بزرگان فرقة دوم از قادیانیه را محمد علی، خوجه کمال الدین، محمد احسن امروهی می داند.(10) اقوال و آراء قادیانیه از تاویلات صوفیه و اسماعیلیه گرفته شده است.(11)


پاورقی:

1. مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، انتشارات سینا، 1373، ج 3، ص 1420.
2. غوری، سید عبدالماجد، القادیانی و القادیانیه، بیروت، دارابن بحثیر دمشق، ‌ چاپ اول،‌1421ه‍ ، ص327.
3. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، با مقدمه استاد کاظم مدیر شانه چی، چاپ سوم، 1375، ص 32 تا ص 40.
4. القادیانی و القادیانیه، از ص 326 تا ص 330.
5. همان،‌ از ص 231 تا ص 345.
6. همان، ص 22.
7. همان، ص 211.
8. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص 40.
9. حسین دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، موسسه فرهنگی آرایه، 1379، ج 8، ص 135.
10. القادیانی و القادیانیه، ص 422 تا ص 446.
11. فرهنگ فرق اسلامی، ص 40.

 

پرسش:

بنیانگذار فرقة‌ قادیانیه چه کسی می باشد؟

پاسخ:

بنیانگذار فرقة‌ قادیانیه میرزا غلام احمد قادیانی می باشد، خاندان غلام احمد از بازماندگان «امیر برلاس» عموی امیر تیمور گرکانی بوده که در قرن 16 میلادی از خراسان به هندوستان مهاجرت نموده اند و در شهر قادیان واقع در ناحیة‌ «گرداس پور پنجاب» ساکن شدند. «قادیان» بعد از تقسیم شبه قاره هند، از توابع هند قرار گرفته است.
غلام احمد در حدود 1255 هـ در قادیان متولد شد(1) و پس از تکمیل تحصیلات دینی برخلاف میل باطنی پدرش که شغل طبابت داشته، وارد خدمت در دولت انگلیس می شود و در سال 1860 تا 1865 میلادی به مدت 5 سال در شهر سیالکوت مشغول خدمت بوده و با انگلیسی ها رابطة‌ نزدیک و صمیمی داشته است. سپس از خدمت دولتی کناره گیری می کند و در شهر قادیان گوشه گیری را انتخاب می کند. و در سن چهل سالگی یعنی سال 1880 کتاب مذهبی خود را که «براهین احمدیه» نام داشته منتشر می کند.(2)
وی در سن پنجاه سالگی ادعا می کند که از جانب خدا به او وحی می رسد و اجازه دارد بیعت بپذیرد. و در سال 1904 میلادی خود را مسیح و مهدی موعود و «تاراکریشنا» خواند. تا اینکه در سال 1908 در 69 سالگی از دنیا رفت.(3) غلام احمد در حدود 75 جلد کتاب نوشته که همگی به چاپ رسیده است. سخنرانیها و مکاتبات وی بعدا به وسیلة پیروانش جمع آوری و چاپ شده است. غلام احمد مسلمانان را کافر می دانسته و به پیروانش دستور داده بود که با آنان همچون اهل کتاب رفتار نمایند، با زنان مسلمان ازدواج کنند ولی دختران خود را به مسلمانان ندهند.
بعد از مرگ غلام احمد، شورای احمدیه، «مولوی نور الدین» را به عنوان خلیفه و جانشین غلام احمد اعلام کرد وی در سال 1914 در سن 73 سالگی از دنیا رفت. پس از وی اکثریت اعضای قادیانیه، خواستار زعامت پسر 25 سالة غلام احمد یعنی میرزا بشیر الدین محمد احمد بودند، وی می گوید: من در آن هنگام 25 ساله بودم، سازمان اجرایی جماعت دست مخالفان بود. بخش اعظم جنبش که در قادیان بودند، مسئولیت را بر دوش من گذاشتند و من نیز پذیرفتم، در آن زمان خداوند بر من وحی فرمود که مرا یاری خواهد کرد و مخالفان را شکست خواهد داد.»(4) وی در سال 1965 از دنیا می رود. بعد از وی میرزا طاهر احمد رهبری قادیانیه را به عهده می گیرد و تا کنون زنده و مسئولیت را عهده دار است.
میرزا طاهر احمد رهبر فعلی قادیانیه فرزند بشیر احمد است، کتابی دارد بنام «القتل باسم الدین» مباحث این کتاب بیشتر رد نظریة ابوالاعلی مودودی دربارة ارتداد و تکفیر و جهاد است. وی مجازات مرگ مرتد را یک اصل اسلامی نمی داند، وی تکفیر را از اختراعات فقهای اسلام دانسته که از فکر خوارج به آنها رسیده است.(5)
نام دیگر قادیانیه، احمدیه است که در کتب انگلیسی به این نام شهرت دارند و خود را در عالم به این نام معرفی کرده اند. این فرقه هیئت های تبلیغی قوی دارد و اکنون مرکز آن در انگلستان است و بنابر اعلام خود شان حدود 10 میلیون نفر به این فرقه وفا دارند که حدود 4 میلیون آنها در پاکستان زندگی می کنند، اما بیشتر فعالیت آنها در آفریقاست.(6)


پاورقی:

1. دائرة‌ المعارف فارسی، تهران، موسسة‌ انتشارات فرانکلین، 1356ه‍ ، ج2، ص1986.
2. دائرة‌ المعارف الاسلامیه، بی جا، بی تا، ج1، ص504.
3. مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1368ه‍ ، ص39.
4. غلام احمد، تفسیر القرآن، اسلام آباد، الشرکة الاسلامیه، 1992م، ج1، ص592.
5. میرزا طاهر احمد، القتل باسم الدین، اسلام آباد، الشرکة الاسلامیه، 1990م، ص 77.
6. دائرة المعارف دین، مدخل احمدیة، ج 1، ص 153.

 

پرسش:

آیا مؤسس فرقه قادیانی ادعای پیامبری نموده است و آیا کتاب مقدس دارد یا خیر؟

پاسخ:

دولت انگلیس به خاطر چپاول ثروت ملّتها و بر هم زدن اتّحاد آنها از سیاست تفرقه بیانداز و حکومت بکن استفاده می کرد، برای ایجاد اختلاف در بین مسلمین پیوسته دست بر فرقه تراشی زده و در برخی نواحی به وسیله مزدوران خود فرقه هایی را به وجود آورد و از عقاید مردم سوءِ استفاده کرد مخصوصاً از عقیدة مهدویت نهایت استفاده را کرده در ایران فرقه بابیت و بهائیت را راه انداختند و در هند و پاکستان فرقة قادیانه را و در نواحی مختلف فرقه هایی به همین هدف تراشیدند.
فرقه قادیانیه منسوب به میرزا غلام احمد قادیانی اهل روستای قادیان از شهر گرداس پور پنجاب است.
وی مردی عالم و تحصیل کرده بود در پنجاه سالگی با استفاده از توجیه و تفسیر برخی از احادیث شیعه ـ که زمان ظهور مهدی ـ علیه السّلام ـ را در قرن چهاردهم هجری پیش بینی کرده است ـ مدعی شد که وی مهدی موعود و مظهر رجعت مسیح است، سپس در روز چهارم مارس 1889 م ادعا نمود که وحی بر او نازل شد(1) و پیامبر است، چون مردی عالم و زباندار بود جمعی از مردم قادیان بدو گرویدند و با او بیعت کردند، و پیروان وی را بنام قادیانی یا میرزائی و «احمدی» نامیدند.
غلام احمد در اثبات دعوی خویش کتابهائی چند تألیف کرد که اهم آنها قصیدة احمدیه (المسیح الموعود و المهدی الموعود) مواهب الرحمن، حمامه البشری الی اهل مکه و صلحاء ام القری است.(2) به علاوه یک مجلة ماهیانه به زبان انگلیسی از سال 1902 در قادیان منتشر نمود که ارگان رسمی قادیانیها است و هنوز هم برقرار است.
بنابراین میرزا غلام احمد قادیانی در اوایل به نام مجدد اسلام دعوت خویش را آ‌غاز کرد و بعداً ادعای نبوت کرد.(3) برای اثبات ادعای نبوت خود از آیة 6 سوره صف استفاده کرد که خدا به حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ در کتاب مقدس قرآن بشارت آمدن غلام احمد را داده است:
وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ
در حالیکه قسمت اول آیه حذف شده است و آیه دربارة بشارت حضرت عیسی به پیامبر بعد از خود است که با نام او را به پیروان خود معرفی می کند:
وَ إِذْ قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یا بَنِی إِسْرائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِینٌ(4)
و یاد آورید هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده یعنی تورات می باشم، و بشارت دهنده به رسولی هستم که بعد از من می آید، و نام او احمد است، هنگامی که او(احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنها آمد گفتند این سحری است آشکار.
بعد از ادعای نبوت، مدعی شد که با چهار زبان«عربی، فارسی، اردو، و انگلیسی» بر او وحی می شود و اکثر تألیفات خود را بر این چهار زبان نوشته است، و در مقابل قرآن کتاب مقدسی را مدعی شد بنام «الکتاب المبین»(5)
نمونه ای از آنچه به عنوان وحی در کتاب مقدس خود آورده است:
«انّ الله خاطبنی و قال یا احمدی انت معی و أنا معک، اذا غضبت غضبت، و کل ما أحببت أحببته، أنا مهین من اراد اهانتک، و انی معین من اراد اعانتک»(6)
به درستی که خداوند مرا مخاطب ساخت و گفت ای احمد من تو با من هستی و من با تو، آنگاه که خشم کنی من هم خشمگین می شوم و هر آنچه را که تو دوست داشته باشی من هم آن را دوست دارم، من کسی را که می خواهد به تو اهانت کند سبک می شمارم، و کسی که می خواهد به تو یاری رساند، یاری می رسانم.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که فرقة قادیانیه اعتقاد به نبوت شخص میرزا احمد قادیانی دارند. و او را دارای کتاب مقدس به نام «الکتاب المبین» می دانند.


پاورقی:

1. مشکور، دکتر محمد جواد، فرهنگ اسلامی، ص 39، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم 1372.
2. دایرة المعارف الاسلامیة، جلد اول، ص 504 و به نقل از (معارف و معاریف) سید مصطفی حسینی دشتی، جلد چهارم، ص 1739، چ اول 1369، انتشارات اسماعلیان قم.
3. طالقانی، سید محمد حسن. القادیانیه، ص 21، چاپ اول 1420 هـ ، انتشارات الغدیر، بیروت.
4. سورة صف، آیة 6.
5. القادیانیه (همان)، ص 22.
6. امواهب الرحمن، 14 و 49 و 50، به نقل از همان (القادیانیه)، 23.

 

پرسش:

جایگاه و خاستگاه اصلی قادیانیه در کدام منطقه می باشد؟

پاسخ:

در 60 مایلی لاهور مرکز ایالت پنجاب، شهر قادیان قرار دارد که غلام احمدخان قادیانی در سال 1889 میلادی در قریه احمدآباد از توابع قادیان، مسلک خود را بنیاد نهاد. این شهر موطن اصلی قادیانیه است و پیروان غلام احمد آنرا مدینه الشیخ، نامیده و حج خود را در آن شهر انجام می دهند.
قادیانیه امروز در شهرهای مختلف جهان پراکنده هستند. در نشستی که در اگوست 1994 م به ریاست میرزا طاهر احمد، خلیفه چهارم غلام احمدخان، برگزار شد 10000 میهمان از 70 نقطه جهان به عنوان نمایندگان قادیانی های مناطق مختلف حضور پیدا کردند.
عمده پیروان قادیانیه در هند و پاکستان حضور دارند، امّا به صورت فعال در کشورهای بریتانیا، اسپانیا، سوئد، کانادا، حضور دارند و مساجد بسیار منظم و معظمی هم ایجاد و تأسیس نموده اند. لازم به ذکر است به علت فتواهای علمای شیعی و سنی به کفر جمعیت قادیانی که خود را احمدیه می نامند در کشورهای عربی و اسلامی حضورشان چندان ملموس نیست.(1)
قادیانیه در زمان میرزا احمد و خلیفه اول وی میرزا نورالدین احمد، مذهب واحدی بود که بعد از مرگ نورالدین به دو شعبه تقسیم شد:
1. شعبه قادیان که رهبرشان بشیرالدین محمود غلام احمد، بود و طریقه و روش آنها همان راه و روش غلام احمد و جانشین وی نورالدین بود.
شعبه دوم شعبه لاهور است که رهبری آن به عهده محمدعلی نامی است که قرآن را به زبان انگلیسی ترجمه نموده. روش آنها با شعبه قادیان متفاوت است، آنان غلام احمد را صرفاً یک مصلح و مجدّد اسلام می شناسند و خود را مسلمان می شمارند.
در خارج از هند و پاکستان، به صورت عمده در قاره امریکا در کشور ایالات متحده خصوصاً شهرهای واشنگتن، نیویورک و سان فرانسیسکو که اکثراً سیاهپوستان هستند، عده ای بنام فرقه قادیانیه حضور دارند.
و در اروپا کشورهای انگلیس ـ اسپانیا ـ سوئیس ـ آلمان، و در شرق دور: سیلان ـ برمه ـ سریلانکا و اندونزی. و در آفریقا: نیجریه ـ شاطی الذهب ـ نایروبی و سیرالئون حضور این فرقه را در خودشان پذیرفته اند که اکثراً از گروه قادیان هستند.(2)


پاورقی:

1. هیئت نویسندگان بمدیریت احمد راتب عرموش، موسوعه الادیان، بیروت، انتشارات دارالنفائس، 2001م.
2. سیدعقیل بن علی المهدی، المذاهب المعاصر، قاهره، دارالحدیث، چاپ دوم، بیتا.

 

پرسش:

فرقة موریش ساینس تمپل چگونه فرقه‌ای است؟

پاسخ:

موریش (Moorish ) در لغت انگلیسی به معنای «وابسته به اهالی شمال آفریقا» و ساینس (science ) به معنای علم و دانش و تمپل (Temple) به معنای معبد و پرستشگاه می‌باشد. و ترکیب این سه کلمه که عبارت می‌شود از: «Moorish science temple» عنوانی است برای فرقه‌ای که در آمریکا تحت اسم اسلام در بین سیاهان فعالیت می‌کند. این فرقه با متأثر گردیدن از فرقه «قادیانیه» یا «احمدیّه» منسوب به میرزا غلام احمد قادیانی ـ متولد 1251 ق در شهر قادیان استان پنجاب هند و متوفای 1326 ق در اثر مرض وباء در شهر لاهور پاکستان(1) ـ در میان سیاه‌پوستان امریکا به رهبری شخصی به نام «نویل دروعلی» به وجود آمده است.
میرزا غلام احمد قادیانی که در یک خانواده مسلمان به دنیا آمده بود، بعد از اتمام تحصیلاتش به پندار خودش آیه و مبشراً برسول یأتی اسمه احمد(2) منطبق بر خود نموده و ادّعای نبوت را سر داد، ولی به خاطر عدم استقبال جامعه اسلامی هند از این ادعای خود، تا حدودی عقب‌نشینی نموده و اعلان کرد که نبوت او یک نوع نبوت منعکس شده‌ای از نبوت پیامبر اسلام است، چون او با توجه به اعتقاد به تناسخ، حلول و وحدت‌ وجود، معتقد بود که تمام کمالات انبیاء در حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ جمع شده است و این کمالات بعد از پیامبر در او انعکاس پیدا کرده است.(3) او و پیروانش به خاطر همین ادّعای نبوّت «ظلیّه» و اینکه نبوّت او در سایة نبوّت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار دارد، از طرف مسلمین تکفیر شده و فرقه‌اش یک فرقة غیر اسلامی معرّفی گردیده است.(4) به هر حال این فرقه هر چند نتوانست در کشورهای اسلامی و مراکز فرهنگی آنان، برای خودش اعتباری کسب کند، امّا در کشورهای غیر اسلامی در میان مهاجرین مسلمان و نو مسلمانان بومی تأثیر گذارده و توانسته است به حیات خودش ادامه دهد. این فرقه از سال 1920 در آمریکا فعّالیت خود را آغاز نموده و باعث شده است که زمینة به وجود آمدن فرقه‌های دیگر هم سنخ با خودش را در میان سیاه پوستان آمریکا فراهم کند.
فرقة موریش یکی از همین فرقه‌هایی است که اکثر سیاه پوستان آفریقایی تبار آمریکا در اوائل قرن بیستم این فرقه را برای رفع بحران دین و اعاده هویت مذهبی و ملی شان به وجود آوردند. زیرا آنان در دورة بردگی از آفریقا به آمریکا انتقال داده شده بودند و به مرور زمان به صورت اجبار، دین و مذهب و هویّت ملی‌شان را از دست داده بودند. سیاه پوستان تلاش‌های زیادی را برای احقاق حقوق‌شان و رفع ظلم و ستم سفیدها و حکّام منطقه، از اوائل قرن بیستم آغاز نمودند و نتیجة این تلاش‌ها به وجود آمدن فرقه‌های متعدد ظاهراً اسلامی می‌باشد.
رهبر این فرقه برای نجات سیاه‌پوستان آفریقایی نخواسته است که از فاکتورهای نژادی و قومی استفاده کند، بلکه تلاش او بر این بوده است که با نیروی معیارها و شعارهای اسلامی از یک طرف و با عنوان نمودن مظلومیت و فقر سیاهان از طرف دیگر، بین آنان اتّحاد و انسجام فکری و سیاسی به وجود آورد تا هم از نظر اقتصادی برای آنان تحوّلی ایجاد شود و هم یک نوع پشتوانة دینی و مذهبی داشته باشد که بتواند سیاهان غیر آفریقایی را هم به سوی خودشان جذب نماید.(5)
پس این فرقه نتیجة دو عامل بیرونی و یک عامل درونی در میان سیاهان می‌باشد، دو عامل بیرونی یکی فشارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سفیدها و حکّام دولتی منطقه و دیگری وجود و نفوذ فرقه قادیانیه (احمدیه) در جامعة آمریکایی توسط مبلّغین این فرقه می‌باشد. عامل درونی، بحران هویّتی و دینی آنان است که در کنار دو عامل فوق موجب ایجاد فرقه‌ای مذهبی در بین آنان گردیده است.


پاورقی:

1. الظاهر العاملی، سلیمان، القادیانیه، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، اول، 1420 ق، ص 6 و 24.
2. صف:6.
3. القادیانیه، ص6.
4. حسن بن علی السقاف، صحیح شرح العقیده الطحاویه، اردن، دار الامام النودی، اول، 1416 ق، ص 408.
5. www. Balagh. Net : persian : din : islam : islam _ melal : adyan : pro _ ahl : islam _ va _ musalmanan _ dar amrika : 06 . htm

 

پرسش:

چه نقدهای کلی بر فرقه قادیانیه وارد است؟

پاسخ:

قادیانیه یا احمدیه مذهب جدیدی است که منسوب به میرزا غلام احمد قادیانی می‌باشد.(1) وی ابتدا ادعای اصلاح و تجدید دین اسلام را داشت، بعد ادعای مهدویت و مسیح بودن کرد و در نهایت نیز به عقیده برخی ادعای نبوت نمود.(2)
در شبه جزیره هند، سابقه ادعای مهدویت، هم زمان است با ورود استعمار به این منطقه و افرادی چون سید محمد جونبوری هندی در سال (901 هـ . ق) سید محمد مشهدی، الینگالی در سال (1203) سیدبن علی شاه هندی، هاشم شاه نوربخش، سید علی بن محمد موسوی(3) و... جزو این مدعیان بوده‌اند، اما از همه آنان موفق تر احمد قادیانی بود که فرقه «قادیانیه»‌را بنیان نهاد.
میرزا غلام احمد در پنجاه سالگی به دنبال ادعای خواب‌نما شدن و دیدن چندین رؤیا، اعلام کرد که به او وحی نازل می‌شود و مجاز در گرفتن بیعت از مردم گردیده و از جانب خدا به رهبری برگزیده شده است و در سالهای بعد نخست ادعای مسیح موعود بودن و مهدویت نمود و سپس ادعای نبوت کرد... وی ادعای تجسم روح محمدی در خود نمود... وی هم‌چنین جهاد با سیف را لغو و تحریم کرد و نیز وفاداری به انگلیسی‌ها را از واجبات شمرد.(4)
از آنجا که میرزا غلام احمد خان در عین ادعاهای فوق، دین اسلام را قبول دارد و خود را مجدد و مصلح آن می‌‌داند در انتقاد ونقد کلی بر آیین وی می‌توان از مباحث اسلامی در ردّ ادعاهای وی استفاده کرد بنابراین نقدهای کلی بر مذهب وی را در موارد زیر خلاصه می‌کنیم.

الف) مبارزه با نبوّت اسلامیغلام احمد هرچند ابتدا ادعای اصلاح و تجدید دین اسلام را داشت، ولی برای رسیدن به مقاصد دنیوی خود دو کار مهم انجام داد:
اولین کار وی انکار خاتم‌النبیین بودن پیامبر اسلام حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ بود و خاتمیت مورد تأکید قرآن را به معنی زینة النبیین گرفت و انتهای نبوت به پیامبر اسلام را انکار کرد.(5)
دومین کاری وی، ادعای نبوت بود. وی خود را پیامبر معرفی می‌کرد و می‌گفت: «من صادق هستم مانند موسی، عیسی، داود و محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و خداوند برای تصدیق من، آیات آسمانی که بیش از ده‌ها هزار آیه است فرستاده و قرآن و رسول بر من شهادت می‌دهند و پیامبران زمان بعثت مرا که همین عصر است معین کرده بودند.(6)

ب) ابراز عقاید التقاطیمیرزا غلام احمدخان فردی فرصت‌طلب بود و برای رسیدن به قدرت، دست‌ به هر اقدامی می‌زد وی ابتدا وارد خدمت دولت انگلیس شد و از سال 1860 م تا 1865 م در شهر سیالکوت مشغول کار بود، از آن پس از خدمت دولتی کناره گرفت و حدود چهل‌ سالگی کتاب مذهبی خود را که «براهین احمدیه» نام دارد منتشر کرد که در آن ادعای دفاع از اسلام را داشت و بعد از اقبال مردم به وی در پنجاه سالگی به دعوت بشارت خود پرداخت و دعوی کرد که از جانب خدا به او وحی می‌رسد و اجازه دارد بیعت بپذیرد و در سال 1904 م خود را مسیح و مهدی موعود و تارا کریشنا خواند.(7) و بدین ترتیب خواست تا هم دل مسیحیان را به دست آورد و هم از میان مسلمانان و هندوان پیروانی گرد آورد و با آمیختن اعتقادات مسلمین، هندوها و مسیحی‌ها به هر صورت که شده فرقه‌ای جدید تأسیس کند. وی عقیده داشت که حضرت عیسی به دار آویخته نشد بلکه فرار کرد و در منطقه کشمیر وفات یافت و قبری که اکنون به نام قبر بوذاسف در منطقه کشمیر وجود دارد قبر حضرت عیسی است.(8) و در جواب مسلمانان که می‌گفتند، طبق نص قرآن و احادیث، حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نمرده و به هنگام ظهور مهدی(عج) رجوع خواهد کرد می‌گفت: منظور از آن مسیح، خود من هستم و بدین ترتیب خود را مسیح قلمداد می‌کرد.(9)

ج) همکاری با استعمار انگلیس دولت انگلیس برای استمرار استعمار خود در ممالک اسلامی سعی می‌کرد تا وحدت اسلامی را از بین برده و با دامن‌ زدن به اختلافات دینی و مذهبی هر‌گونه مقاومتی را از میان بردارد و برای رسیدن به این هدف دست به تأسیس فرقه‌های جدید و حمایت از فرقه‌های انحرافی زد به گونه‌ای که بهائیت را در ایران مورد حمایت قرار داد، در شبه جزیره عربستان وهابیت را محکم کرد و در شبه قاره هند نیز به تقویت غلام احمد قادیانی و تأسیس فرقه قادیانیه دست یازید و توانست از این دست‌پرورده خود بهره‌برداری لازم را بکند که به دو نمونه اشاره می‌شود.

1 . انکار جهادبه هنگام استعمار هند توسط دولت انگلیس، عبدالعزیز دهلوی یکی از علمای آن زمان در سال 1803 م بر علیه انگلیس اعلام جهاد کرد. و سایر علماء نیز از وی پیروی کردند و این اقدام استعمار انگلیس را به شدت به وحشت انداخت و برای فرو نشاندن قیام‌های مردمی از میرزا غلام احمد قادیانی در مورد جهاد استفتاء کرد و میرزا احمد اعلام نمود که امروزه جهاد برداشته شده و نمی‌توان جهاد کرد. و بدین ترتیب به حمایت از انگلستان و در مخالفت با سایر علماء جهاد را حرام اعلام نمود.(10)

2 . اعلام وفاداری به انگلیسی‌هاعلاوه بر این که جهاد را ممنوع کرده بود وفاداری به انگلیسی‌ها را از واجبات می‌شمرد.(11) و بدین ترتیب نشان می‌داد که تا چه حد از حامیان خود حمایت می‌کند و چه دست‌های پنهان و آشکاری وی و طرفداران وی را برای اختلاف‌افکنی در میان مسلمانان و از بین بردن وحدت اسلامی، سر کار آورده‌اند.
در نهایت می‌‌توان گفت تأسیس فرقه قادیانیه عملی سیاسی بود که برای شکستن اتحاد مسلمین به وجود آمد و حرف جدیدی برای ارایه نداشت و امروزه هم اگر به حیات خود ادامه می‌دهد به دلیل حمایت‌های دولت‌های استعماری است والّا دلیل دیگر برای استمرار حیات این فرقه ساختگی وجود ندارد.


پاورقی:

1. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1375، ص 38.
2. ر.ک: سبحانی، جعفر، المذاهب الاسلامیه، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ چاپ اول، 1423 ق، ص362 تا 364.
3. ر.ک: بهشتی، محمد، ادیان و مهدویت یا آراء و عقاید درباره مهدی، ‌ انتشارات امیر، ص 76 تا 82.
4. ربانی گلپایگانی، ‌علی، فرق و مذاهب کلامی، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ص 342 تا 348.
5. همان.
6. المذاهب الاسلامی، ص 367 و 368.
7. ر. ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص 39.
8. ر.ک: المذاهب الاسلامیه، ص 363.
9. المذاهب الاسلامیه، ص 363.
10. همان، ص 377، همچنین فرهنگ فرق اسلامی، ص 39.
11. فرق و مذاهب کلامی، ص 348.

 

تحقیق و گزینش : غلام سخی علیزاده

منبع:

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

(نرم افزار پاسخ)

وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان