تبسم دانایی
قالب وبلاگ

پرسش:

آئین زرتشت چگونه و در چه زمانی و در کجا به وجود آمد؟

پاسخ:

در مورد روزگار و زادگاه واقعی زرتشت اختلافات فراوانی وجود دارد. یکی از آخرین و دقیق‌ترین نظریات در این مورد که از چهار عنصر (1. اسناد و مدارک کتبی گواه بر حضور هندو ـ آریایی ‌های بدوی در سلطان نشین میتانی و دیگر سرزمین‌های جنوبی، 2. کشفیات باستان شناسی در علفزارهای آسیای میانه، 3. صور خیال موجود در گاتها (بخشی از اوستا که منسوب به خود زرتشت است)، 4. و کاربرد اصطلاحات ویژه مثل «مریه: می‌ریا» در «ریگ ودا» و در اوستای متأخر، استفاده کرده است. روزگار زندگی زرتشت را میان1200 تا 1000 پیش از میلاد تخمین زده است و محل زندگی او را در استپ‌های آسیا در فرهنگی متعلق به عصر مفرغ دانسته است و به طور مشخص به جامعه‌ای شبیه به جامعة گاتایی که زرتشت تصویر کرده در علفزارهای آسیای میانه، در یک آبادی در شمال قزاقستان در خم رودخانة «سین تشته» در ایالت «چلیا بینسک» در جنوب علفزارهای ماوراء اورال رسیده است.(1)
در این تحقیق گسترده، ابتدا نظریات مختلفی که دربارة زمان زندگی و وطن زرتشت مطرح است، آورده شده و مورد نقد قرار گرفته است. دانش زبان شناسی متن‌های متعدد اوستا را متعلق به ایرانیان شرقی می‌داند. پس سرزمین‌های غربی مانند آذربایجان نمی‌تواند محل زندگی زرتشت باشد. هخامنشیان نیز احتمالاً حدود میانة سدة ششم پیش از میلاد کیش زرتشت را پذیرفته‌اند. لابد مانند پارسها با واسطة مغان، ماد با کیش زرتشت آشنایی پیدا کرده‌اند. پس متن‌های اوستای متأخر باید پیش از این تاریخ به صورت و شکل قطعی خود درآمده باشد تا از زبان و فرهنگ هخامنشی بی‌تأثیر باشد. از سوی دیگر بعضی از متن‌های اوستای متأخر، حاوی مطالبی هستند که شباهت بسیاری به مضامین «ریگ ودا» دارند، پس بایستی یادگار روزگار هندو ـ ایرانیان بدوی باشند.
به این ترتیب برای روزگار زرتشت، زمانی نزدیکتر از 1000 پیش از میلاد را نمی‌توان پذیرفت. از طرف دیگر با توجه به تصویرهایی که زرتشت در منژه‌های خود دارد و به ارابه‌های چرخ دار و آلات فلزی اشاره کرده است. به طوری که گردونه و گردونه سواری از سرچشمه‌های صور خیال سروده‌های زرتشت شده و بی تردید یکی از علل کاربرد واژة «اسب» در ترکیب نام‌های خاص طائفة او از همین معنا ناشی می‌شده است، پس حوالی 1200 پیش از میلاد زمان مناسبی برای مرز پائین زمان زندگی او می‌تواند باشد.(2)
البته محققان دیگری(3) در مورد زمان و زادگاه زرتشت نظرات دیگری دارند، ولی به دلیل اینکه از آثار و کشفیات باستان‌شناسی، صور خیال موجود در گات‌ها و همچنین قرابتی که میان برخی اصطلاحات «اوستا» با «ریگ‌ودا» دارد در این گونه پژوهش‌ها، استفاده نشده است، به مفاد و دلایل آن‌ها اشاره نمی‌شود. اگر چه سنت زرتشتی اعتباری که گاتها و اوستای متأخر دارد، دارا نیست، ولی در مورد رویدادهای زندگی زرتشت منبع دیگری در دست نیست.
با توجه به این نکته، سنت نقل می‌کند:که در سنّ پانزده سالگی به سلک روحانیون درآمد. در بیست سالگی بی‌رضایت پدر و مادر، خانة پدری را ترک گفت تا به سیر آفاق وانفس بپردازد. سرانجام در سن سی سالگی به وی حال مکاشفه دست داد و آئین خود را یافت.
در متون پهلوی آمده است که زرتشت به جمعی پیوسته بود که به هنگام «میدیو ـ زرمی» می‌خواستند این عید بهاری را جشن بگیرند. سحرگاه (بنا به رسم کهن) به رودخانه می‌رود تا برای مراسم تهیة نوشابة هوم، آب بیاورد.(4) به دنبال تهیة پاک‌ترین آب در ژرفترین جای رود به آب می‌زند. هنگام بازگشت به کرانة رود سرشار از صفای عنصر آب پاک و تازه شده از لطافت سحرگاه بهاری، رویایی را مشاهده می‌کند. درکنار رود موجودی درخشنده را می‌بیند که جامه‌ای از نور بر تن دارد. آن موجود خود را «وهومنه» (بهمن) معرفی کرده و زرتشت را به پیشگاه اهورا مزدا و پنج امشا‌سپند دیگر راهنمایی می‌کند. در آن لحظه است که اهورامزدا او را به خدمت خویش می‌خواند و زرتشت به کار دین‌آموزی برگزیده می‌شود.(5)


پاورقی:

1. مری بویس، چکیدة تاریخ زرتشت، ترجمة همایون صنعتی زاده، انتشارات صفی علیشاه، چاپ اول، 1377، ص 52.
2. همان، فصل اول و دوم.
3. مفرد کهلان، جواد، گزارش زادگاه زرتشت و تاریخ اساطیری ایران، انتشارات نگین، چاپ اول، 1375، ص49.
4. یسنای، 44 ـ 4
5. تاریخ کیش زرتشت، ج1، ص 257 و 258.

 

پرسش:

درباره دین مجوسی اطلاعات در خواست می کنم با ذکر منبع؟

پاسخ:

یکی از ادیانی که قرآن آن را جزء ادیان آسمانی و دارای کتاب معرفی نموده و اهل آن دین را هم چون یهود و نصاری و صابئان اهل کتاب معرفی کرده است، مجوس است. خداوند می فرماید: «آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی شدند و صابئان و نصاری و مجوس و آنان که شرک ورزیدند خداوند روز قیامت میان آنان حکم می کند».(1)
همان طور که مشاهده می شود قرآن مردم را به سه دسته تقسیم می کند.
1.مؤمنان (مسلمین) 2.اهل کتاب (یهود و صابئان، نصاری و مجوس) 3. مشرکین. پس به این ترتیب مجوس از مشرکان جدا شده و در گروه اهل کتاب قرار گرفت.
و آن گونه که تصور می شود و برخی گفته اند زرتشت بنیان گذار آیین مجوس نبود و این آیین توسط پیامبر دیگری تبلیغ شده است، و زرتشت آن را تجدید کرده است.
مجوس بر وزن صبور، مردی بود با گوش های کوچک که برای ملت مجوس دینی وضع کرد و مردم را به آن فراخواند، و مجوس غیر از زرتشت است. زیرا زرتشت بعد از ابراهیم ـ علیه السلام ـ بوده در صورتی که مجوس دین قدیم است و زرتشت بعدها آن را تجدید کرده و تغییراتی در آن داده است. کلمه مجوس معرب منج گوش است.(2)
این آیین در آغاز، آئین توحید و یکتاپرستی بوده که بعدها بر اثر عوامل مختلفی تغییر صورت و ماهیت داده است.(3)
شیخ صدوق می نویسد: «از مجوس جزیه گرفته می شود، زیرا پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمودند: در مورد آنان مانند اهل کتاب رفتار کنید. زیرا آنان پیامبری به نام «دامسب» داشتند که به قتل رسید و کتابی به نام جاماسب داشتند که بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود که سوزاندند.(4)
بنابراین معلوم شد که آیین مجوس غیر از آیین زرتشت است که معمولا به اشتباه هر دو را به عنوان آیین زرتشت می پندارند، ولی این آیین هم همانند دیگر آئین های آسمانی مثل مسیحیت دچار تحریف شد و به ثنویت و دوگانه پرستی گرایید و تعالیم آن با خرافات و موهامات زیادی آمیخته شد و زرتشت که در دوران بعد پیدا شد در آیین مجوس اصلاحاتی به عمل آورده است چنانچه از خود زرتشت نقل است که: قصد او این بوده است که صفای قدیمی مذهب را برگرداند به این معنی زرتشت خود موسس دین نبوده است، بلکه عقاید قدیمی و معتقدات زمان خود را در هم آمیخت و صورت نوین و ارزش خاصی بدان بخشید.(5)

مجوسیان چهار فرقه معروف دارند

1. کیومرثیه: این فرقه از مذاهب قدیم ایران است که به اصحاب کیومرث معروف بودند و به دو اصل یزدان و اهرمن معتقد بوده و می گفتند: یزدان ازلی قدیم و اهریمن محدث و مخلوق است و سبب خلق اهریمن این است که یزدان با خود فکر کرد که اگر مرا منازعی (دشمنی) بود چگونه بود؟ پس از این فکر ظلمت به وجود آمد و اهرمن نامیده شد به شر و فتنه بر نور خروج کرد و با او در سرشت و کردار مخالف بود(6). طوری که در تمام مدت عمر دنیا بین اهریمن و یزدان نزاع و دشمنی در جریان است.

2. زروانیان: این گروه از مجوسیان، زمان را زروان می نامند که منشأ هستی است و معتقدند که زروان برای مدت هزار سال قربانی کرد که صاحب فرزند شود. در این هنگام شک کرد که آیا قربانی کردن سودی دارد یا ندارد. همین باعث شد که خودش یا زنش صاحب دو فرزند شود: هرمز و اهریمن، هرمز بابت قربانی کردنش و اهریمن بابت شک کردنش از این زمان، نبردی به مدت دوازده هزار سال میان هرمز و اهریمن در می گیرد.(7)

3. مسخیه: که از این فرقه اطلاعاتی در دست نیست.

4. زرداشتیه: پیروان زرتشت را به این نام می نامند که نام پدرش پوروشب یعنی دارنده اسب پیر، نام مادرش دغدو یعنی دوشنده گاو ماده و نام خاندان وی سپیتمه یعنی سپید نژاد بود. معروف است که وی ایرانی و اهل آذربایجان بوده است و محل برانگیختگی او را کوهی نزدیک دریاچه ارومیه می دانند.(8)
پس با توجه به مطالب گفته شده زرتشتیان یک فرقه از مجوسیان هستند و اینکه برخی به زرتشتیان مجوس می گویند از باب اطلاق اسم کل بر جزء است.
مجوسیان همچون سایر ادیان آسمانی عقیده به معاد و بهشت و دوزخ و عقیده به منجی دارند و در ابتدا یکتاپرست بودند که در طول گذر زمان آئینشان با خرافات و موهومات و اساطیر آمیخته شد و نیز از اعتقادات مجوسیان است که زمان دنیا را 12 هزار سال می پندارند که به چهار تا سه هزار سال تقسیم می شود. در سه هزار ساله نخست هرمز مخلوقات خود را خلق می کند در سه هزار سال دوم با اهریمن می جنگند و اهریمن شکست می خورد. در سه هزار سال سوم اهریمن آفریده های خود را با آفریده های هرمز درهم مخلوط می کند در سه هزار سال چهارم هرمز و آفریده های او برای همیشه از شر اهریمن و مخلوقات او خلاص می شوند(9).


پاورقی:

1. حج : 17.
2. زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، بیروت، مکتبة الحیاة، بی تا، ج4، ص245.
3. استادی، رضا، مقدمه ای بر ملل و نحل یا ادیان و مذاهب، قم، انتشارات اسلامی، 1374ش، ص101.
4. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، 1404ق، ج2، ص53.
5. مجله تخصصی کلام، شماره 32، ص6، و ترابی، علی اکبر، تاریخ ادیان، تهران، اقبال، 1347ش، ص241.
6. ابوالقاسمی، محسن، دین ها و کیش های ایرانی، ص26 ـ 28.
7. همان، ص64 ـ 65.
8. توفیقی، حسین، آشنائی با ادیان بزرگ، تهران، سمت، 1379ش، ص57.
9. دین ها و کیش های ایرانی، ص64 ـ 65.


پرسش:

در مورد زرتشت و کتاب اوستا توضیحاتی ارائه دهید و منابعی نیز معرفی کنید.

پاسخ:

زرتشت فرزند پوروشسپ است و تاریخ حقیقی تولد او بسیار مجهول است. روایات ایرانی تولد او را حدود 660 قبل از میلاد بیان کرده اند. ولی بعضی دیگر با قراین و دلایل موجه، تولد او را 1786 قبل از میلاد دانسته اند. او قبل از بعثت حضرت موسی _علیه السلام_ تبلیغ دین خود می کرده است.(1)
زرتشت از هفت سالگی به فراگیری علم و حکمت پرداخت و در پانزده سالگی موفق به گرفتن «کُشتی» _نام کمربند مقدس زرتشتیان است_ شد. او از آغاز عمر به خوی مهربانی و سرشت لطیف معروف گردید. در هنگام بروز قحط سالی که مصادف با دوران جوانی او بود نسبت به سالخوردگان حرمت و رأفت و دربارة جانوران محبت و شفقت به عمل آورد. هم چنین در حملة تورانیان به ایران، به پرستاری زخمیان جنگ پرداخت.
روح او از دیدن ظلم و بی نظمی در جوامعِ بشری ناراحت بود و تفکر دربارة مسألة شرّ و راز وجود، غالباً اوقات او را می گرفت. بنابراین در سنین بیست سالگی پدر و مادر و همسر خود را رها کرده، برای یافتن اسرار مذهبی و پاسخ مشکلات روحانی، که اعماق ضمیر او را پیوسته مشوّش می کرد، در اطراف جهان به گردش و تفکر پرداخت. او تصمیم بر آن داشت، تا آن قدر به تفکر بپردازد که راه رستگاری و نجات را بیابد.
او بعد از سالیان متمادی به حقیقت پی برد و دانست که همان گونه که روز و شب، و تاریکی و روشنی باهم آمیخته شده اند، خیر و شر نیز به هم آمیخته اند. او دریافت که دو نیرو بر جهان حکومت می کنند یکی خیر و دیگری شر.
چون به سی سالگی رسید مکاشفاتی به او دست داد. روایات در این باب به قدری اغراق آمیز است که برای او معجزات عجیب و کرامات غریب ذکر کرده اند. از چگونگی حضور او در محضر الهی سرگذشتی بسیار جاذب و جالب روایت می کنند که خلاصة آن این است: چون زرتشت در آن انجمن آسمانی و جایگاه برین وارد شد، سایة او محو گردید. زیرا پرتو تابش فرشتگان و اشعة درخشان ارواحِ علوی در پیرامون او، وجود او را چنان مستغرق نور ساخته بود که سایه ای باقی نماند. پس اهورا مزدا او را به پیامبری برگزید و امر فرمود که حقایق و تعالیم و تکالیف آئین بهتر زیستن را به عالمیان بیاموزد.
او هشت سال با شش فرشتة مقرّب (امشاسپندان) گفت و شنود کرد و بر روشنایی ضمیر خود افزود. ده سال دیگر بر زرتشت گذشت و عبادت و پرستش مزدا می کرد و پیوسته از مردم روزگار جفا و آزار می دید. او بعد از مبعوث شدن به پیامبری، رسالت خود را آغاز کرد، و اولین ایمان آورنده به او عموزاده اش بود. بعدها در یکی از بلاد شرقی ایران به دربار شاهی بنام «ویشتاسپ» راه یافت و مدت دو سال طول کشید تا این پادشاه را به دین خود درآورد، لیکن کارپانها (روحانیان آن زمان) که در اوستا به بدی از آنها یاد شده، شاه را بر علیه او تحریک کردند و زرتشت مدت دو سال زندانی شد.
بعد از دو سال با معجزه ای که از او حاصل شد، آزاد شده و شاه و تمام درباریان به دین او گرویدند، شاه با تمامی امکانات به نشر دین زرتشت پرداخت. زرتشت عمر خود را صرف ترویج دین اهورا مزدا در میان ایرانیان کرد. در این زمان دو جنگ با دشمنان برپا ساخت. در جنگ نخست فتح و پیروزی بزرگی حاصل شد، و در جنگ دوم که زرتشت هفتاد و هفت ساله بود، نیز پیروز شد، ولی کشته شد. نوشته اند یکی از تورانیان آن پیامبر یزدانی را در برابر محرابِ آتش و هنگام عبادت به قتل رسانید.
دینی که این پیامبر ایرانی تعلیم فرمود، یک آئین اخلاقی و طریقة یگانه پرستی است. او خدای معبود و متعال دین خود را اهورا مزدا لقب داد یعنی «خدای حکیم». این نامگذاری به جهت معروف بودن اسم مزدا در زمان او بود و بدون شک «اهورا مزدا» را همگی خدای عالَم و خلّاق و نظام طبیعت می دانسته اند.(2)
چون زرتشت عقیدة اکثریت عوامِ مردمِ زمان را منکر گردید، آئین خود را بر اساس چند اصل و اساس قرار داد و خلق را به قبول آن دعوت است :
1- به پیروی از مکاشفات و الهامات، خویشتن را پیامبری مبعوث از طرف اهورا مزدا اعلام کرد و در «گاتها» تکرار فرمود که خداوند او را برانگیخته و مأمور ساخته، و دین او بهترین و کامل ترین دین نسبت به ادیان سابق می باشد.
2- از آن همه ارواح و خدایان، فقط یک روان خوب و نیکو را که اهورا مزدا باشد پذیرفته، و او را بالاترین و بزرگترین خدایان دانست. او خود را رهبر مبارزه با بدی و دروغ، و راهنمایی به راستی و راستگویی معرفی کرد. و برخلاف عقاید بعضی از متأخرانِ جماعت زرتشت، آن پیامبر، اراده و مشیت اهورا مزدا را باعث خلقت موجودات دانست، چنان که در آیة آخرین از گاتها دارد، اهورا مزدا موجب و موجد هم نور و هم ظلمت می باشد.
3- اهورا مزدا ارادة قدوسی خود را به وسیلة روح مقدس و نیکو نهاد از قوه به فعل در می آورد، و اعمال الهی او به دستیاری ارواح مقدس که «امشاسپنتا» گفته می شوند، اجرا می شود که عبارتند از: فرشتة پندار نیک (وهومنه)، فرشتة راستی و عدالت (آشا)، فرشتة نیرو و قدرت کامل (خشترا)، فرشتة رسایی و کامروایی (هورواتات)، فرشتة شفقت و لطف و باروری (آرمایتی) و فرشتة بقا و جاویدانی (امرتات).
4- با آن که اهورا مزدا در عوضِ جلال خود هیچ ضدی ندارد، مع ذلک زرتشت معتقد است که در برابر هر نیکی یک بدی موجود است، چنان که در برابر آشا، یعنی راستی و حقیقت، دروغ و باطل جای گرفته است. از کتاب گاتها مشهود است که زرتشت همان طور که دائماً در عالم طبیعت به تنزیه و تطهیر از عناصر بد و وجودهای ناپاک دعوت می کند، در حیات انسانی نیز آدمیان را به روش راستی و نیکی و پرهیز از بدی و دروغ می خواند.
5- او آتش را فقط یک رمز قدوسی و نشانی گرانبها از اهورا مزدا می دانسته است که به وسیلة او به ماهیت و عصارة حقیقت عِلوی خداوند دانا می توان پی برد.
6- سرانجام این تنازع و نبرد خیر و شر چگونه خاتمه خواهد یافت؟ آنچه مسلّم است اینکه زرتشت بی هیچ شک و شبهه ای معتقد بوده که چون دورِ زمان تکمیل شود، اهورا مزدا پیروز، و بر خصم ناپاک و زشتکار چیره خواهد گردید.
دین زرتشتی نخستین مذهبی است که در جهان از مسئلة حیات عقبی و مسألة قیامت سخن به میان آورده و مسألة آخرالزمان را به مفهوم کاملِ خود طرح کرده است.
کتاب اوستا پیام زرتشت است، کتابی است که از امید و وارستگی سخن می گوید، این کتاب مجموعاً دارای هزار فصل و 21 کتاب بوده که اوستای هخامنشی 815 فصل آن را داشته و در زمان ساسانیان فقط 347 فصل آن گردآوری شد و امروزه حتی ربعِ اوستای ساسانی در دست نیست.
اوستای فعلی عبارت از پنج دختر است: 1- یسنا 2- ویسپرد 3- وندیداد 4- یشت 5- خورده اوستا

1- یسنا: یسنا به معنی پرستش و ستایش و نیایش است و قسمت اساسی اوستا محسوب می شود و در هنگام مراسمات مذهبی سروده می شود. دارای 72 فصل است که هریک را «هات» خوانند.
از قسمت های بسیار قدیم و اصیل یسنا، هات دوازدهم است به عنوان نمونه آمده است: «من مزدا پرست زرتشتی هستم، ستایشگر امشا سپندانم، باور دارم به خداوندگاری اهورا مزدا ...».

2- ویسپرد:ویسپرد به معنی همة سروران. در ادبیات فارسی به معنی دلیر و دانا و باخرد است. ویسپرد کتاب مستقلی نیست و می توان گفت مجموعه ای از ملحقات یسناست که در هنگام رسومات مذهبی همراه یسنا سروده می شود.

3- وندیداد:وندیداد به معنی قانون است. مندرجات آن مختلف است و هر فصلی از آن را «فرگرد» گویند و مجموعاً 22 فرگرد است. فردگرد اول در آفرینش زمین، دومی در داستان جم (یمَ)، سومی در خوشی و ناخوشی زمین. اما اغلب فرگردها در قوانین مذهبی و احکام دینی از قبیل سوگند خوردن، پیمان داشتن، نظافت و تطهیر، توبه و انابه، ... می باشد.(3)

4- یشت:یشت به معنی نیایش و فدیه، اما برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان است. یشت هایی که تا امروز باقی مانده است 21 سرود برای ایزدان است که به احتمال زیاد 30 یا 31 سرود به شمارة روزهای ماه بوده است که هرکدام به نام یک امشاسپند و ایزد نامگذاری شده بود. ضمناً این بخش از مهم ترین متن ها برای تحقیقِ تاریخی در دین زرتشت می باشد.

5- خرده اوستا:خرده اوستا به معنی اوستای کوچک که آذر به مهراسپند در زمان شاپور دوم (310 – 379 میلادی) آن را تألیف کرد و مشتمل بر دعاها و نمازهایی است که بیشتر در جشن ها و عیدها و یا مراسم سدره پوشی و کُشتی بستن و یا ازدواج و سوگواری خوانده می شود.(4)
خورده اوستا مجموعه ای برگزیده از دیگر بخش های اوستا (یسنا، ویسپرد و یشت ها)، با تصرفاتی درخور توجه است که مانند یک کتاب مدون از دعا می باشد.
در سراسر اوستا، زرتشت پیروان خود را به پاکی روح و جسم و عناصر و پاکی مسکن و هر آنچه مربوط به زندگانی است دعوت می کند.


پاورقی:

1. - پور داود، ابراهیم، اوستا، انتشارات دنیای کتاب، 1382، ص 26.
2. - ایزدپناه، مهرداد، آشنایی با دین زرتشت، ص 45.
3. - جمیس دامستتر، مجموعه قوانین زرتشت، ترجمة موسی جوان، ص 49.
4. - پور داود، ابراهیم، اوستا، ص 56 - 59.

 

پرسش:

آیا پیامبر حقیقی مجوس «زردشت» است یا فرد دیگری پیامبر این آیین می باشد؟

پاسخ:


مقدمه:

پیش از آیین زرتشت، ایرانیان آتش را به عنوان تجلّی آلهه ستایش میکردند و فروزندگان آتش را که به منزله روحانیون بودند، آذر بانان میخواندند و همچنین خورشید و ماه و دیگر اجرام نورانی سماوی یا ستارگان و چشمهها و دیگر مظاهر طبیعت را ستایش مینمودند و حتّی به عقیده برخی از دانشمندان، پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک از جمله احکام آن دین بود و نیز به آلهه نیک و بد یا دو نوع خدایان خیر و شر عقیده داشتند.(1)
در دورههای اولیه زرتشتی تا هخامنشی انجام عبادت در برابر آتش معمول نبوده، بلکه طبق نظر برخی از دانشمندان، کوروش سنّت انجام عبادت در برابر آتش را از مردمی دیگر اقتباس کرد و کمکم در زمان ساسانیان این روش کوروش از آیین زرتشت قلمداد شده است و به تدریج در زمان ساسانیان برای آهورا مزدا (آلهه زرتشتیان) معابد میساختند و مؤبدان در آنها آتش افروختند و این روشنی آتش را برای همیشه محفوظ نگه داشتند و هم اکنون به صورت یکی از اصیلترین ارکان احکام زرتشتی درآمده است و موضوع آتش و آتشکده به هیچ وجه از آئین الهی زرتشت شمرده نمیشود و قطعاً از عقاید دیگران است که بعدها در آیین زرتشت داخل شده است.
کتاب مقدس زرتشت «اوستا» نامیده میشود، اما حقیقت امر این است که کتاب کنونی «اوستا» هشتصد سال پس از زرتشت نوشته شده است.
پس از ذکر مقدمه فوق به طرح پاسخ سؤال مربوطه میپردازیم:
حقیقت این است که اگر اسلام، آیین مجوس را از جمله ادیان واقعی الهی که انحرافاتی در آن پدید آمده، معرفی نمیکرد و با آنان مانند اهل کتاب برخورد نمیکرد، برای ما بسیار مشکل بود آیین مجوس را به عنوان یکی از ادیان الهی بشناسیم، ولی تاریخ و تحقیقات محقّقان نیز با گفته اسلام مطابق است که میگوید: آیین مجوس در آغاز، آیین توحید و یکتا پرستی بوده که بعدها بر اثر عوامل مختلفی تغییر صورت و ماهیت داده است.(2)
در قرآن کریم نیز در سوره حج در ضمن بیان آیه ای از آن ذکری از مجوس به میان آمده و این واژه به کار رفته است: انّ الّذین آمنوا و الذین هادوا و الصّابئین و النّصاری و المجوس و الذین أشرکوا انّ اللّه یفصل بینهم یوم القیامة انّ اللّه علی کلّ شی شهید.(3)
علامه طباطبایی(ره) در بیان مقصود از «مجوس» میفرماید: مراد از مجوس، قومی هستند که به زرتشت گرویده، کتاب مقدسشان «اوستا» است، چیزی که هست، تاریخ حیات زرتشت و زمان ظهور او بسیار مبهم است، به طوری که میتوان گفت به کلی منقطع است. این قوم کتاب مقدس خود را در داستان استیلاء اسکندر بر ایران به کلّی از دست دادند و حتی یک نسخه از آن باقی نماند، تا آنکه در زمان ملوک ساسانی مجدداً به رشته تحریر در آمد و به همین جهت ممکن نیست که بر واقعیت مذهب ایشان وقوف یافت.(4)
از مطلب فوق استفاده میشود که اصل وجود زرتشت واقعیت دارد اما حیات و زمان ظهور او مبهم است همچنین معلوم میشود که مجوس همان زرتشتیها هستند و اسامی دیگر آنان «گبر»، «آتش پرست»، «مزدا پرست» و «ثنویه» (دوگانه پرست) میباشد.
پیروان آیین زرتشتی اعتقاد دارند که «آهورا مزدا» به زرتشت وحی فرستاده و مأمور تبلیغ آیین مزده یسنی در میان هموطنان و جهانیان گردانیده است. علاوه بر این، به نظر آنان زرتشت اوّلین پیامآور جهان و اولین رزم آزما و نخستین پیشوای دینی است.(5)
در کتاب «اوستا» پیرامون این مسئله مطالب زیادی آمده است که به عنوان نمونه به دو مورد از آنها اکتفا میگردد:
1- زرتشت در «گاتها» که سرودهای خود اوست در یسنای (فصل) 28، قطعه 3 میگوید:
«کلامی که من میگویم و میسرایم تاکنون کسی نگفته و نسروده است».
2- باز در یسنای 29 «گاتها» قطعه 9 میگوید: «یگانه کسی که آیین ایزدی را پذیرفت زرتشت اسپنتمان است» (اسپنتمان نام خانوادگی زرتشت میباشد).
صاحب کتاب «تاریخ ادیان» معتقد است که:
اگر چه تاریخ زندگانی زرتشت به خوبی روشن نیست و مدارک و شواهد تاریخی در این باره بسیار محدود میباشد و عده ای از مؤرخین و نویسندگان در تاریخی بودن شخصیت زرتشت تردید کرده اند، ولی اکثر محققین که اعتبار تحقیقات آنها مسلّم و قطعی است، وجود زرتشت را در تاریخ حتمی و انکارناپذیر میدانند و معتقدند که اوستا و اصول عقاید زرتشت، مبیّن و مؤید وجود شخصیت تاریخی زرتشت و خصوصیات مربوط به او و محیط اوست و بدون شک این بنیان گذار در قرن هفتم یا ششم قبل از میلاد در ایران میزیسته است و بعضی حتّی سالهای زندگی زرتشت را نیز مشخص کرده و تولد او به سال 660 و مرگش را به سال 587 قبل از میلاد دانسته اند.
اغلب این محققین عقیده دارند: زرتشت بنیان گذار یک آیین و به عبارت بهتر یک رفورم در عقاید مذهبی ایرانیان باستان است که در این نو سازی مذهبی ابتدا به مخالفت بزرگان مزدایی سابق آن دوره که از خرافی بودن مردم استفاده میکردند و به طفیل آنان زندگی مینمودند، بر خورده است.
مخالفین زرتشت و تعالیم او، وی را مورد تعقیب قرار داده اند و او ناگزیر با زن و فرزندانش فرار اختیار نموده و به گوشه ای پناه برده است، اما او بالاخره توفیق یافته و مردم را به پرستش و تجلیل آهورا مزدا و یزدان و مبارزه علیه اهریمنان دعوت نموده است و بعداً کتاب وی به عنوان وحی آسمانی به مردم ارائه شده و اساس مذهب زرتشتی گردیده است.(6)
بنابراین به طور خلاصه میتوان نتیجه گرفت که مجوس قومیتاریخی بوده و دارای آیین خاصّی هستند و قرآن آنها را در ردیف یهود و نصاری و صابئین ذکر کرده و کتاب مقدس آنان «اوستا» است، و در تاریخ از شخص دیگری غیر از «زرتشت» به عنوان پیامبر مجوس، سخن و مطلبی به میان نیامده است.
آیا پیامبر حقیقی مجوسیه «زردشت میباشد» یا فرد دیگری؟
آیین مجوس در آغاز، آیین توحید بوده که بعدها بر اثر عوامل مختلفی تغییر ماهیت داده است.
مراد از مجوس قومی هستند که به زرتشت گرویده و کتاب مقدسشان اوستا است.
اصل وجود زرتشت واقعیت دارد اما حیات و زمان ظهور او مبهم است.
پیش از آیین زرتشت، ایرانیان آتش را به عنوان تجلّی آلهه ستایش میکردند.
آتش و آتشکده از آیین زرتشت نبوده است و بعدها از عقاید دیگران داخل این آیین شده است
این قوم کتاب مقدس خود را در داستان استیلاء اسکندر بر ایران از دست دادند و کتاب کنونی «اوستا» هشتصد سال پس از کتاب اولیه نوشته شده است.
مجوس قومی تاریخی بوده و دارای آیین خاصّی هستند و قرآن آنها را در ردیف یهود و نصاری و صابئین ذکر کرده است.
نتیجه تحقیق در متون تاریخی نشانگر این است که غیر از شخص زرتشت فرد دیگری به عنوان پیامبر مجوس وجود نداشته است.


پاورقی:

1. استادی، رضا، مقدمه ای بر ملل و نحل یا ادیان و مذاهب، قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامی، 1374، ص 101.
2. همان.
3. حج : 17.
4. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، مترجم آیت الله مکارم شیرازی، قم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، چاپ سوم، 1367، ج 14، ص 534.
5. ترابی، علی اکبر، تاریخ ادیان، تهران، شرکت نسبی اقبال و شرکاء، 1347، ص 244.
6. همان، ص 244.

 

پرسش:

آیا در قرآن از زرتشت به عنوان پیامبر الهی در جایی یاد شده است؟

پاسخ:

درموردشخصیتهاوچهرههای تاریخی کمتر کسی را میتوان یافت که مانند زرتشت چهرة معمائی و مبهمی داشته باشد. شخصیت حقیقی اوآن قدر تاریک و مبهم است که برخی ازپژوهشگران اورااختلافیترین چهره تاریخ میدانندچراکه هم در تاریخ تولد و هم در محل تولداو، اختلافات فراوانی به چشم میخورد که اصلاً قابل جمع نیستند و هم در شخصیت واقعی او مباحث و داستانها و اقوال متفاوت و متضادی وجود دارد به همین جهت گروهی از محققان و نویسندگان در تاریخی بودن شخصیت وی، شک و تردید دارند و شخصیت او را نیز مانند جمعی از بزرگان و قهرمانان ادوار باستانی، افسانهای دانستهاند، ولی غالب محققان و دانشمندان معتقدند که زرتشت وجود تاریخی داشته و مولود افسانه و یا زائیدة فرهنگ ساسانی نیست.
در مورد تاریخ پیدایش زرتشت اختلاف آراء و روایات تاریخی به قدری شدید است که اصلاً نمیشود بین آنها جمع کرد این اقوال از 600 سال قبل از میلاد مسیح تا 6000 سال پیش از میلاد، دور میزند. امّا بر اساس نظریة مشهور، وی در سال 660 قبل از میلاد به دنیا آمد و در 630 قبل از میلاد (در سن 30 سالگی) به پیامبری مبعوث شد. وی در سال 583 ق. م در سن 77 سالگی در آتشکدهای در بلخ (افغانستان)، توسط لشکر قومی مهاجم کشته شد.(1)
امّا در مورد شخصیت حقوقی زرتشت از باب نمونه به این اقوال، اشاره میشود:
اغلب مورخان اسلامی مانند: طبری،(2) بلعمی،(3) ابن اثیر(4) و میرخواند(5) زرتشت را پیامبر ندانسته، بلکه او را شاگرد ارمیای نبی یا عزیر نبی، دانستهاند.
برخی از مورخان اسلامی مانند مسعودی،(6) دینوری،(7) حمزه اصفهانی،(8) بیرونی(9) و مؤلف تبصرة العوام بر این اعتقادند که زرتشت پیغمبر مجوس بوده است.
بعضی از نویسندگان فرهنگ فارسی، زرتشت را همان ابراهیم خلیل دانستهاند.(10)
یکی ازمحققین معاصربعدازذکراقوال مختلف وآراءمتضادمیگوید:علت این همه تضاد و تناقض در تاریخ زرتشت این است که وی تاریخ درستی ندارد و ردپای این شخصیت ایرانی در تاریخ گم شده است و در هیچ یک از روایات اسلامی و قرآن مجید و هم چنین در کتاب مقدسی چون انجیل و تورات ذکری از شخص زرتشت و کتاب اوستا به میان نیامده است، بلکه هر جا که خواستهاند از دیانت کهن ایرانی نامی به میان آورند، تنها به لفظ مجوس اکتفا کردهاند.(11)
به هر حال در قرآن مجید هیچ جا سخنی از زرتشت و پیامبری او و یا کتاب اوستا که منسوب به اوست نیامده است. لکن تنها یک بار لفظ «مجوس» در قرآن آمده است و واژة المجوس در زبان عربی به زرتشتیان اطلاق میشود. آیة هفدهم سورة حج آنها را در کنار پیروان ادیان دیگر قرار داده و میفرماید: «ان الذین آمنوا و الذین هادوا والصابئین والنصاری و المجوس والذین اشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامة: آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی شدند و صابئان و نصاری و مجوس و آنان که شرک ورزیدهاند، خداوند روز قیامت میان آنان حکم میکند.»
در این آیة مردم به سه فرقه تقسیم شدهاند:
1. مؤمنان (مسلمانان). 2. اهل کتاب. که عبارتند از: یهود، نصاری (مسیحیان)، صابئان(12) و مجوس. 3. مشرکان.
این سه فرقه با ذکر اسم موصول «الذین» از هم جدا شدهاند. ولی چهار گروه اهل کتاب، با حروف وصل «و» به هم پیوستهاند. بنابراین «مجوس» از مشرکان مجزا شده و در ردیف یهود، نصاری و صابئان قرار گرفته است.
البتّه آیة دیگری(13) هم در قرآن هست که هر چند، به صورت صریح در آن از مجوس نام برده نشده است، ولی طبق شأن نزولی که نقل گردیده، آیه دربارة مجوس میباشد.
در حدیثی به این شأن نزول آیه اشاره میشود. از امام صادق ـ علیه السّلام ـ از «مجوس» سؤال گردید که آیا پیامبری داشتهاند یا نه؟ امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: آیا به تو نرسیده نامهای که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به مردم مکه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کرده بود و اگر اسلام نپذیرفتند، آمادة جنگ شوند و مردم مکه در پاسخ نوشتند از ما هم جزیه بگیر و ما را به حال خود بگذار تا همچنان بتها را بپرستیم. پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاسخ آنها نوشت من غیر از اهل کتاب از کس دیگری جزیه نمیگیرم. در جواب دوباره نوشتند آیا تو گمان میکنی جزیه را فقط از اهل کتاب دریافت میداری، در صورتی که از مجوسیان «هجر» نیز جزیه گرفتهای؟
پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاسخ داد: مجوسیان پیغمبری داشتند که او را کشتند و کتابی نیز داشتند که آن را سوزاندند. پیغمبر آنان کتاب خود را بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته بود.(14)
در روایت دیگر آمده: «اشعث بن قیس کندی، از امام علی ـ علیه السّلام ـ سؤال کرد: چرا با «مجوس» مانند اهل کتاب معامله میکنید و از آنها جزیه میگیری و حال آن که نه برای آنها کتابی نازل شده و نه پیغمبری برای آنها مبعوث شده است؟ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: ‌آنها کتابی داشتهاند، خداوند پیامبری در میان آنها مبعوث فرمود و...»(15)
برخی از مفسران شیعه هم قائلند که مجوسیان اهل کتاب هستند، مرحوم علامه طباطبائی در المیزان تصریح دارند که مجوسیان دارای کتاب بودهاند.(16) لکن در جای دیگر احتیاط میکند و میفرماید: روایات هر چند مجوس را اهل کتاب خوانده که لازمهاش آن است که این ملت نیز برای خود کتابی داشته باشد... لکن قرآن هیچ متعرض وضع مجوس نشده و کتابی برای آنها نام نبرده و کتاب اوستا که فعلاً در دست مجوسیان است، نامش در قرآن نیامده... و کلمه اهل کتاب هر جا در قرآن ذکر شده مراد از آن یهود و نصاری است که خود قرآن برای آنان کتابی نام برده که خدای تعالی برای ایشان نازل کرده است.(17)
جمعی از بزرگان و فقها از روی مدارک معتبر «مجوس» را اهل کتاب دانستهاند.(18)
شیخ طوسی در کتاب خلاف مینویسد: «المجوس کان لهم کتاب ثم رفع عنهم... دلیلنا اجماع الفرقه و أخبارهم.»(19)
بنابر آنچه گذشت جای شک و تردید باقی نمیماند که مجوس از نظر فقها و صاحب نظران یا به طور مسلم اهل کتابند یا لااقل محتملاً اهل کتاب بودهاند. امّا اینکه آیا پیامبر مجوس همان زرتشت است یا خیر؟ در این مسئله اختلاف است آنچه معروف و مشهور است آن است که اکثر محققین و مورخین بر این عقیدهاند که زرتشت همان پیامبر مجوس است و هر جا سخن از قوم مجوس گفته اند زرتشت را قرین آن کردهاند و ادعا نموده اند که بنیانگذار این دین و پیغمبر این آئین، زرتشت بوده است، لکن برخی دیگر از محققین(20) به این نظریه به دیدة شک نگریسته و حتی منکر این شدهاند که پیامبر مجوسیان «زرتشت» بوده است و گفته اند اولاً: زردشتیان فرقهای کوچک از مجوسیان بوده است، مجوسیها به چهار فرقه تقسیم می شدند:
1. کیومرثیه. 2. زروانیه. 3. مسخیه. 4. زردشتیه.
پس زردشت بنیانگذار آئین مجوس و پیامبر همة مجوسیان نبوده است.
ثانیاً: بر فرض وجود چنین شخصیت تاریخی، او به عنوان یک مصلح و اصلاحگری در دین قوم خود که یک سری آئین و مراسم و عقائدی را وارد کرده است، میباشد.
زندیقی از امام ـ علیه السّلام ـ سؤال میکند که آیا برای مجوسیان از طرف خداوند پیامبری مبعوث شده است یا نه؟ امام فرمود: «هیچ امتی نیست، مگر اینکه از طرف خداوند منذری برای آنها مبعوث شده است و بر قوم مجوس هم از طرف خداوند پیغمبری با کتاب آسمانی فرستاده شده است، منتهی مجوسیان او را تکذیب کردند و کتابش را انکار نمودند. سپس زندیق پرسید: پیغمبر آنها کیست؟ بعضیها گمان کردهاند «خالد بن سنان» است. حضرت فرمود: خالد یک نفر عرب بدوی بوده و پیغمبر نبوده و این سخنی است که مردم بیاطلاع میگویند.
آن مرد گفت: آیا پیامبر مجوس زردشت است؟ امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: زردشت در میان مجوس سر و صدایی به راه انداخت و ادعای پیغمبری کرد، عدّهای دعوتش را پذیرفتند و عدّهای دیگر او را تکذیب کردند و از شهر بیرون نمودند و در بیابان طعمه درندگان شد.(21)


پاورقی:

1. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، سمت، مؤسسة فرهنگی طه و مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اوّل، 1379، ص 63.
2. تاریخ طبری، چاپ قاهره، ج اول، ص 282 و 402 و 403.
3. تاریخ بلعمی، چاپ کیان پور نسخة دهخدا، ص 206.
4. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، چاپ مصر، ج 1، ص 145 و 146.
5. روضة الصفاء شرح حال گشتاسب.
6. مسعودی، مروج الذهب، چاپ مصر، ج 1، ص 229.
7. دینوری، الاخبار الطّول، ص 28.
8. تسنی ملوک الارض و الانبیاء، ص 27.
9. ابوریحان بیرونی، ترجمه الآثار الباقیه، ص 25.
10. اسدی، لغت فرس، چاپ تهران، ص 7.
11. الهامی، داود، ایران و اسلام، قم، انتشارات مکتب اسلام، 1374.
12. صائبان در قرآن مجید در سه مورد ذکر شد. مرحوم علامه در المیزان ج 14، ص 394 میگوید: آنها قومی هستند بین یهود و مجوس و کتابی دارند که آن را به یحیی بن زکریان نسبت میدهند.
13. مائده:105.
14. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تهران، چاپ آل البیت، ج 11، ص 96، ج 15، ص 126.
15. حر عاملی، وسائلالشیعه، کتاب الجهاد، باب 49، حدیث 7. توحید صدوق، چاپ مکتبیة الصدوق، ص 306.
16. طباطبایی، المیزان (ترجمه)، ج 14، ص 505.
17. همان، ج 3، ص 481 و 482.
18. طوسی، خلاف، ج 9، ص 199 کتاب الجزیه.
19. همان.
20. الهامی، داود، مقالهآیة از مجلة تخصصی کلام اسلامی، شمارة 32. ص 60 ـ 63.
21. احتجاج طبرسی، چاپ نجف، ج 2، ص 91 و 92.

پرسش:

مجوسیت چند فرقه دارد؟

پاسخ:

در مجله صباح می خوانیم زرتشت بنیان گذار آیین مجوس نبوده و این آیین توسط پیامبر دیگری تبلیغ شده است. به تعبیر دیگر، آیین مجوس، پیامبری غیر از زرتشت و کتابی غیر از اوستا داشته است و دو آیین مجوس و زرتشت مترادف هم نیستند.(1)
مترادف نبودن مجوس و زرتشت در دیگر منابع نیز پذیرفته شده است چنانکه مؤلف تاج العروس می نویسد:
مجوس بر وزن صبور مردی بود با گوش های کوچک که برای ملت مجوس دینی وضع کرد و مردم را به آن فراخواند، و مجوس غیر از زردشت است. زیرا زردشت بعد از ابراهیم بوده در صورتی که مجوس دین قدیم است و زردشت بعدها آن را تجدید کرده و تغییراتی در آن داده است. کلمه مجوس معرب منج گوش است.(2)
بسیاری از مردم دین زرتشت را با سایر ادیان ایران باستان اشتباه می گیرند و این در حالی است که می توان ادیان باستان را به دو گروه و یا بهتر بگوییم به دو دین دسته بندی کرد: 1. ثنویه 2. مجوسیت. که این دو دین باستان دارای شعب و فرقه هایی است که به عنوان مثال از شعبات و فرقه های ثنویه می توان به 1. مانویه 2. مزدکیه 3. دیصانیه 4. مرقوینه 5. کینویه اشاره کرد و از فرق و شعبات دین مجوسیت می توان به: 1.کیومرثیه 2. زروانیه 3. مسخیه 4. زرادشتیه به شرح زیر اشاره کرد.

کیومرثیه:(3) این فرقه از مذاهب قدیم ایران است که به اصحاب کیومرث معروفند و به دو اصل یزدان و اهرمن معتقدند و می گویند: یزدان ازلی قدیم و اهرمن محدث و مخلوق است و سبب خلق اهریمن این است که یزدان با خود فکر کرد که اگر مرا منازعی (دشمنی) بود چگونه بود؟ پس از این فکر ظلمت به وجود آمد و اهرمن نامیده شد. و به شر و فتنه و فساد و فسق و ضرر و اضرار سرشته شده بود و بر نور خروج کرد و با او در سرشت و کردار مخالف بود. جنگی میان سپاه روشنی و سپاه ظلمت در گرفت، پس از فرشتگان میانجی گری کردند، پس یزدان و اهرمن مصالحه کردند بر این که عالم سفلی برای هفت هزار سال به تمامی در اختیار اهرمن باشد، سپس آن را رها سازد و به روشنی واگذار کند. و اهرمن همه کسانی را که پیش از صلح وجود داشتند، نابود و هلاک کرد سپس مردی که کیومرث و حیوانی که گاو نامیده می شدند، را کشت. از محل فروافتادن مرد ریواسی رست و از اصل ریواس مردی که مشی و زنی که مشیانه نامیده می شدند، خارج شدند و آن دو والدین بشر هستند. و از جای افتادن گاو، گوسفندان و سایر حیوانات رستند. و انسانها را در حالی که روح بودند و جسم نداشتند یزدان مخیر کرد میان این که آنها را از جهان اهریمن بیرون ببرد و این که بدانها تن بپوشاند و با اهریمن جنگ کنند. پس آنها پوشیدن تن و جنگ با اهریمن را برگزیدند، بدین شرط که آنها را از طرف روشنی یاوری و پیروزی بر سپاهیان اهریمن نیک و فرجامی باشد و هنگام پیروزی بر اهریمن و نابود کردن سپاهیان او رستاخیزی باشد پس آنچه در پیش گفتیم سبب آمیختگی است و این سبب رهایی روشنی از تاریکی است(4).

2. زروانیان: این فرقه از مجوسیان زمان را زروان می نامند که منشاء هستی است. و معتقدند که زروان برای مدت هزار سال قربانی کرد که صاحب فرزند شود. در این هنگام شک کرد که آیا قربانی کردن سودی دارد یا ندارد. همین باعث شد که خودش یا زنش (بنا به روایات مختلف) صاحب دو فرزند شود: هرمز و اهریمن، هرمز بابت قربانی کردنش و اهریمن بابت شک کردنش. از این زمان نبردی به مدت دوازده هزار سال میان هرمز و اهریمن در می گیرد دوازده هزار سال به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم می شود در سه هزار سال نخست هرمز آفریده های خود را به صورت مینوی. یعنی بدون جسم، می آفریند در آغاز سه هزار سال دوم اهریمن حمله می کند. ولی شکست می خورد و در تمام مدت سه هزار سال دوم اهریمن آفریده های خود را می آفریند در این دوره هرمز آفریده های مادی را می آفریند در سه هزار سال سوم اهریمن آفریده های خود را با آفریده های هرمز مخلوط می کند در آغاز سه هزار ساله چهارم زردشت متولد می شود و دین زردشتی را می آورد در پایان سه هزار سال چهارم اهریمن ناکار می شود و هرمز و آفریده های او برای همیشه از دست اهریمن رها می شوند(5).

مسخیه: متأسفانه هر چه گشتیم نتوانستیم مطلبی در رابطه با آرا و عقاید این فرقه پیدا کنیم.
زرداشتیه: پیروان زرتشت را نامند که نام پدرش پوروشسب یعنی دارنده اسب پیر، نام مادرش دغدو یعنی دوشنده گاو ماده و نام خاندان وی سپیتمه یعنی سپید نژاد بود. معروف آن است که وی ایرانی و اهل آذربایجان بوده است و محل برانگیختگی او را کوهی نزدیک دریاچه ارومیه می دانند(6).
درباره زمان زردشت نیز اختلاف است و زمان وی حتی به 6000 سال قبل از میلاد نیز برده شده است. امّا بر اساس نظریه مشهور، وی در سال 660 قبل از میلاد به دنیا آمد و در سال 630 قبل از میلاد (در سن 30 سالگی) به پیامبری مبعوث شد. وی در سال 583 ق . م در سن 77 سالگی در آتشکده ای در بلخ (افغانستان) توسط لشکر قومی مهاجم به قتل رسید. در آیین زردشت سه اصل عملی گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک وجود دارد. احترام به آتش به عنوان یکی از مظاهر خدای روشنایی و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمی خاص در اطراف آن در معابدی به نام آتشکده مشخصترین ویژگی این آیین است. همچنین آبادانی، کشاورزی دامداری و شهرنشینی مورد ستایش قرار گرفته است. احترام به حیوانات، مخصوصاً سگ و گاو، خوشرفتاری با مردم نیز جایگاهی ویژه دارد. همچنین برخی از آداب و رسوم سرزمین ما از قبیل مراسم چهارشنبه سوری و سوگند خوردن به روشنایی چراغ و چیزهای دیگر با تعالیم زردشتی ارتباط دارد.
کتاب دینی زردشتیان اوستا نام دارد که به معنای اساس و بنیان و متن است. این کتاب به خط و زبان اوستایی نوشته شده است که به ایران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوی و سانسکریت همریشه است(7).


پاورقی:

1. رضوی، رسول، مجله صباح، شماره 8 ـ 7، ص 119.
2. همان. مرتضی حسینی، سید محمد، تاج العروس، تحقیق محمد الطناحی، دار الهدایه، 139ق، ج 16، ص 495.
3. راهار بروکر، اصحاب المقدم الاول، ترجمه کریستن سن، ص276. ژیماره ـ مونو، نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار، ترجمه احمد تفضیلی و ژاله آموزگار، ج1، ص99، متن فرانسه، ج78، 1.
4. دین ها و کیشهای ایرانی، ص 28 ـ 26.
5. همان، ص 65 ـ 64.
6. توفیقی، حسن، آشنایی با ادیان بزرگ، فصل 6.
7. مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج1، فصل آیین زرتشت.

 

پرسش:

دین زرتشت بعد از چه واقعه ای به وجود آمد و آنها چه اعتقاداتی دارند؟

پاسخ:

دربارة دین رسمی قبل از زرتشت اطلاعات بسیار زیادی وجود ندارد، و بین مورخان اختلافاتی دیده می شود. به همین جهت جان بی ناس مورخ مشهور می گوید: شرح و بیان داستان پیدایش مذهب زرتشت کار آسانی نیست ... مآخذ موجود چندان روشن و موثق نیستند.(1)
ولی آن چه از منابع موجود بدست می آید ایرانیان باستان یکتاپرست بوده و دارای دینی الهی بوده اند، هرچند که شاید تحریف شده بوده و سرنوشت ادیان دیگر را پیدا کرده باشد.
ولی آن چه از کتب مقدس مانند تورات، انجیل و قرآن استفاده می شود مردم ایران قبل از پیدایش زرتشت دارای دین مجوس بوده اند. هرجا از دیانت کهن ایران نامی به میان آمده است، به لفظ مجوس اکتفا شده است.
در قاموس قرآن آمده است که لفظ مجوس فقط یک بار در قرآن(2) بکار رفته و مراد از آن ایرانیان قدیم می باشد که دین آنان را در کنار یکی از چهار دین مشهور دوران باستان قرار می دهد. گفته می شود که مذهب مجوس در اصل مذهب شرک نبوده و در ردیف ادیان توحیدی قرار داشته است.(3)
یک محقق ایرانی می گوید: در هیچ یک از کتب آسمانی (تورات، انجیل، و قرآن) از کتاب اوستا صریحاً نام برده نشده و هرگاه از مذهب باستانی ایرانیان سخن به میان آمده تنها به نام «مجوس» بسنده کرده اند و این قوم را نمایندة مذهب ایران باستان دانسته اند.(4)
قدیمی ترین مدرکی که نامی از مجوس در آن برده شده کتاب ارمیای نبی است.(5) در منابع مسیحی هم در انجیل متی از چند نفر از مجوسیان یاد شده است.(6)
بدین ترتیب مجوس در منابع دینی از جمله قرآن و روایات جزو اهل کتاب شمرده شده و در آن روایات تصریح شده که دین مجوس یک دین الهی بوده است. در بعضی از روایات به اسم کتاب مجوس نیز تصریح شده است، آنجا که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ از مجوس سؤال کردند فرمود: آنان پیغمبری داشتند که او را کشتند و کتابش را سوزاندند و اسم آن کتاب جاماسب بود و در روایات دیگر اسم مجوس جاماسب و اسم پیغمبرشان اماست آمده است.(7)
اما چیزی که هست بسیاری از روی اشتباه زرتشت را پیغمبر مجوس دانسته اند و برای پیغمبر بودن زرتشت از نظر اسلام، آیات و روایاتی که نمونه ای از آنها در بالا آورده شد، دلیل آورده اند، در صورتی که اگر کمی دقت بکنیم خواهیم دید که مجوس غیر از زرتشت است.
هرچند مسلمانان هم موقعی که ایران را فتح کردند، برای اینکه خون مردم ریخته نشود روی تسامح اسلامی مفهوم لفظ اهل کتاب را تعمیم دادند و با تمام ایرانیان معامله اهل کتاب نمودند. و حتی بعدها بت پرستان اروپا و هند و تبت نیز توانستند به عنوان مجوس در قلمرو اسلامی بسر برند.(8)
ولی تطبیق زرتشت با مجوس اشتباه است. و می توان گفت دین قدیم طوائف آریا همان آئین مجوس بوده است. بعدها مانند ادیان دیگر الهی تحریف شده و تعالیم آن با خرافات و موهومات زیادی آمیخته گردیده است. و زرتشت را اگر به عنوان یک حقیقت تاریخی بپذیریم در دوران بعد پیدا شده و در آئین مجوس اصلاحاتی بعمل آورده است. به این معنی زرتشت خود مؤسس دین نبوده، بلکه از نو همان تعالیم مجوس را مطرح ساخته است.
بعدها مجوسها به چهار فرقه تقسیم شدند:
فرقه اول کیو مرثیه، فرقه دوم زروانیه، فرقه سوم مسخیه و فرقه چهارم زرتشتیه که به نام زردشت معروف گردیده است.
بنابراین زرتشتیان فرقه کوچکی از مجوس هستند و این که اکنون مجوسیان را زرتشتی می نامند، به اعتبار نامگذاری کل به اسم جزء است.(9)
آنچه که امروز به صورت آئین زرتشت مطرح است همان آیینی نیست که زرتشت پس از اصلاح دین مجوس آن را مطرح کرد، بلکه به شهادت بسیاری از مورخان، کیش زرتشت در عهد ساسانیان تحریف و تعالیم او با خرافات آمیخته شد. استاد مطهری در این رابطه می فرمایند: به هر حال در این جهت شکی نیست که دین زرتشت در دوره های بعد خصوصاً دورة ساسانی، چه از نظر اصول عقاید و چه از نظر احکام و مقررات به پستی گراییده است.(10)
آن چه که امروزه به عنون عقاید و اصول اخلاقی در آیین زرتشت مشاهده می شود، عبارتند:
1. احترام به آتش به عنوان یکی از مظاهر خدای روشنایی، و افروخته نگه داشتن آن، و انجام مراسمی خاص در اطراف آن در معابدی به نام آتشکده، مشخصترین ویژگی این آیین است.(11)
2. کتاب دینی زرتشتیان اوستا نام دارد که به معنای اساس و بنیان و متن است. این کتاب، به خط و زبان اوستایی نوشته شده است که به ایران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوی و سانسکریت همریشه است.
اوستا 5 بخش دارد:
1ـ یَسنا (جشن و پرستش) این قسمت معروفترین قسمت اوستاست.
2ـ ویسپِرَد (همة سروران) مشتمل بر نیایش.
3. وِندیداد (قانون ضد دیو) دربارة حال و حرام و نجس و پاک.
4. یَشتها (نیایش سرود و تسبیح).
5. خرده اوستا (اوستای کوچک) دربارة اعیاد و مراسم مذهبی و تعیین سرودهای آنها.(12)
3. در این که زیربنای تعالیم زرتشت چیست «ثنویت» یا (چند خدایی) یا احیاناً «توحید» و یگانه پرستی؟ در این باره نیز میان محققان و صاحبنظران اختلاف وجود دارد.
پرداختن به همة این اختلاف ها از عهدة این مقاله خارج است، امّا آن چه مسلّم است، این است که هر یک از بخش های اوستا منشأ این اختلاف گردیده است که در اوستا عقیده بر تعدد خدایان مبنی بر طبیعت پرستی و سپس ثنویت و دوگانه پرستی و بالاخره وحدت و یکتا پرستی همه جا جلوه گر است.(13)
در آیین زرتشت از خدا به عنوان آهورا مزدا نام برده شده که برای خودش 6 دستیار دارد.
4. در این آیین انتظار سه منجی از نسل زرتشت مطرح است. این منجیان یکی پس از دیگری جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد.
1ـ هوشیدَر، 1000 سال پس از زرتشت ظهور خواهد کرد.
2ـ هوشیدَرماه، 2000 سال پس از زرتشت.
3. سوشیانت، 3000 سال پس از زرتشت که با ظهور او جهان پایان می یابد.(14)
5. اصول اخلاقی زرتشت به سه اصل عملی استوار است. گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک، که این اصول در بسیاری از آیین ها با عبارت های مختلفی یافت می شود.
در اسلام خلقت هیچ چیزی به شیطان نسبت داده نمی شود و اساساً شیطان قوه خلاقه ندارد. از نظر اسلام همة اشیاء با دست قدرت خداوند به وجود آمده است. در صورتی که اهریمن در اوستا به صفت آفریننده متصف شده و می تواند علاوه بر دیوها و پریان نامرئی جانداران محسوس و مرئی از قبیل: وزغ، مورچه، مار، عنکبوت، حشرات و گرگ را خلق کند و بیماری و آفت از قبیل: سیل، زلزله، طوفان و باد خطرناک پدید آورد.(15)
مرگ و سرما و زمستان در دین زرتشت مخلوق اهریمن است.
اما در دین اسلام خالق مرگ خداست و سرما و زمستان نیز حادثه سودمند و مفیدی می باشد.
آن چه حاصل شده این است که آئین زرتشت یکی از فِرَق چهارگانه مجوس است، مردم ایران قبل از این آئین بر دین مجوس بوده اند و آئین زرتشت بخاطر خرافاتی که در آن راه یافته با فطرت بشری ناسازگار است، در عین حال امروزه پیروان اندکی دارد.


پاورقی:

1. جان بی ناس، تاریخ جامع ادیان، انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، 1370، ص 450.
2. حج:17.
3. اقتباس از مبلغّی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، چاپ اول، 1373، ج 1، ص 368.
4. اقتباسی از تاریخ ادیان و مذهب جهان، همان، ص 398.
5. تورات، باب 39، جمله 13، به نقل از: مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، انتشارات صدرا، چاپ اول، 1375، ص 298.
6. انجیل متی، باب دوم از اول تا آخر، ص 2 و 3، به نقل از اسلام و ایران، همان.
7. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل کتاب الجهاد، چاپ بیروت، باب 49، حدیث 3 و 5.
8. زرین کوب، دکتر عبدالحسین، کارنامة اسلام، انتشارات امیرکبیر، چاپ نهم، 1382، ص 1، فصل اول.
9. مجله تخصصی کلام اسلامی، مؤسسه امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، ص 61، شمارة 32.
10. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، انتشارات صدرا، چاپ اول، 1375، ص193.
11. ایزد پناه، مهرداد، دین زرتشت، انتشارات محور، چاپ اول، 1382، ص 101.
12. آشنایی با ادیان بزرگ، همان، ص 64.
13. مجله تخصصی کلام، مؤسسه امام صادق، شماره 33، ص 51.
14. آشنایی با ادیان بزرگ، همان، ص 66.
15. خدمات متقابل اسلام و ایران، همان، ص 94.

 

پرسش:

آیا زرتشتیان هم خدا را عبادت می کردند؟

پاسخ:

زرتشت مصلح بزرگ ایرانی که بنابر برخی دیدگاه ها بیش از هزار سال قبل از میلاد ادعای نبوت کرد و با مبارزه علیه خرافات آیین مغان و اعتقادات شرک آمیز چند خدایی، ایرانیان را به سوی خدای هستی (اهورا مزدا) دعوت کرد. زرتشت پس از یک دوره ریاضت و انزوا سه اصل بزرگ را به عنوان شعار خویش به جامعه اش ارائه کرد: پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک.
گفته اندوی پیش از داریوش هخامنش ظهور کرد و آیینش را گسترش داد. دین زرتشت حدود هزار سال بر ایران حاکمیَت داشت. و با ظهور اسلام ایرانیان از آیین زرتشت دست بر داشتند و به سوی دین اسلام روی آوردند.(1)
برخی از عقاید زرتشت عبارت است از:
1. همه خوبی ها بلکه همة هستی، آفریده اهورا مزدا است.
2. همة پلیدی ها و نیستی ها آفریده اهریمن است.
3. نبرد میان خیر و شر همیشه وجود داشته است.
4. انسان در این میان آزاد و مختار آفریده شده است.
5. آتش سمبل روشنی و پاکی است.
6. زندگی انسان معادی دارد.
7. زرتشت پیامبر مبعوث شده از طرف خداست.
از دیر زمان تا کنون بین دین شناسان اختلاف وجود داشته که آیا دین زرتشت آیین توحیدی است، یا آیین مبتنی بر ثنویت و دوگانگی است؟ اکنون هم نظریه مسلَمی در این باره وجود ندارد. زیرا در «أوستا» شواهدی بر هر کدام یافت میشود.(2)
اگر مقصود از مجوس که در قرآن(3) و روایات اسلامی ذکر شده، زرتشتیان باشد، آنها دارای کتاب آسمانی بوده اند. در روایات ذکر شده که انها پیرو یکی از انبیاء بر حق بوده اند که بعداً از اصل توحید منحرف گشته و به افکار و عقاید شرک آلود روی آورده اند. در روایتی آمده است که مشرکان مکّه از پیامبر تقاضا کرده اند که از آنها جزیه بگیرد و به آنان اجازه بت پرستی بدهد. پیامبر ـ صلَی الله علیه و آله ـ فرمود: «من جز از اهل کتاب جزیه نمیگیرم.» آنها در پاسخ نوشتند: تو چگونه چنین می گویی در حالی که از مجوس جزیه گرفته ای؟ پیامبر ـ صلَی الله علیه و آله ـ فرمود: «مجوس پیامبری داشتند و کتاب آسمانی، پیامبرشان را به قتل رساندند و کتابش را  آتش زدند.»(4)
در حدیث دیگر آمده است که امام علی ـ علیه السَلام ـ بر بالای منبر فرمود: « از من سؤال کنید پیش از آن که مرا نیابید.» اشعث بن قیس بر خواست و گفت: ای امیر مؤمنان چگونه از مجوس جزیه گرفته می شود در حالی که کتاب آسمانی بر آنان نازل نشده و پیامبری نداشته اند؟ امام علی ـ علیه السَلام ـ در جواب فرمود: «خداوند کتابی بر آنان نازل کرده و پیامبری نیز بر آنان مبعوث نموده است.»(5)
و نیز شواهدی هم وجود دارد که زرتشتیان ابتدا خدا پرست بوده اند و حتّی قبل از زرتشت هم موحد بوده و آیین آنها جزو ادیان توحیدی محسوب می شده است. این اعتقاد به توحید بعد از ظهور زرتشت ادامه یافت و وی نیز به عنوان منادی توحید به تبلیغ آیین خود پرداخت.(6)
جان بی ناس می نویسد: بر خلاف عقاید بعضی از متأخرین جماعت زرتشتیان، آن پیامبر باستانی می گفت که بر حسب مشیَت و ارادة متعال «اهورا مزدا» تمام موجودات آفریده شده اند و چنان چه در آیة آخرین از گاتها صراحت دارد، اهورا مزدا، موجب و موجد هم نور و هم ظلمات، هردو است.(7)
در عین حال مجوسیان معتقد هستند که برای تدبیر عالم دو مبدأ است، یکی مبدأ خیر و دیگری مبدأ شر. اوَلی نامش یزدان و دیگری اهریمن است و یا اوَلی نور و دومی ظلمت است و نیز مسلم است که ایشان ملائکه را مقدس دانسته، و بدون اینکه مانند بت پرستان برای آنها بتی درست کنند به آنها توسل و تقرب می جویند و نیز مسلَم است که عناصر بسیط و مخصوصاْ آتش را مقدَس می دانند و در قدیم الأیام مجوسیان در ایران، چین، هند و غیره آتشکده هایی داشتند که وجود همه عالم را مستند به «اهورا مزدا» و او را ایجاد کننده همة موجودات میدانستند.(8)
استاد شهید مطهری راجع به انحطاط زرتشتیان می گوید: نقش خدا «اهورا مزدا» با همان ریش و عصا و یال و کوپال به عنوان یک آرم ملّی بر روی تابلوهای بسیاری از مؤسسات زرتشتی در عصر حاضر به چشم می خورد و نشانه ای از انحطاط فکری در دوره ساسانی است. زرتشتیان از یک طرف مدَعی خداشناسی و توحیدند و «اهورا مزدا» را همان «الله» مسلمین که لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف و الخبیر(9) است، معرفی می کنند و از طرف دیگر شکل و شمایل برایش می کشند و تاج و ریش و عصا برایش می سازند و او را به صورت یک بت نمایش می دهند.
وی در ادامه می گوید: «چنان که می دانیم ایرانیان مسلمان آنجا که تعبیرات اسلامی را به لغت فارسی ترجمه کرده اند کلمه «الله» را به «خدا» ترجمه کرده اند که ظاهراً مخفف «خود آی» است، یعنی نا آفریده شده. ایرانیان مسلمان کلمه «الله» را هرگز به «اهورا مزدا» ترجمه نکرده اند، بدین جهت که کلمه «اهورا مزدا» بین زرتشتیان آن قدر مفهوم تجسم پیدا کرده بود که آن فرزانگان شایسته ندیدند آن را ترجمه کلمه «الله» قرار دهند.»(10)
از گفتار استاد چنین استفاده می شود که ممکن است کلمه «اهورا مزدا» در ابتدا مترادف کلمه «الله» بوده و لکن در اثر تحریفاتی که در دین زرتشت به وجود آمده است، معنای اصلی خود را از دست داده تا جایی که مسلمین حاضر نشده اند که کلمه «الله» را «اهورا مزدا» معنی نمایند. از آنچه گذشت بدست می آید که زرتشتیان در ابتدا خدا پرست بوده و «اهورا مزدا» را بدون این که برای او شریکی قائل باشند، می پرستیده اند. و از این رو جزو ادیان توحیدی محسوب می شده اند. امّا بر اثر عواملی گرفتار ثنویت شده و مبدأ عالم را دو چیز بنام یزدان و اهریمن شمرده اند.


پاورقی:

1. حکمت، علی اصغر، تاریخ ادیان، ص 161.
2. أوستا، بخش یسنا، هات 30، بند های 2-8.
3. حج:17.
4. حلی، ابن مطهر، مختلف الشیعه، قم، جامعه المدرسین، چاپ اول، 1413، ج4، ص431.
5. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، الوفا، چاپ دوم، 1403 ق، ج14، ص461.
6. مشکور، محمد جواد، خلاصه ادیان، شرق، چاپ چهاردهم، 1369ه‍ ، ص 97.
7. جان بی ناس، تاریخ جامع ادیان، تهران، آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1370، ص 458.
8. المیزان، ج14، ص509.
9. انعام: 103
10. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ج14، ص211.

 

پرسش:

چه نقدهای کلی بر آیین زرتشت وارد است؟

پاسخ:

ایرانیان قبل از زرتشت پیرو دینی بودند که از آن تعبیر به آیین مجوس می‌شد. بعدها شخصی به نام «زرتشت» در میان مجوس قیام کرده و به اصلاح آیین مجوس پرداخت. مؤلف تاج العروس می‌گوید: «مجوس بر وزن صبور مردی بود با گوش‌های کوچک که برای ملت مجوس دینی وضع کرد و مردم را به آن فرا خواند. به طوری که بعضی‌ها گمان کرده‌‌اند، او «زردشت» فارسی نیست. زیرا زردشت بعد از ابراهیم بوده در صورتی که مجوس دین قدیم است و زردشت بعدها آن را تجدید کرده و تغییراتی داده است»(1)
طبق بیان فوق زردشت مصلحی بوده که در میان مجوس ظهور کرده و آیین زردشت در ادامه و طول آیین مجوس و از شاخه‌های آن است که با گذشت زمان گسترش یافته و جایگزین و تنها قرائت از دین مجوس شده است و امروزه از آن تعبیر به دین زردشتی می‌شود. این دین سرنوشتی پر فراز و نشیب دارد و چون زمانی به شدت مورد حمایت حکومت ساسانی بود، گسترش فراوانی یافت، اما بعد از سقوط این دولت و ورود اسلام به ایران، ناگهان فرو ریخت و آثار کتبی و ماندگار چندانی از خود به جا نگذاشت و آنچه از این آیین به جا مانده، بسیار پراکنده و مبهم و گاهی نامفهوم است با این همه می‌توان انتقادهای کلی بر این آیین را در موارد زیر خلاصه کرد.

1 . انحراف از توحید:هر چند آیین زرتشت را می‌توان اصالتاً دینی توحیدی نامید، اما گویا بعد از مرگ زرتشت دو گانه‌پرستی بر این آیین غلبه کرد و «اندیشة توحید که زردشت تعلیم می‌داد نیز دست‌خوش تغییراتی گردید».(2) و دو عنصر اهورامزدا و اهریمن، در این آیین نمایان شد که هر کدام به نوعی دعوی خالقیت داشتند. با استقلالی که اهریمن در مقابل اهورامزدا داشت لفظ دوگانه‌پرستی، شایسته مؤمنین زرتشت می‌شد. زرتشتیان گمان می‌کردند با استناد بدی‌ها و شرور به اهریمن به تنزیه و تقدیس اهورامزدا پرداخته‌اند، ولی نمی‌دانستند که این اعتقاد آنان را به شرک نزدیک می‌کند. گذشته از انتقادها و ایرادات فلسفی بر وجود دو خالق مستقل، تفکیک بین مخلوقات این دو خالق نیز چندان ممکن نیست و شروری را که عدم مطلق یا عدم نسبی هستند، نمی‌توان مخلوق دانست در واقع آیین زردشت با این ثنویت که دچار آن شده در تبیین و توضیح مبدأ عالم دچار مغلطه شده و نمی‌تواند تبیینی روشن از آغاز جهان و انسان داشته باشند و به سؤال از کجا آمده‌ایم، پاسخ روشن و مستدل بدهد.

2 . تقدیس آتشیکی از نشانه‌های زرتشتیان، تقدیس آتش است و در ایران قبل از اسلام آتشکده‌های فراوانی وجود داشت که آثار برخی از آنان تاکنون نیز باقی مانده است، هر چند زرتشتیان وجوهی را برای تقدیس آتش ذکر می‌کنند ولی دلیلی عقلی و فلسفی برای این تقدیس وجود ندارد و این افراط غیرعقلانی در تقدیس آتش، باعث شده که عده‌ای آنان را آتش‌پرست بنامند.(3)

3 . ازدواج با محارمیکی دیگر از خصوصیاتی که در بیشتر کتابها به زرتشتیان نسبت داده شده، ازدواج با محارم (یعنی خواهر، مادر و دختر) است و در تاریخ نیز به این امر اشاره شده است که برخی از پادشاهان و بزرگان زرتشتی با محارم خود ازدواج کرده‌اند.
«در کتابی که آن را به «نیک شاپور» از دانشمندان زمان خسرو اول نوشین‌روان نسبت داده‌اند و شرحی از معراج روح است، چنین آمده است که در آسمان دوم روان‌های کسانی را دیده است که «خویتک دس» (ازدواج با محارم) کرده بودند و تا جاویدان آمرزیده شده بودند و در دورترین جاهای دوزخ، روان زنی را گرفتار عذاب جاودانی دیده، زیرا که «خویتک دس» را بهم زده است...».(4)
هرچند این عمل یعنی ازدواج با محارم در اصل دین مجوس و آیین اصلاحی زرتشت، وجود نداشت، ولی بعدها به اسم دین چنان شهرت یافته که آن را جزو ارکان آیین زرتشت به حساب آورده‌اند، چنان که یعقوبی می‌گوید: «ایرانیان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج می‌کردند و این کار را نوعی صله رحم و عبادت می‌دانستند».(5)

4 . دفن نکردن مردگانزرتشتیان به جاودانگی روح عقیده دارند آنان می‌گویند: روان پس از ترک جسم تا روز رستاخیز در عالم برزخ می‌ماند، هم‌چنین آنان به صراط، میزان اعمال، بهشت و دوزخ معتقدند.(6) با این همه مانند مؤمنین به سایر ادیان الهی مردگان خود را دفن نمی‌کنند، بلکه اجساد مردگان خویش را در درون دخمه یا برج خاموشان، قرار می‌دهند، تا خوراک پرندگان گوشت‌خوار شوند.(7) این عمل که یکی از نشانه‌های بارز زرتشتیان است به دلیل افراط در تقدیس خاک و آب و آتش، به وجود آمده است آنان به گمان این که دفن مردگان موجب آلودگی خاک می‌شود از دفن آنها خودداری می‌کنند و بر ناکارآمدی دین خود در ارایه برنامه صحیح زندگانی، صحّه می‌گذارند.

5 . حمایت از نظام طبقاتی:یکی دیگر از مشخصات آیین زرتشتی حمایت از نظام طبقاتی می‌باشد. در دوره ساسانیان که دین زرتشتی دین رسمی و مورد حمایت دولت بود، مردم به طبقات مختلفی تقسیم شده بودند که هیچ یک نمی‌توانست از طبقه خود به طبقه بالاتر برود. و اصول و نظامات طبقاتی به شدیدترین وجهی در آن اجرا می‌شد. مسعودی در مروج‌الذهب می‌نویسد: «اردشیر بن بابک سرسلسلة ساسانیان مردم را هفت طبقه قرار داد».(8) و البته این قانون اجتماعی از سوی متولیان دین زرتشت یعنی موبدان به شدت حمایت می‌شد و حتی در مورد آتشکده‌ها هم مورد اجرا قرار می گرفت و آتشکده‌ای به شاهان و شاهزادگان اختصاص داده می‌شد و آتشکده دیگر برای موبدان تعیین می‌گشت و آن دیگری به مردم عادی اختصاص می‌یافت و بدین ترتیب نظام طبقاتی حتی در مسائل مذهبی هم رعایت می‌شد. و همه اینها ریشه در نژادپرستی و به تعبیری خون‌پرستی داشت، زیرا زرتشتیان دوره ساسانی اهمیت زیادی به پاکی خون خاندان‌ها می‌دادند.(9)

6 . غیرعقلایی بودن احکام عملی آیین زرتشت:درکتاب اوستا که کتاب دینی زرتشتیان به شمار می‌آید، احکامی بیان شده که نه تنها غیرعقلایی است، بلکه گاهی انجام دادن آنها محال است و امکان وقوعی ندارد. به طور مثال درباره زنی که بچه مرده‌ به دنیا بیاورد، چنین حکم داده شده که آن زن باید به نقطه‌ای دوردست برده شده و دور از آب و آتش نگهداری شود و تنها بعد از خوردن چندین جام «گُمیز» (پیشاب گاو نر) آمیخته با خاکستر، می‌تواند شیر بنوشد، ولی باز حق نوشیدن آب را تا چندین روز ندارد.(10)
هم‌چنین در وندیداد آمده است اگر کسی سگ آبی را بکشد باید «ده هزار تازیانه با اسپهه ـ اشترا، ده هزار تازیانه با سرو شوچرن بدو بزنند و باید اَشَوَنانه و پرهیزگارانه ده هزار بسته هیزم سخت و خشک و پاک را چون تاوانی به روان سگ آبی به آتش اهورامزادا بیاورد...» و البته حکم به این جا ختم نمی‌شود بلکه باید ده ‌هزار مار، ده‌ هزار سنگ پشت، ده‌ هزار قورباغه، ده هزار مورچه، ده هزار کرم خاکی، ده هزار مگس و... را بکشد و خانه و زمینی را به روان سگ آبی داده هیجده استبل ویران شده را بازسازی و هیجده سگ را از ناپاکی‌ها پاک کرده، هیجده مرد را طعام دهد و ...(11) تا گناه او بخشیده شود.
با توجه به مطالبی که در بخش اعتقادی در مورد دوگانه‌پرستی دین زرتشت گفته شد و هم‌چنین احکام عملی از قبیل ازدواج با محارم و کفاره‌های سنگین غیر عقلایی، می‌توان با جزم گفت که دین زرتشت نمی‌تواند مؤمنین به خود را از حیث اعتقادی و رفتاری سعادتمند سازد و برنامه زندگانی‌آنها باشد و انسان را به سعادت دنیوی و اخروی برساند.


پاورقی:

1. حسینی، سید محمد مرتضی، تاج‌العروس، تحقیق محمد الطناحی، دارالهدایه، 1339ق، ج16، ص 495.
2. بی‌ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1370، ص 468.
3. مطهری، مرتضی، مجموعه‌آثار، (خدمات متقابل اسلام و ایران)، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 219.
4. همان، ص 260.
5. تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 262.
6. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379، ص 66.
7. تاریخ جامع ادیان، ص 482.
8. مروج الذهب، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 249.
9. ر.ک: مجموعه آثار، ج 14، ص 251.
10. ر.ک: دستخواه، جلیل، اوستا، ج 2، ص 715 و 716، فرگرد پنجم ص 46 و 57، انتشارات مروارید، چاپ اول، 1370.
11. اوستا، ج 2، ص 822 وندیداد فرگرد چهارم.

 

تحقیق و گزینش : غلام سخی علیزاده

منبع:

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

(نرم افزار پاسخ)

وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان