تبسم دانایی
قالب وبلاگ

پرسش:

هندوئیسم در کجا و کی به وجود آمد؟

پاسخ:

شبه قارة هند سرزمین بزرگی است در جنوب قارة آسیا که بعد از چین پرجمعیت‌ترین کشور جهان است. این سرزمین علاوه بر هند کنونی، بخش اعظمی از پاکستان بنگلادش، نپال را هم شامل می‌شده است. شبه قارة هند در قدیم با فلات ایران در ارتباط بوده و از نظر فرهنگی مشترکات زیادی با هم داشته‌اند.
بیشتر از دو هزار و پانصد سال قبل از میلاد مردمی در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند سیه چرده، با موهایی مجعد که اعقاب ایشان در جنوب هند به نام (دراویدیان) فراوانند.
سرزمین هند همانگونه که در زمینة آب و هوا و مردمان ،سرزمین عجایب است، در زمینة ادیان هم سرزمین عجیبی است. تنوّع و پیچیدگی عقاید در هندوئیسم بسیار دامنه‌دار است. گفته‌اند در میان ادیان دنیا، دین هندوئی مانند یک انبان فروشنده دوره گردی است که هم اشیاء نفیس عتیقه در آن دیده می‌شود و هم ملزومات روزانة خریداران.(1)
هندوئیسم چون دیگر دین‌های جهانی، یعنی مسیحیت، اسلام و یا آئین بودا تنها یک بنیانگذار نداشته است بلکه به مرور زمان در جامعة هند به خاطر وجود اختلافات طبقاتی یا به علّت برخی مسائل اجتماعی، در سرزمین هند به وجود آمده است. یعنی تکامل هندوئیسم به صورت تدریجی بوده است. این دین اندک اندک در دورانی بیش از دو هزار سال بالیده و همة جنبش‌های فرهنگی و دینی هند را به خود جذب و یگانه کرده است.(2)
هندوئیسم از فرهنگ‌های بسیار متأثر شده است و کالبد اندیشة هندو چون خود ملت هند گوناگونی بسیار دارد. هندوئیسم در سرزمین هند در سایة برخی اتفاقات و تغییر و تحولات و وجود اختلاف طبقاتی در شهر بنارس هند به وجود آمده و قدیم‌ترین دین زندة جهان می‌باشد.
محققین غربی برآنند که زمان پیدایش مبادی معروف به ودیک یا عصر برهمنی مقدمه تحولاتی بوده که عاقبت دین هندوئیزم را فراهم آورده است. و در نتیجه هندوئیسم عبارت شده است از یک سیستم مذهبی اجتماعی که در میان مردم آن سرزمین رشد و نمو یافته است.(3)
دین هندوئیسم یکی از پرطرفدارترین ادیان جهان است که عمدتاً در سرزمین هند محصور بوده است. البته جز در مواردی که خود هندوها به نقاط دیگر جهان مهاجرت کرده‌اند. انتقال یافته است. در میان ادیان جهان، دین هندوئیسم از نظر اعتقاد به نظام طبقاتی ـ اجتماعی، دین منحصر به فرد است.(4)
مرکز زندگی دینی در هندوستان شهر بنارس است. این شهر با زائرین و مرتاضان و گاو و میمون مقدس و دوهزار معبد و چندین پرستشگاه و پانصد هزار مجسمة خدایان و حمام‌های مقدس و انبار مخصوص سوزاندن اجساد، بزرگترین نمایشگاه جهان به شمار می‌آید. دورة هندوئیسم سومین دورة اکمال معنویت هندو است.(5) در نهایت چنین نتیجه می‌گیریم که دین هندوئیسم بنیان‌گذار خاصی ندارد بلکه محصول فرهنگهای بسیار است. و اکنون این را در قالب آیین‌ها و جشن‌های اجتماعی هندو روشن‌تر می‌توان دید.
هرگونه اعمال دینی از جشن‌های ودایی گرفته تا مراسم قبیله‌های ابتدایی جان‌پرست، همه را می‌توان در کالبد هندوئیسم یافت.


پاورقی:

1. آریا غلامعلی، آشنایی با تاریخ ادیان، انتشارات پایا. سوم، 1379، ص 45،
2. ک.م: سن: هندوئیسم، انتشارات فکر روز، چاپ دوم، 1375، ص 13، .
3. مبلغی آبادانی، عبدالله: تاریخ ادیان و مذاهب جهان، چاپ اول، 1373، انتشارات منطق سینا، ص190.
4. همان.
5. هیوم، رابرت ادیان زندة جهان، چاپ چهارم، 1374، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص52.

 

پرسش:

هندوئیسم دارای چه فرقه هایی می باشد توضیح دهید؟

پاسخ:

آئین هندو، از حیث قدمت، کهن ترین مذهب زنده جهان است و اکنون بالغ بر پانصد میلیون تن پیرو دارد. این آیین شارع و پیامبر ویژه ای ندارد و اساساً دین بومی و ارثی است و تاریخ آن مانند پیروانش در طول زمان و اعصار، به گونه ای دستخوش انقلاب و دگرگونی شده و با افسانه های گذشتگان و رسوم و عادات نیاکانی و قومی در آمیخته که اصول و فروع آن را به آسانی از یک دیگر نمی توان تشخیص داد.(1)
آیین هندو فرقه های بی شماری دارد و پیروان هر کدام از آنها بر جنبه خاصی از دین تاکید می کنند.
این آیین به سه فرقه اساسی و چندین فرقه فرعی تقسیم می شود که به ترتیب به آنها اشاره می شود.

الف: فرقه های اصلی:
1. شیوائیسم: آنان که علاقه بیشتری به شیوا، نشان می دهند، آنها را فرقه شیوائیسم می گویند.(2)
شیوا (siva) نام خدایی است که به خدای فانی کننده یاد می شود، مجسمه چهار دست و در حال رقص او فراوان است. رقص شیوا نقش او را در ایجاد و انهدام نشان می دهد.(3)
شیوا خدای مذکر است و در کنار آن ( شاکتی ) همسر شیوا، که دورگاوکالی نیز نامیده می شود، مظهر قدرت است.(4)
شیوا پرستان، عورت شیوا را نیز می پرستند وآن را «لینگا» می نامند. مجسمه های لینگا و معابد آن، نیز فراوان است. از همین رو شیوائیسم به دو فرقه فرعی تقسیم می شود.
1. فرقه شکتی ((sakti که همسر شیوا را می پرستند.
2. فرقه لینگا که آلت تناسلی شیوا را مورد پرستش قرار می دهند و معتقدند که آلت تناسلی به عنوان نماد شکوفایی و حیات مورد احترام قرار می گیرد.(5)
برای آیین شیوا فرقه های دیگری هم ذکر کرده اند که عبارتنداز کاپالیکا، کالاموکا، لاکویشاپاشوپاتا، پراتیا بیجنیا، شیوا سیدانتا، و ویرشیوا.(6)

2. ویشنوئیسم ( (vishnuismآنان که وابستگی خود را به ویشنو، نشان می دهند، آنها را فرقه ویشنوئیسم نام نهاده اند(7)
ویشنو با اشخاص متعددی از خدایان موجود یکی انگاشته شد، و این درهم آمیختن، از او خدایی با اوصاف نیک خواهی پدید آورد که در اندیشه سعادت جهان است و در هنگامه های افول اخلاق، در قالب و شکل های گوناگون به جهان نزول می کنند تا عدالت را باز گردانند. آنان معتقدند که ده تنزل از ویشنو وجود دارد. که عبارتند از: ماهی، لاک پشت، گراز، موجود نیمه آدم و نیمه شیر، کوتوله ، رامای تبر به دست، کریشنا، راما، بودا، کَلکی.
پرستنده ویشنو را،‌ در صور مختلف پرستش او. وَیشنَوه می خوانند و کل مذهب ویشنوی را ویشنویزم می نامند.(8)
لاکشمی یا رادا، همسر ویشنو نیز مورد پرستش قرار می گیرد و گاهی در آیین هندو پرستش همسران بر پرستش خود شوهران می چربد.(9)
برای مذهب ویشنو فرقه ای که از آن منشعب شده باشد، ذکر نشده است.

3. مذهب برهمن:برهما خدای ایجاد کننده،‌ به معنای قائم با لذات و ازلی و ابدی است. درباره این خدا (برهما) در نزد هندوان عبادت و تشریفات چندانی معمول نیست، و جز یکی دو معبد در تمام کشور هند، بنام او مشاهده نمی شود، لیکن دو خدای دیگر یعنی ویشنو و شیوا در طول سه هزار سال پیوسته مورد ستایش و پرستش عامه هندوان در شمال و جنوب آن کشور قرار گرفته اند.(10)

ب) فرقه های فرعی هندوئیسم:فرقه های فرعی بیشماری غیر سه از فرقة اصلی در مذهب هندو وجود دارد که هر کدام برای خود خدای واحدی را پرستش می کنند و در عین حال به وحدت وجود قائل هستند. و معتقدند که همه آنها مظاهر خدای عظیم و یگانه ای است که صور مختلفه از پیکر قدرت واحد غیبی می باشند و بر این باورند که: تمام موجودات و کائنات از افراد بشر گرفته تا قوای طبیعی از جمله تمام حیوانات، نباتات، کوهها، نهرها و درختان، ذراتی هستند که کالبد عظیم الوهیت جهانی را تشکیل داده اند.(11)
برخی از این فرقه های فرعی عبارت اند از:

1. فرقه گَنِشَه: این فرقه خدای «گانِشا» که خدای فیل سر است و پسر پارواتی و نوة شیوا است را می پرستند. گانشا یکی از پرطرفدارترین خدایان در هندوستان است و تصویر های کوچکی از او، بر روی در بسیاری از خانه ها به چشم می خورد. گانشا را رافع موانع می دانند و از این رو پیش از انجام هر کاری چیزی را نذر او می کنند.(12)

2. هنومان: این فرقه خدای هانومَن را می پرستند. هانومَن به عنوان مثال اعلای ایمان و سرسپردگی پرستیده می شود.

3. موروکان: موروکان خدای است که با شیوا نسبت دارد در سنت فامیلی جنوب هند، هیچ خدایی محبوبیت موروکان را ندارد. با این که موروکان پیشینة غیر برهمایی درازی به عنوان خدای جنگ دارد، بعد ها همان «اسکاندا» پسر شیوا شناخته شده است. اعیاد بزرگ جنوب هند به یاد این خدا برگزار می گردد.(13)
فرقه هایی دیگری که بنام خدایانشان نامیده می شوند، در گوشه و کنار هند زندگی می کنند که بعضی از آنها عبارت اند از:
ایندرا، یَمه، وارونا، اَگنی، سوریا، وایو، سومه، کبرا، کرتی کیا، دَرمه، تامه، سرسوتی، لَکشمی، دِوی یا مَها دِوی، آدیتی، سارانیو، پریتوی، راتی، دیتی، ماناسَه.
در پایان جا دارد که به دو ویژگی آیین هندو اشاره شود که در میان دیگر ادیان کمتر دیده می شود: یکی اینکه این آیین هرگز به فردی خاص منسوب نیست و بنیان گذاری ندارد. ویژگی دیگر این آیین، پذیرندگی بسیار آن است. به گونه ای که توانسته در طول تاریخ طولانی خود اندیشه های بیگانه زیادی را در خود بیامیزد. همین ویژگی باعث گشته که سرزمین هند سرزمین ادیان و فرقه های بی شماری باشد که همگی به صورتی مسالمت آمیز در کنار هم زیست کنند.(14)


پاورقی:

1. جلالی نائینی، سیدمحمدرضا، هند در یک نگاه، انتشارات شیرازه، صفحه 73 جلد اول 1375.
2. رضایی، عبدالعظیم، تاریخ ادیان جهان، انتشارات علمی چ ـ تاریخ، جلد 2 صفحه 210
3. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، انتشارات سمت، چاپ دوم 79، صفحه 39.
4. نقوی، دکتر سید علی محمد، تحقیقاتی دربارة هند، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو. 1375، جلد 6، بخش ادیان‌، صفحه 60،.
5. سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، سیری در ادیان زنده جهان، ناشر آیت عشق، چاپ اول1383، صفحه 58.
6. تحقیقاتی درباره هند، جلد 6، بخش ادیان، صفحه 64.
7. تاریخ ادیان جهان جلد2، صفحه210.
8. سمن و یتمن، آیین هندو، ترجمه علی موحدیان عطار، انتشارات مرکز تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول1382، صفحه 35،.
9. تحقیقاتی دربارة هند، بخش ادیان ،‌ ‌جلد6،‌ صفحه 60.
10. تاریخ ادیان جهان، جلد2، صفحه 200.
11. تاریخ ادیان جهان، جلد 2، صفحه 211.
12. سی بل، شاتوک، دین هندو، ترجمة حسن افشار، نشر مرکز، چاپ اول 1381، صفحه 67،.
13. دُروینکا ایونس، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، انتشارات ـ، چاپ اول 1373، صفحه 127.
14. سیری در ادیان زنده جهان، ناشر آیت عشق، چاپ اول 1383، صفحه 67.

 

پرسش:

آیا هندوان بت پرست هستند.

پاسخ:

می توان بت پرستی را ثمره احساس نیاز فطری بشر همراه با جهل و کوته فکری او دانست که به پرستش اشیاء و مجسمه هائی به عنوان نماد خداوند می پردازد و بنا به فرموده قرآن در توجیه این عمل خویش هم چنین استدلال می کنند: مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَآ إِلَی اللَّهِ زُلْفَی.(1) «یعنی ما این بتها را تنها برای اینکه باعث قرب و نزدیکی ما به خدا می شوند، پرستش می کنیم».
همت پیامبران بزرگ الهی از ابراهیم و نوح و موسی و عیسی تا خاتم النبیین ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ موجب شد تا علم بشر بیشتر شده و از جهل پرستش اشیاء ضعیف فاقد قدرت و تاثیر به پرستش خدای یگانه روی آورند ولی متأسفانه در گوشه وکنار دنیا عده ای اگر چه محدود همچنان به پرستش بت ها به صورت های گوناگون مشغولند، از جمله قبایلی در آفریقا و استرالیا و آمریکای جنوبی و ..... اما در مورد آئین هندو: آنچه که کار نظر دادن در خصوص پیروان این دین را مشکل می کند تنوع بسیار زیاد و پیچیدگی و رمز گونه بودن تعالیم این آئین است.
همانگونه که در مدخل هندوئیسم می خوانیم: «کلید فهم زندگی یعنی هندوها کثرت است. چون که هندوئیسم وحدت نیست، بنیان گذار ندارد، نه عقیده ای یگانه دارد، نه کتاب مقدس یگانه ای که همگان پذیرفته باشند، نه قانون نامه ای اخلاقی یا نظام الهی یگانه ای، یا مفهوم یگانه ای از خدا که محور باشد.»(2)
این آئین پر رمز و راز و بیانات متعدد و مختلف درخصوص تفسیر معتقدات آن موجب شده حتی عده ای منکر بت پرستی در این آئین شده و آنها را خداپرست معرفی نمایند و از آموزه های دو مشرب عرفان اسلامی و آئین هندو نزدیکی زبان این دو را بیان می کنند.(3)
ولی از آنجا که در این مقاله کوتاه فرصت ورود به موارد اختلاف و بیانات متفاوت کشف و شهودی و فلسفی هندوئی نیست، می توان آئین های اصلی هندو را به دو دستة زیر تقسیم کرد:(4)
الف ـ آستی کَه: (خدا باور)ـ 1. سانگ هیه 2.یوگه 3. نیایه 4. وی شه شیکه 5. ودانته 6. می مام سه.
ب: ناستی کَه: (ماتریالیست)ـ 1. چاراواکه 2. بودا 3. جینه.
که با مطالعه در تمامی این مکاتب با تفاوتهای تقریباً زیاد میان آنها چه آنها که قائل به وجود خدا بعنوان خالق یا قدرت برتر هستند و یا روح کلی حاکم بر جهان یا اصولاً قایل به اتفاقی بودن خلقت بوده و خالقی برای دنیا تصور نمی کنند. در عمل نحوه ای از پرستش بت ها در میان پیروان آن وجود دارد، و بر اساس آیه سوم سوره مبارکه «زمر» آنها بت پرست هستند اگر چه میزان آن در فرقه های مختلف متفاوت است. با توجه به احترام به طبیعت که در فرهنگ هندی جایگاه خاصی دارد، احترام به حیواناتی چون مار، شیر و پرندگان و... وجود دارد که بعضاً در حد پرستش و منشاء خیر و شر دانستن آنها می رسد و مجسمه و نقاشی های این حیوانات مورد احترام و پرستش، در معابد می باشد. با کثرت فرقه ها در هندوئیسم حتی خدایانی محلی و منطقه ای وجود دارند که هر یک در همان منطقه مورد پرستش هستند. و با توجه به اعتقاد به خدایان متنوع و خدا بانوهای همراه هر خدا مجسمه هایی از چهره های مرد و زن درست کرده اند که هر یک به عنوان نماد خدایی پرستش می شود.
از میان خدایان هندو خدای «ویشنو» خدای حافظ و خدای «شیوا» خدای قهر و تخریب بیشتر پرستش می شوند و از این دو نیز «شیوا» بیشتر مورد پرستش است مجسمه هایی از او در حالتهای گوناگون در معابد است و حتی در بعضی معابد مجسمه ای از جنس سنگ سیاه که همچون آلت تناسلی نرینه است، ساخته شده و نمادهای کیهانی محسوب و پرستش می شوند.(5)
الهه های متفاوت «خوشبختی» الهه رود کنگ ـ خوش اقبالی و .... هر یک با حالتهای مختلف چون نشستن به حالت «یوگا» یا رقص و .... (6) وجود دارند که در معابد مورد پرستش قرار گرفته و برای آنها نذر و قربانی کرده و غذا برای آنها می گذارند. علاوه بر این یکی از حیواناتی که در میان اقوام مختلف هندو احترام زیاد در حد پرستش یافته است «گاو» است چنانکه آن حیوان را منشاء برکات دانسته و حتی بول و سرگین آن را مطهر و مقدس دانسته و برای بعضی امور مذهبی از آن استفاده می کنند و آنرا موجب تطهیر می دانند.
در پایان تذکر این نکته لازم است که نظر قطعی و کلی دادن در مورد فرقه های آئین هندو دشوار است و با توجه به پیچیدگی های آن مشکل است مراد اولیه آئین را دانست ولی آنچه ظاهر است و در عمل پیروان آئین هندو پیداست بت پرستی در اشکال گوناگون آن است و می توان به جرأت گفت چه در عبادتهای معبدی و چه در عبادت های خانگی در میان هندوها بت پرستی رایج و شایع است.


پاورقی:

1. سوره زمر، آیه 3.
2. فرهنگ ادیان جهان، ص 676، جان آرـ هینلز.
3. آئین هندو و عرفان اسلامی، داریوش شایگان.
4. معرفی مکتبهای فلسفی هند، ص 85، ساتیش چاندرا جاترجی.
5. آئین هندو، ص 76، سیمُن و یتمن.
6. آئین هندو، ص 32 تا42، سیمن و یتمن.

 

پرسش:

چرا هندوان مرده های شان را می سوزانند؟

پاسخ:

قوانین، مقررات و عقاید هندوها بر اساس مقاصد چهار گانه ای بنا شده است که عبارتند از:

1. کامه: که همان کامرانی و طلب لذایذ جسمانی است.

2. ارتهه: که مراد از آن وظایف افراد نسبت به امور جهان می باشد.

3. دهرمه: به معنای شریعت و اخلاق و رفتار دینی.

4. مکشه: به معنای هدف غایی انسان و آن عبارت است از نجات روح و رسیدن آن به مرتبه کمال که از طریق نفی تمام بدبختی های زندگی می باشد.(1)
درهندوئیزم در راستای مقصد چهارم دو عقیده بنا شده به نامهای:

1. سمساره: که معنای آن انتقال ارواح یا تناسخ می باشد(2) فلذا هندوها بر این اساس معتقد می باشند که ارواح انسانها بعد از مرگ در قالب بدن های دیگر وارد این جهان می شوند و به زندگی مجدد می پردازند.

2. کرمه: که معنای آن کیفیت و چگونگی تولد ثانوی است(3) به عبارت دیگر بر اساس این عقیده هندوها طریقه و راه عمل به سمساره که در ادامه به آن اشاره می شود بیان می دارند. بنابر این با توجه به آنچه که بیان شد هدف غایی در دین هندو آزاد و رها شدن از محنت حیات است و بر این اساس پیروان این دین به دنبال این هستند که در تجسم و حلول بعدی، زندگی بهتری داشته باشند.(4)
از این رو هندوئیزم برای چگونگی توالد ثانوی (کرمه) قانون سوزاندن مردگان را وضع کرده اند و از این رسم دو هدف را دنبال می کنند که عبارتند از:

1. عمل به کرمه: ‌(چگونگی توالد ثانوی) یا به عبارت دیگر آنها بدین وسیله به روح در حال عزیمت این امکان را فراهم می کنند تا این جهان را ترک کند و منزلت نیاکان را به دست آورد و همانند شبح در این جهان باقی نماند و به سرنوشت بعدی خود رهسپار شود.(5)

2. رفع آلودگی: هندوها بر این عقیده اند که با مرگ فرد آلودگی گسترده ای آزاد می شود که تنها راه رفع این آلودگی سوزاندن جنازة مرده ها می باشد.(6)
نتیجه آن که هندوها به دو دلیل مرده های خود را می سوزانند:
اول آنکه: این کار را (سوزاندن مرده) بهترین راه تسریع در رسیدن متوفی به زندگی بعدیش می دانند و دوم آنکه با این کار در صدد برطرف کردن آلودگی ایجاد شده می پردازند.


پاورقی:

1. آریا، غلامعلی، آشنایی با تاریخ ادیان، تهران، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا، چاپ سوم، 1379ش، ص 55.
2. جان بی ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1377ش، ص 155.
3. همان.
4. گواهی، عبدالرحیم، جهان مذهبی، تهران، نشر فرهنگ، چاپ دوم، 1378ش، ص297.
5. سیمن و تیمن، آیین هندو، ترجمه علی موحدیان عطار. قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1382ش، ص 74.
6. همان.

پرسش:

چه نقدهای کلی بر دین هندوئیسم وارد است؟

پاسخ:

آیین هندو از جمله ادیان ابتدایی است که «دین» نامیدن آن تنها با تعریفی که دین را «اعتقاد به امری قدسی»(1) میداند، امکانپذیر است. والّا در مقایسه با ادیان ابراهیمی باید آن را مجموعهای از افسانهها، اساطیر و برخی توصیههای اخلاقی و عرفانی، نامید. هندوئیسم شکل تکامل یافته «آنیمیسم» است و بنیانگذار شناخته شدهای ندارد این آیین گونهای فرهنگ، آداب و سنن اجتماعی است که با تهذیب نفس و ریاضت همراه است و با اندکی تسامح میتوان اصول این دین را در موارد زیر خلاصه کرد.
1. اعتقاد و احترام به کتابهای باستانی و سنتهای دینی برهمنان.
2. پرستش خدایانی که به ظهور آنها در دورههای قدیم عقیده دارند.
3. اعتقاد به تناسخ.
4. رعایت مقررات و طبقات اجتماعی (کاست) در معاشرت و ازدواج.
5. احترام به موجودات زنده مخصوصاً گاو و...(2)
طرفداران فرقههای مختلف آیین هندو در ثالوث اعظم یعنی خدایان بزرگ سه گانه با هم دیگر توافق دارند این سه خدا عبارتند از:
اول برهما یعنی خدای خلقت و آفریدگار کل.
دوم شیوا یعنی خدای مرگ و مهلک کل.
سوم ویشنو یعنی خدای زندگی و حافظ کل.(3)
طبیعتاً‌ در صورت مقایسه آیین هندو با ادیان آسمانی و دین مترقیای چون اسلام ضعفها و ناکارآمدیهای این آیین چنان نمایان خواهد شد که بررسی همه آنها محتاج تألیف کتابی خواهد بود، ولی چون هدف این مقاله شمردن نقدهای کلی آیین هندوئیسم است در این جا به چند مورد اصلی اشاره میشود.

1. تعدد خدایان و ناتوانی از تبیین مبدأ عالم و انسانهندوان به عده بیشماری از خدایان آسمانی و زمینی با اسماء و صفات عجیب و غریب معتقدند و در برابر آنها کرنش میکنند و برای هر یک بتخانههای باشکوهی میسازند.(4) و البته در عین حال سعی میکنند این خدایان متکثر را زیر مجموعه سه خدای اصلی یعنی برهما، شیوا و ویشنو(5) قرار دهند. هندوها این سه خدا را که شباهت زیادی به تثلیث مسیحیت دارد بین استقلال ذاتی و وحدت متردد گذاشته و معلوم نمیسازند که بالاخره آیا این سه خدا یک خدا هستند یا هر کدام خدایی جداگانه میباشند و به تعبیر دیگر گاهی جنبه صفات خدای واحد و ازلی برای آنها قائل میشوند و گاهی چنان در شمردن افتراقات این خدایان می کوشند که خدایان نیز موجوداتی چون دیگر موجودات متکثر جلوه میکنند. و این بدان سبب است که آیین هندو «وحدت موجودات» را رکن اصیل خود قرار داده و از طرفی طبق این اصل همه چیز را خدا میشمارد و ارواح، اشجار و مظاهر طبیعت را هم از نوعی الوهیت برخوردار میسازد و تعداد خدایان را به تعداد موجودات متنوع و متکثر میرساند و از سوی دیگر همین خدایان متعدد به دلیل وحدت وجود یک خدا بیش نمیتوانند باشند.
اگر افسانهها و مطالب یاد شده در کتاب های دینی هندوان را محور قضاوت قرار دهیم این اصل ثابت خواهد شد که آیین هندو از توضیح و تبیین منشأ عالم و انسان عاجز است و به نوعی دچار تناقضگویی شده است. همین امر باعث شده تا آیین هندو فرقههای بیشماری داشته باشد، عدهای به شیواپرستی رو آورند و عدهای ویشنو را بپرستند و... و در نهایت همگی به پرستش بتهای دست ساخت خود اقدام کنند و سرزمین هند به سرزمین بتخانههای بزرگ شهرت یابد. «شیواپرستان عورت شیوا را نیز میپرستند و آن را لینگا مینامند. مجسمههای لینگا و معابد آن نیز فراوان است... افرادی از شیوا پرستان پیوسته مجسمهای از لینگا را که داخل کیف کوچکی است به گردن آویخته دارند...»(6) و نمیدانند که چه کسی آنان را آفریده و چرا باید آفریدگار را عبادت کرد...

2. خرافاتی بودن و ناتوانی از ارایه برنامه زندگیجان بیناس در توضیح آیین هندو میگوید: «اعمالی که عوامالناس (هندو) به نام مذهب انجام میدهند، ترکیبی است از همه گونه اعتقادات مخلوط و به هم آمیخته مانند آنیمیسم فتیشیسم و شمنیسم و شیطانپرستی و حیوانپرستی و ایمان به ارواح خیر و شرّ و خداهای کوچکتر که معبودهای محلی میباشند...»(7)
در حقیقت آیین هندو دو ضعف اساسی در عرصه عمل دارد که از اولی تعبیر به «اهیمسا» میکنند. اهیمسا یعنی پرهیز از آزار جانداران. طبق این آموزه خوردن گوشت حیوانات عملی غیراخلاقی است و نباید از گوشت حیوانات استفاده کرد.(8) این قانون هر چند ظاهری فریبنده دارد اما در باطن چنان افراطی است که انسان را از نعمتهای الهی محروم کرده و زندگی اجتماعی او را مختل میسازد به گونهای که هند با داشتن بیشترین تعداد گاو و سایر حیوانات بیشترین تعداد گرسنگان را نیز دارا میباشد ولی این گرسنگان حق استفاده از گوشت فراوان حیوانات را ندارند.
دومین قانون آیین هندو، خودسوزی و زنده سوزاندن زنان بود، چرا که «هندوان جسد مردگان خود را میسوزانند و... سنّت مذهبی این بود که هنگام سوزاندن جسد مرد متوفی همسر وی نیز به نشانه وفاداری میان تودههای هیزم میخوابید و همراه شوهر میسوخت...»(9)
البته در دورههای معاصر این رسم توسط انگلیس برافتاد و امروزه کمتر به آن عمل میشود ولی نکته اساسی این است که وجود چنین قوانین ضد انسانی در یک دین نشانههای بارزی از ضعف و سستی آن دین است.
نمونههای فوق که ظاهری اخلاقی دارند نشان میدهند که آیین هندو نه تنها برنامهای برای سعادت انسان ندارد بلکه با تشویق انسانها به ریاضتهای افراطی عاملی برای از هم پاشیدگی اجتماعی میباشد.

3. نژادپرستی و نظام طبقاتیآیین هندو مردم را به دو طبقه اصلی یعنی آریاییها و نجسها (دراویدیهای بومی هند) تقسیم میکند و هیچگونه حق حیاتی برای طبقه نجسها قائل نیست. افراد این طبقه به هیچ وجه حق نداشتند در محلههای آریاییها تردد کنند و هرگاه از باب ضرورت برای حمل زباله و کنّاسی به اماکن آنان میرفتند موظف بودند با صدای بلند حضور خود را اعلام کنند که مبادا نگاه طبقات بالا به این گروه بیفتد در این صورت بیننده باید با غسل خود را طاهر کند. گوش دادن به تلاوت کتابهای مقدس نیز بر آنان حرام بود و اگر فردی از ایشان در این مورد استراق سمع میکرد برای مجازات سرب مذاب در گوش او میریختند.(10)
علاوه بر تقسیمبندی فوق خود آریاییها به چهار «کاست» اصلی یعنی چهار طبقه تقسیم میشدند که عبارت بودند از:
1. برهمنان (طبقه روحانیون). 2. کشاتریاها (طبقه شاهان، شاهزادگان و جنگاوران). 3. ویشیاها (طبقه بازرگانان و دهقانان). 4. شودراها (طبقه کارگران).
معاشرت افراد یک طبقه با طبقات دیگر شرعاً و عرفاً ممنوع بود.(11) و البته به تدریج در ضمن این چهار طبقه حدود 2000 طبقه فرعی نیز پدید آمده بود و جامعه هند را به جامعهای هزاران طبقهای تقسیم کرده بود که هر کدام طبقه پایین را استثمار و تحقیر میکرد و این در حالی بود که همه این ظلمها و ستمها توجیهی دینی و مذهبی داشت و شاید همین از هم گسیختگیهای اجتماعی که مذهب هندو مروج آن بود باعث گشته بود تا سرزمین ثروتمند و پرجمعیت هند هرگز نتواند در مقابل نیروهای مهاجم خارجی مقاومت کند و همیشه مطیع فرمانروایان خارجی باشد.

4. نظریه تناسخ و ناتوانی از تبیین سرانجام انسانهمانگونه که گذشت آیین هندو نه تنها از تبیین مبدأ عالم عاجز است و نمیتواند برنامهای عملی برای زندگی دنیوی انسان بدهد از توضیح و تبیین سرانجام انسان نیز عاجز است و با طرح نظریه تناسخ به تناقض و اوهام دچار شده است «بنابراین به عقیده هندوها روح انسان در هنگام مرگ و در همه احوال جز در یک حالت که روح در مقام اعلی با «براهما» وحدت تام حاصل میکند به کالبد و یا جسم دیگری انتقال پیدا کرده و یک سلسله تولد و تجدید حیات را طی میکند و پس از هر تولد و زندگی دوباره بار دیگر روح به بدنی دیگر حلول میکند و این تولدها ممکن است بیانتها بوده و ابدالدهر ادامه داشته باشد..»(12)
این نظریه که خاستگاه آن ارواح پرستی و الوهیت ارواح در آیین هندو است نه تنها دلیل منطقی و عقلی ندارد بلکه موجب میشود تا انسان در مقابل ظلم و ستم دیگران تنها خود را مقصر دانسته و از مبارزه با آن و تلاش برای رسیدن به زندگی متعالی در این دنیا ناامید شود زیرا همه مصائب کنونی نتیجه عملکرد وی در زندگی قبلی بوده و تنها با مردن و حلول در کالبد دیگر میتواند زندگی راحتتری داشته باشد.
هر چند در کتابهای کلامی و فلسفی در ردّ نظریه تناسخ بحثهای متعددی صورت گرفته ولی کافی است بدانیم که این نظریه محصول نژادپرستی و طبقاتی بودن جامعه هندوان است که برای توجیه طبقات چهارگانه جامعه و منع از تداخل بین این طبقات آن را مطرح کردهاند. چون بر اساس این آموزه اگر کسی در طبقه نجسها واقع شده به دلیل آن است که در حیات قبلی خود گناه کرده پس باید در این حیات به بقاء در طبقه نجسها راضی باشد و شاکر باشد که در شکل حیوان یا نبات یا احجار ظاهر نشده و فکر رفتن به جمع طبقات بالاتر را از سر بیرون کند و البته امیدوار باشد که اگر در این حیات خود را تهذیب کند شاید در حیات بعدی به صورت پادشاه یا بازرگان ظاهر شود.
نتیجه آن که آیین هندو به خاطر فقدان اصول و فروع کلامی و نداشتن موازین عقلی به گونهای با آراء و عقاید متناقض و خرافی اشباع شده و در میان افسانهها و خرافات غرق گشته که از تمییز بین حق و باطل عاجز است و نمیتواند برنامهای برای سعادت دنیوی و اخروی انسان ارائه دهد.


پاورقی:

1. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379، ص12.
2. همان، ص 32.
3. بیناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1370، ص 276.
4. آشنایی با ادیان بزرگ، همان، ص 32.
5. همان، ص 39.
6. آشنایی با ادیان بزرگ، همان، ص39ـ40.
7. تاریخ جامع ادیان، همان، ص 275.
8. آشنایی با ادیان بزرگ، همان، ص 37.
9. همان، ص 37.
10. همان، ص 36 و 37.
11. همان، ص 36. همچنین رجوع شود به: ادیان آسیا، ویراسته فرید هلم هاردی، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، انتشارات فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1377، ص 89 تا 419.
12. آریا، غلامعلی،‌آشنایی با تاریخ ادیان، انتشارات پایا، چاپ سوم، 1379، ص53.

 

تحقیق و گزینش : غلام سخی علیزاده

منبع:

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

(نرم افزار پاسخ)

وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان