تبسم دانایی
قالب وبلاگ


پرسش:

نظر شما در مورد دین مسیحیت چیست؟

پاسخ:

یکی از دین‌هایی که خداوند متعال به فرزندان ابراهیم ـ علیه السّلام ـ عنایت فرموده است، دین مسیحیت می‌باشد. آن طور که از قرائن و شواهد بر می‌آید قبل از اسلام دین مسیحیت آخرین دین بوده است که خداوند برای هدایت و ارشاد انسانها، برای آنها به ارمغان فرستاده است.
آورنده دین مسیحیت حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ که در قرآن مجید یکی از پیامبران اولوالعزم نام برده شده است، می‌باشد. او بدون پدر و از حضرت مریم، دختر عمران به دنیا آمده است. قبل از آن که به دین مسیحیت پرداخته شود، لازم است که سخنان قرآن کریم در مورد حضرت مریم ـ سلام الله علیها ـ و میلاد حضرت مسیح را بدانیم.

مادر حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ نامش مریم، دختر عمران نبی است،‌ تولد او نیز ویژگی‌ خاصی دارد که خداوند آن را در قرآن کریم ذکر کرده است، چگونگی تولد حضرت در قرآن چنین آمده است: «زن عمران نذر کرد و با خود و خدای خودش چنین عهد کرد که فرزندی که در شکم دارد را در راه خداوند آزاد گرداند و چون فرزندش به دنیا آمد گفت: پروردگارا! فرزندی که به دنیا آورده‌ام دختر است، من او را مریم نام نهادم، او و فرزندانش را از شر شیطان رجیم در پناه تو آوردم».(1) بعد خداوند در ادامه خبر از قبول شدن نذر زن عمران می‌دهد و می‌فرماید: «مریم را به نیکویی تربیت کرد و حضرت زکریای نبی را به کفالت او گمارد».(2)
از جمله ویژگی‌ها و امتیازاتی که خداوند برای حضرت مریم ـ سلام الله علیها ـ برشمرده می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. مادرش او را نذر صومعه کرده بود. (آل عمران، 35)
2. تحت نظر زکریای نبی پرورش یافت. (آل عمران، 36)
3. بیت المقدس را برای عبادت اختیار کرده بود. (مریم، 16)
4. از غذاهای بهشتی تغذیه می‌کرد. (آل عمران، 37)
5. ملائکه با مریم صحبت می‌کردند. (آل عمران، 42)
6. خداوند او را بر زنان زمان خود برگزیده بود. (آل عمران، 42)
7. مریم دارای مقام عصمت بود. (آل عمران، 42)
8. او صدیقه بود. (مائده، 75)
9. از سجده کنندگان و رکوع کنندگان بود. (آل عمران، 43)

تولد مسیح ـ علیه السّلام ـخداوند چگونگی میلاد آن حضرت را چنین بیان می‌نماید: إِذْ قَالَتِ الْمَلائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ, «وقتی فرشتگان به مریم گفتند خدا تو را به کلمه‌ای که نامش مسیح است بشارت می‌دهد که در دنیا و آخرت آبرومند است».(3)
از این آیة شریفه فهمیده می‌شود که نام حضرت عیسی را خداوند انتخاب کرده و او را مسیح نام نهاده است. در مورد چگونگی خلقت و آفرینش حضرت، خداوند می‌فرماید: «مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا و کلمه (و مخلوق) اوست که او را به مریم القا نمود و روحی (شایسته) از طرف او بود».(4)

نبوت مسیحدر مورد آغاز نبوت حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ خداوند عزوجل در قرآن کریم بعد از ذکر جریان ملامت قوم، حضرت مریم و اینکه از او می‌خواستند توضیح دهد که فرزند را از کجا آورده است، می‌فرماید: «آن طفل گفت همانا من بندة خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود».(5)
با توجه به این آیه چنین به دست می‌آید که حکم نبوت از همان طفولیت به حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ عطا شده است، امّا این سؤال حال مطرح می‌شود که آیا در همان زمان طفولیت به رسالت هم مبعوث شد یا خیر؟
در جواب باید گفت. اولاً از آیه شریفه چنین بیان و مطلبی استفاده نمی شود و رسالت را برای حضرت اثبات نمی‌کند. ثانیاً، در حدیثی آمده است که شخصی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ سؤال می‌کند که آیا حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ هنگام تولد حجت خداوند بر مردم زمانش بوده است یا نه؟ امام ـ علیه السّلام ـ در جواب می‌فرمایند حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ در آن زمان نبی بوده امّا رسول نبوده است و به آیه 30 سوره مریم استناد می‌فرمایند.
و سپس اضافه می‌کنند که عیسی ـ علیه السّلام ـ در آن حال (در گهواره) آیت برای مردم و رحمتی از جانب پروردگار برای مریم بوده و حجت برای کسانی که کلام او را شنیدند، امّا بعد از آن حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ دیگر سخن نگفت تا دو سالگی و در آن حال حضرت زکریا ـ علیه السّلام ـ حجت خداوند عزوجل بر مردم بود. بعد از دو سال حضرت زکریا از دنیا رفت و حضرت یحیی وارث کتاب و حکم شد، در حالی که طفل خردسالی (صبی صغیر) بود.
وقتی حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ به هفت سالگی رسید، به رسالت مبعوث شد و حجت خداوند بر یحیی و همه مردم شد.(6)

القاب حضرت مسیحخداوند حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ را در قرآن کریم با صفات گوناگونی توصیف نموده است که این خود نشانه‌ای بر عظمت و بزرگی آن حضرت می‌باشد. ما در اینجا به بیان چند نمونه از آنها می‌پردازیم:
1. قول الحق (مریم، 34) 2. جعلنی مبارکا (مریم، 31)
3. کلمة الله (آل عمران، 45. نساء، 171) 4. وجیهاً فی الدنیا و الاخرة (آل عمران، 45)
5. من المقربین (آل عمران، 45) 6. رسول الله (نساء، 171)
7. روح من الله (نساء، 171) 8. زکیّ (مریم، 19).

معجزات حضرتبهترین وسیله برای اثبات نبوت و ادعای هر پیامبری معجزاتی است که به مردم ارائه می‌دهد. از جمله معجزات حضرت مسیح می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. کتاب انجیل (مائده، 46) 2. شفای پیسی (مائده، 110)
3. تکلم در گهواره (مائده، 110) 4. زنده کردن مرده (مائده، 110)
5. ساختن پرنده از گل و دمیدن روح در آن (مائده، 110) 6. نزول مائده برای حواریون (مائده، 114)
7. شفای کور مادرزاد (مائده، 110).

علم عیسی بن مریمیکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین ابزاری که خداوند متعال برای راهنمایی بشر به رسولانش عنایت می‌کند، علم و حکمت است، خداوند میزان علم آن حضرت را چنین بیان می‌دارد:
1. خداوند او را به وسیله روح القدس توانا ساخت. (بقره، 87 و 253)
2. خداوند به او کتاب عنایت کرد. (مائده، 110)
3. حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ را خداوند به سلاح حکمت مسلح کرد تا از مواهب آن برای راهنمائی بشر برخوردار شود. (7)
4. خداوند متعال کتاب تورات را که کتاب مقدس یهودیان است به حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ آموخت. (8)
5. خداوند به حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ کتاب مقدس انجیل را عنایت فرمود، انجیلی که هدایت‌گر و نور است. (9)

زنده بودن حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ یکی از مواردی که خداوند عزوجل به صراحت با نظر مسیحیان در مورد آن مخالفت کرده است، کشته شدن حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ است، خداوند متعال در این مورد می‌فرماید: «گفتند ما مسیح را کشتیم در صورتی که او را نه کشتند و نه به دار کشیدند، بلکه بر آنها امر مشتبه شد و همانا آنان که دربارة او عقاید مختلف اظهار داشتند از روی شک و تردید سخن گفتند و عالم به او نبودند و به طور یقین مسیح را نکشتند».(10) همانطور که مشاهده می‌شود در این آیه شریفه خداوند صراحتاً با کشته شدن مسیح مخالفت می‌کند و آن را نفی می‌نماید. گرچه مسیحیان معتقدند که سه روز پس از کشته شدن، مسیح زنده شد و در زنده بودن فعلی با مسلمانان هم عقیده‌اند.

انجیل در قرآنخداوند متعال انجیل را در قرآن کریم یکی از کتابهای آسمانی که به حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ عطا کرده است(11) معرفی می‌کند.
در مورد محتویات کتاب حضرت عیسی خداوند عزوجل چنین می‌فرماید: «انجیل کتابی است که در آن هدایت و نور و تصدیق کننده تورات است و آن هدایت و موعظه‌ای برای متقین می‌باشد.»(12) امّا مسیحیان انجیل را آن چنان که می‌بایست رعایت نکردند.(13)

انحراف مسیحیاندین مسیحیت نیز مانند دین یهود بعد از مدتی که حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ به آسمان عروج کرد، دست‌خوش تحریف و انحراف شد و مسیحیان دارای عقاید فاسد و گمراه شدند از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. آنها قائل به الوهیت حضرت مسیح و مادر گرامیش شدند. (مائده، 17، 72 و 116)
2. آنها مسیح را فرزند خداوند انگاشتند.
3. شریک برای خداوند قائل شدند. (نساء، 171، مائده، 73)
4. در دینشان غلو کردند. (نساء، 171)
5. خود را فرزندان خداوند معرفی کردند. (مائده، 18)
6. احبار و راهبان را شریک خداوند قرار دادند. (توبه، 31)
7. رهبانیت و ترک دنیا را به صورت بدعتی در دین قرار دادند. (حدید، 27)

مسیحیان واقعیقبل از هر چیز بهتر است، پاسخ این پرسش را بفهمیم که مسیحیان واقعی به چه کسانی می‌گویند؟ در جواب این سؤال خداوند متعال می‌فرماید: «ای اهل کتاب شما ارزشی ندارید تا آن که به دستورات تورات و انجیل و قرآن عمل کنید».(14) پس با توجه به این آیه شریفه می‌توان گفت که مسیحی واقعی کسی است که اولاً سه کتاب آسمانی تورات، انجیل و قرآن را قبول داشته باشد و در مرحله دوم به دستورات آنها عمل کند. در نهایت می‌توان چنین گفت که از دیدگاه اسلام دین مسیحیت یکی از ادیان الهی بود که توسط حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ و برای هدایت مردم در آن دوران فرستاده شده بود، ولی بعد از عروج حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ کم کم توسط گمراهان تحریف شده و حق و باطل در هم آمیخته شد تا این که خداوند دین اسلام را توسط پیامبر اسلام فرستاد تا راهی برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی باشد و با آمدن این دین تمام ادیان قبلی منسوخ شده و دیگر دین الهی و راه سعادت نیستند و پیروی از آنها موجب رستگاری و هدایت نخواهد شد، چنان که خداوند می‌فرماید وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإسْلامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (15).


پاورقی:

1. آل عمران، 35 و 36.
2. آل عمران، 37.
3. آل عمران، 45.
4. نساء، 171.
5. مریم، 30.
6. کافی، ج 1، ص 382، باب حالات الائمة فی السّنّ، حدیث 1.
7. مائده، 110.
8. مائده، 110.
9. مائده، 46.
10. نساء، 157.
11. مائده، 46.
12. مائده، 46.
13. حدید، 27.
14. مائده، 68.
15. ال عمران:85.

 

پرسش:

در مورد عیسویان توضیحاتی بدهید؟

پاسخ:

عیسویان همان مسیحیانی هستند که پیرو حضرت عیسی می باشند و به نصاری و عیسوی نیز مشهورند.(1) در مورد این که آنان چه کسانی هستند و اعتقاداتشان چیست می توان گفت که بر اساس تعالیم کتاب مقدس، یهودیان در انتظار شخصی بودند که خداوند او را برای نجات قوم بنی اسرائیل خواهد فرستاد و این قوم را از زیر ظلم و ستم خواهد رهانید و حاکم جهان خواهد کرد که نامش مسیح است. ولی پس از ظهور حضرت عیسی که بنابر آموزه های یهود همان مسیح بود، او را قبول نکردند با او دشمنی ورزیدند. ولی با این همه کسانی بودند که او را مسیح وعده داده شده در کتاب مقدس می دانستند و طرفدار و پیرو ایشان بودند.
که در این میان دوازده نفر از آنان نسبت به دیگران برتر بودند و به حواریون نیز معروف بودند که پس از عروج حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و به صلیب کشیده شدن فرد دیگری به جای آن حضرت توسط یهودیان، به شهرهای مختلف سفر کردند و دین آن حضرت را ترویج دادند که به مسیحیان یا همان عیسویان یعنی طرفداران و پیروان آئین حضرت عیسی ملقب گشتند.
دین حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ دین توحیدی مبتنی بر شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ بوده است که در ابتداء حواریون و طرفداران واقعی حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ موحد و قائل به یگانگی خدا و رسالت حضرت مسیح بوده اند ولی در همان سده اول میلادی برخی از افراطیان یهودی مثل پولس و امثال او به دین مسیح درآمده و باعث ایجاد تحریف در دین مسیح ـ علیه السلام ـ گردیده و در رأس آن مسئله تثلیث را پایه گذاری می کنند و بدین ترتیب مسیحیان به دو دسته تقسیم می شوند و سپس به تدریج طرفداران تثلیث غلبه نموده و طرفداران توحید از بین می روند و امروز عیسویان جهان قائل به تثلیث هستند و حضرت مسیح را پسر خدا می دانند.
عیسویان معتقدند که خداوند مرکب از سه جزء پدر، پسر و روح القدس می باشد یعنی می گویند پدر خداست، پسر خداست، روح القدس خداست، اما این سه خدا یک خدا را تشکیل می دهند و از لحاظ قدرت و عظمت برابرند و هیچ یک پیش از دیگری به وجود نیامده است و هر سه ازلی هستند.(2)
آنان معتقدند که مسیح شخصیتی با دو ذات الهی و بشری است و با ارزش ترین نمایه خدا و بشریت می دانند، او هم انسان است و هم خدا، که هر کدام آثار ویژه خود را دارد که ترکیب شده و هماهنگ می باشند.(3) آنان معتقدند که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ از قدیم و قبل از تولدش بوده است و حادث نشده است در کتاب مقدس در مورد حضرت عیسی می گوید که «از تو (بیت لحم ) کسی برای من ظهور خواهد کرد که از ازل بوده است».(4)
و هم چنین معتقدند که اولین کسی که خداوند آفرید حضرت عیسی بود(5) و هم چنین نخست زاده تمامی آفریدگان می باشند و آن چه در آسمان و بر زمین است از چیزهائی دیدنی و نادیدنی از طریق عیسی آفریده شده اند.(6)
مسیحیان یا همان عیسویان مجموعه ای با عنوان «کتاب مقدس» را کتاب آسمانی خود می دانند که از دو بخش عمده تشکیل شده: 1. عهد قدیم. 2. عهد جدید.
1. عهد قدیم بخش عمده این مجموعه را شامل می دهد که مشترک بین یهودیان و مسیحیان است و هر دو آن را مقدس و معتبر می دانند.
2ـ عهد جدید که شامل نوشته های متنوع است ویژه مسیحیان می باشد و منبع اصلی اعتقادات آن ها و نیز تنها منبع تاریخ قرن اول مسیحیت به شمار می رود.(7)
عهد جدید شامل بیست و هفت کتاب و رساله است و معروف ترین بخش آن چهار انجیل منسوب به متی، مرقس، لوقا، یوحنا است که در ابتدای این مجموعه جای داده شده است. آنگاه به ترتیب، کتاب اعمال رسولان، 13 یا 14 رساله منسوب به پولس، رساله یعقوب، دو رساله منسوب به پطرس، سه رساله منسوب به یوحنا، رساله یهودا و کتاب مکاشفه یوحنا بخش های دیگر این مجموعه را تشکیل می دهد.(8) مسیحیان معتقد نیستند که این مجموعه یا بخشی از آن یا هیچ کتاب دیگری را حضرت عیسی آورده باشد بلکه می گویند: اساساً معنا ندارد عیسی کتابی بیاورد چون کتاب، وحی است و وحی بر واسطه بین خدا و انسان نازل می شود و چون خدا خود را در عیسی کشف کرده پس او خودش وحی است. به این ترتیب آنان می پذیرند که مجموعه عهد جدید به دست انسان های عادی، پس از صعود حضرت عیسی نگاشته شده است.(9)

فرقه های مسیحیاکثر قریب به اتفاق مسیحیان یا همان عیسویان جهان در یکی از سه شاخه مهم مسیحیت یعنی کاتولیک، ارتدکس، پروتستان جای می گیرند که مسیح را خدای متجسد و شخص دوم تثلیث می دانند و در آموزه های مسیح شناسی اختلافی ندارند.(10) و فرقه های باقیمانده از سده های نخست که تعداد آن ها بسیار کم می باشد به قرار زیر می باشد.

1. کلیسای ارامنه: بیشتر در ارمنستان زندگی می کنند و تعداد آن ها به چند میلیون می رسد. کلیسای ارامنه از لحاظ اصول اعتقادی «طبیعت واحدی» است و شعائری نظیر شعائر کلیسای ارتدکس دارد.

2. کلیسای آشوری (نسطوری): که کمتر از یک میلیون نفر می باشند و در عراق و ایران زندگی می کنند که کلیساهای آنان بسیار ساده و از به کار بردن تمثال ها خودداری می کنند.

3. کلیسای یعقوبی: این گروه در اصل متعلق به سوریه است و پیروان آن به «طبیعت واحدی» اعتقاد دارند.

4. کلیسای قبصلی: کلیسای قدیمی مصر است که در سال 451 م با رد اصول و شورای کالسدون، مستقل شد.(11)
علت افتراق مسیحیان و تبدیل شدن به چند شاخه مهم، یکی انتقال پایتخت امپراطوری روم به قسطنطنیه در سال 330 م می باشد که با این تغییر روم اهمیت سیاسی خود را از دست داد ولی این امر بر قدرت پاپ روم افزود چون پاپ قدرت سیاسی را که در شهر رها شده بود به ارث برد و نقش امپراطوری را بازی کرد که این امر باعث هموار شدن جدایی بین دو اسقف نشین قسطنطنیه (کلیسای ارتددکس شرق) و روم (کلیسای کاتولیک) در سال 1054 م شد.(12)
دیگر علت جدایی و افتراق مسیحیت که در سده های 16 ـ 15 میلادی اتفاق افتاد و سومین جدایی مهم در تاریخ الهیات مسیحی را رقم زد(13) عوامل متعددی چون فساد مالی ـ فساد اخلاقی ـ فروش آمرزش نامه ـ تفتیش عقاید بود.(14) که شخصی به نام مارتین لوتر طلایه دار این قیام بر ضد کاتولیک شد که پروتستان نامیده شدند.(15)
امروز عیسویان 33% جمعیت دنیا را تشکیل می دهند که بیشتر در قاره آمریکا و اروپا ساکن هستند.


پاورقی:

1. لغت نامه دهخدا، ج 29 ـ 38، حرف میم و عین.
2. دایره المعارف کاتولیکی.
3. زیبایی نژاد، محمد، مسیحیت شناسی مقایسه ای، انتشارات سروش، تهران، چاپ اول 82، ص 41.
4. کتاب مقدس، میکاه : 5.
5. همان، مکاشفه، 3:14.
6. همان کلوسیان 1: 15ـ16.
7. سلیمانی اردستانی، عبد الرحیم، مسیحیت، انتشارات زلال کوثر، چاپ اول زمستان 81 قم، ص 63.
8. همان، ص 63.
9. همان، ص 65.
10. ادیب آل علی، سید محمد، مسیحیت، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ سپهر قم، اول، ص 111.
11. سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، مسیحیت، انتشارات زلال کوثر، چاپ اول زمستان 81 قم، ص 160.
12. همان، ص 165.
13. همان، ص 197.
14. ادیب آل علی، سید محمد، مسیحیت، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ص 117.
15. همان، ص 125.

 

پرسش:

زمان پیدایش رهبران مسیحیت کدام است؟

پاسخ:

برای درک بهتر مسئله و سهولت فهم آن، قرن اول میلادی را به سه بخش تقسیم می کنیم:
الف. عصر حیاتِ زمینیِ مؤسس دین، یعنی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ که از سال اول تا 30 میلادی را شامل می شود.
ب. عصر گسترش مسیحیت که از سال 30 تا 64 میلادی را شامل می شود.
ج. عصر نزاعهای عقیدتی که از سال 64 تا حدود 100 میلادی را شامل می شود.(1)
از همان آغاز عصر گسترش مسیحیت، در رهبری جهان مسیحیت اختلاف بروز کرد چرا که در دورة گسترش مسیحیت دو شخصیت عمدة مسیحیت یعنی پطرس(2) و پولس(3) نقش آفرینی می کردند.
فلذا از همان آغاز جهان مسیحیت دارای دو رهبر بود. عده ای طرف دار پطرس بودند و عده ای دیگر طرف دار پولس، هر کدام از آنها عقاید و افکار جداگانه ای داشتند. یکی عیسی را بشرمی دانست و دیگری خدا.(4)
این وضع به همین منوال بود و در پرتو این دو دسته گی، شاخه های دیگری با رهبران مستقل از آنها منشعب شدند. به عنوان مثال می توان به مذاهبی چون:
نسطوریه: که رهبر آنها شخصی به نام نسطور بود.(5)
یعقوبیه:(6) که رهبر آنها همان طور که ادعا می کردند شخصی به نام یعقوب برادر حضرت عیسی بود. و مذاهب دیگری چون الیانیه و الیلیارسیه و مقدانوسیه و سبالیوسیه و نوئتوسیه و بولسیه(7) اشاره کرد.
این اختلافات و چند دستگی ها در میان دنیای مسیحیت وجود داشت تا اینکه در قرن چهارم میلادی کنستانتین، امپراطور روم به کیش مسیحیت در آمد، او ایمان خودش را در میان ملت اعلام کرد و دین مسیحیت را دین رسمی کشور اعلام نمود.(8)
این کار او باعث شد که در دنیای مسیحیت وحدتی ایجاد شود و جهان مسیحیت دارای یک رهبری واحد که همان رئیس کلیسای روم بود، شود.
اما چون اساس دین مسیحیت یعنی پایه هایی(9) که این دین روی آن استوار شده بود غیرمعقول بود از همان اوایل انتشار دعوت نصرانیت و روی آوردن محصلین به ابحاث دینی در مدارس روم و اسکندریه و سایر مدارس مسیحیت، درگیری و مشاجره در میان علمای نصارا رخ داد. فلذا کلیسا روز به روز مراقبت خود را در جلوگیری از این درگیری ها و حفظ وحدت کلمه، بیشتر نمود و مجمعی تشکیل داد که هر وقت از ناحیة بُطْریق و یا اسقفی حرف تازه و ناسازگاری پیدا شد و در آن مجمع آن بُطْریق یا اسقف قانع نشد با چماق تکفیر و تبعید و حتی قتل او را سر جای خود بنشانند.(10)
در نتیجه کلیسای روم توانست با تفتیش عقاید سیطرة روز افزون خودش بر سایردول اروپایی چون فرانسه و انگلیس و... گسترش داده و آنها را به سوی نصرانیت جلب کند.(11)
به همین خاطر در سال 590 میلادی کلیسای روم رهبری و سیاست مطلقه بر همة عالم مسیحیت را به دست آورد.
اما این رهبری واحد دردنیای مسیحیت دیری نپایید، چرا که چیزی نگذشت که امپراطوری روم به دو امپراطوری شرقی و غربی تقسیم شد و همین امر منجر به بروز و ظهور دو رهبری در دنیای مسیحیت گردید، یکی رهبری کلیسای قسطنطنیه (استانبول) و دیگری رهبری کلیسای روم که به پیروان کلیسای قسطنطنیه ارتدکس و به پیروان کلیسای روم کاتولیک می گویند.(12)
در نتیجة این شکاف بزرگ در دنیای مسیحیت، مسیحیان دارای دو رهبری جداگانه شدند، وضع به همین صورت سپری شد تا اینکه در قرن 16 میلادی در نتیجة سخت گیریها و دیکتاتوریها و دخالتهای بیجای کلیسای روم غربی (کاتولیکها) مردم از کلیسا زده شدند و عده ای از متدینین به انجیل، علیه کلیسا شورش کردند و خواستار آزادی شدند و در آخر نه تنها از پیروی رؤسای کلیسا و پاپ ها سر باز زدند بلکه در تعالیم انجیلی به کلی از اطاعت کلیسای روم سر باز زده اعتنایی به دستورات صادره از آن نکردند که به این دسته پروتستان گویند.(13)
این دومین شکاف عمده ای بود که در جهان مسیحیت ایجاد شد که حاصل آن تقسیم شدن مسیحیان جهان به سه دستة بزرگ یعنی ارتدکس، کاتولیک و پروتستان بود و هر کدام از آنها دارای رهبری جداگانه ای شدند.
اما غیر معقول بودن پایه های دین مسیحیت نگذاشت که کار به همین جا ختم شود، چرا که در قرون 19 و 20 میلادی هر کدام از مذاهب سه گانة مسیحیت (ارتدکس ، کاتولیک، پروتستان) به شاخه های فرعی دیگری تقسیم شدند تا جایی که در پایان قرن 19 و آغاز قرن 20 میلادی مسیحیان ارتدکس در هر منطقه، کلیسای مستقلی را با رهبری مستقل ایجاد کردند که تقریباً تعداد آنها به 15 رسیده است.(14)
و از کاتولیکها شاخه هایی چون الکاتاد(15) و مورمونها(16) جدا شدند که هر کدام از آنها دارای رهبری جداگانه با اعتقادات جداگانه می باشند.
و از پروتستانها نیز شاخه های فراوانی با نامهای گوناگون منشعب شدند که از آنها می توان به لوتریه،(17) جیش الخلاص،(18) میتودیه،(19) عنصریه،(20) شهودیهوه(21) اشاره کرد.
همان طور که مشاهده می کنید مسیحیان به خاطر فرار از اعتقادات غیرمعقول و نیز به خاطر آزاد شدن از قوانین سخت گیرانة کلیسای روم در هر منطقه ای کلیسای مستقلی را تأسیس کرده اند که دارای رهبر مستقلی می باشد.
فلذا می توان زمان پیدایش رهبران مسیحیت را به چهار دوره تقسیم کرد.
الف. عصر گسترش مسیحیت (30 تا 64) که منجر به پیدایش دو گروه، طرف داران پطرس و طرفداران پولس شد.
ب. حدود قرن 5 و 6 میلادی که منجر به پیدایش دو مذهب کاتولیک و ارتدوکس شد.
ج. ابتدای بروز نهضت اصلاح دینی (حدود قرن 16 میلادی) که منجر به منشعب شدن پروتستانها از کاتولیکها شد.
د. اواخر قرن 19 و اوائل قرن 20 میلادی که منجر به انشعابات فراوان در هر یک از سه مذهب اصلی مسیحیان یعنی ارتدکسها، کاتولیکها و پروتستانها شد.
فلذا می توان ادعا کرد که در عصر حاضر هر کلیسایی، دارای حکومتی جداگانه است، زیرا هر کدام دارای رهبر و اسقف مستقل با اعتقادات خاص خودش می باشد.


پاورقی:

1. فصلنامة هفت آسمان، عهد جدید، عبدالرحیم سلیمانی، پائیز و زمستان 1378، ص 74.
2. او بزرگ ترین حواری حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بوده و آن حضرت او را سنگ زیربنای کلیسا نامیده و شبانی امت را به او سپرده.
3. او بعداً به مسیحیت ایمان آورد و مدعی شد که حضرت عیسی را پس از به صلیب کشیده شدن دیده و آن حضرت به او مأموریت داده است.
4. فصلنامة هفت آسمان، ص 74.
5. جمعی، موسوعة الادیان، بیروت، دارالنفائس، چاپ اول، 1422 هـ ، ص 474.
6. همان،ص 502.
7. موسوی، محمدباقر، ترجمة المیزان، انتشارات اسلامی، چاپ 5،1374ه‍. ش، ج3، ص503، طباطبائی، محمد حسین، ذیل آیات 80-79، سورة آل عمران.
8. همان.
9. یعنی تثلیث، صلیب، فداء شدن.
10. ترجمة المیزان، ج 3، ص 501، ذیل آیات 80-79 سوره آل عمران.
11. همان،‌ ص 503 و 504.
12. همان، ص504.
13. همان، ص 505.
14. موسوعة الادیان فی العالم (المسیحیه)، چاپ اصلی،2000 میلادی، ص 206.
15. جمعی، موسوعة الادیان، بیروت، دارالنفائس، ص 410.
16. همان، ص 470.
17. همان، ص 431.
18. موسوعة الادیان فی العالم (المسیحیه)، ص 206.
19. همان.
20. همان.
21. موسوعة الادیان، ص 319.

 

پرسش:

آیا حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ را به صلیب کشیدند؟

پاسخ:

در مورد به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ دو دیدگاه وجود دارند: 1 . دیدگاه اناجیل اربعه 2 . دیدگاه قرآن.
1 . اناجیل اربعه (کتاب مقدس مسیحیان) همگی مسأله مصلوب شدن مسیح ـ علیه السلام ـ و کشته شدن او را ذکر کرده‌اند و این موضوع در فصل آخر هر چهار انجیل، متی،(1) لوقا،(2) مرقُس(3) و یوحنا(4) مشروحاً بیان گردیده و اعتقاد عمومی مسیحیان بر همین مسأله استوار است بلکه به یک معنی مسأله قتل و مصلوب شدن مسیح، یکی از مهمترین مسائل زیربنایی آئین مسیحیت را تشکیل می‌دهد زیرا مسیحیان کنونی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ را پیامبری که برای هدایت و تربیت و ارشاد به حق آمده باشد نمی‌دانند بلکه او را «فرزند خدا»‌می‌دانند که هدف اصلی او در این جهان فدا شدن و بازخرید گناهان بشر بوده است. می‌گویند او آمد تا قربانی گناهان ما شود(5) به همین دلیل گاهی مسیحیت را مذهب نجات یا فداء ‌می‌نامند. و اینکه مسیحیان روی مسأله صلیب بودن فوق‌العاده تکیه می‌کنند و شعارشان «صلیب» است از همین نقطه‌نظر می‌باشد.

دیدگاه اسلام:قرآن در این رابطه می‌فرماید: «و گفتارشان که ما مسیح عیسی ابن مریم پیامبر خدا را کشتیم در حالی که نه او را کشتند و نه بدار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد و کسانی که در مورد قتل او اختلاف کردند از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند و قطعاً او را نکشتند. بلکه خدا او را به سوی خود برد و خداوند توانا و حکیم است.»(6)
قرآن به صراحت در آیه فوق مسأله مصلوب شدن حضرت عیسی را رد می‌کند و آن را پندار یهودیان می‌داند.
علاوه بر آیات قرآن دلایل دیگر نیز وجود دارند که مصلوب شدن مسیح ـ علیه السلام ـ را مورد تأیید قرار نداده و آن را رد می‌نمایند از این رو از دیدگاه اسلام و مسلمانان مصلوب شدن حضرت مسیح پنداری بیش نیست زیرا:
اولاً: مسیح ـ علیه السلام ـ پیامبری همچون سایر پیامبران خدا بود،‌نه خدا بود و نه فرزند خدا، خدا یکتا و یگانه است و شبیه و نظیر و زن و فرزند ندارد.
ثانیاً: «فداء»‌ و قربانی گناهان دیگران شدن مطلبی کاملاً غیر منطقی است هر کس در گرو اعمال خویش است(7) و راه نجات نیز تنها ایمان و عمل صالح خود انسان است.
ثالثاً: عقیده «فداء» گناهکارپرور و تشویق‌کنندة به فساد، تباهی و آلودگی است. اگر می‌بینیم قرآن مخصوصاً روی مسأله مصلوب نشدن مسیح ـ علیه السلام ـ تکیه کرده است با اینکه ظاهراً موضوع ساده‌ای به نظر می‌رسد به خاطر همین است که عقیده خرافی فداء و بازخرید گناهان امت را به شدت بکوبد. مسیحیان را از این عقیده خرافی باز دارد تا نجات را در گرو اعمال خویش ببینند، نه در پناه بردن به صلیب.
رابعاً: قرائنی در دست است که مسأله مصلوب شدن عیسی ـ علیه السلام ـ را تضعیف می‌کند.
1 . می‌دانیم اناجیل چهارگانه کنونی که گواهی به مصلوب شدن عیسی ـ علیه السلام ـ می‌دهد همگی سالها بعد از مسیح ـ علیه السلام ـ به وسیله شاگردان و یا شاگردان شاگردان او نوشته شده‌اند و این سخنی است که مورخان مسیحی به آن معترف‌اند.(8) و نیز می‌دانیم که شاگردان مسیح ـ علیه السلام ـ به هنگام خطر فرار می‌کردند.(9) و اناجیل نیز گواه بر این مطلب می‌باشد. بنابراین مسأله مصلوب شدن عیسی ـ علیه السلام ـ را از زبان مردم گرفته‌اند اوضاع و احوال چنان آشفته بوده که موقعیت برای اشتباه کردن شخص دیگر به جای مسیح ـ علیه السلام ـ آماده بوده است.
2 . عامل دیگر که اشتباه شدن عیسی را به شخص دیگر امکان‌پذیر می‌کند این است که کسانی که برای دستگیری حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ به باغ «جستیمانی» در خارج شهر رفته بودند گروهی از لشکریان رومی بودند که در اردوگاهها مشغول وظایف لشکر بودند این گروه نه یهودیان را می‌شناختند و نه آداب و زبان و رسوم آنها را می‌دانستند و نه شاگردان عیسی را از استادش تشخیص می‌دادند.(10)
3 . اناجیل می‌گوید: حمله به محل عیسی ـ علیه السلام ـ شبانه انجام یافت و چه آسان است که در این گیرودار شخص مورد نظر فرار کند و دیگری بجای او گرفتار شود.(11)
4 . از نوشته همه اناجیل استفاده می‌شود که شخص گرفتار در حضور «پیلاطس» (حاکم رومی در بیت‌المقدس) سکوت اختیار کرد و کمتر در برابر سخنان آنها سخن گفت و از خود دفاع کرد، بسیار بعید به نظر می‌رسد که عیسی ـ علیه السلام ـ خود را در خطر ببیند و با آن بیان رسا و گویای خود و با شجاعت و شهامت خاصی که داشت از خود دفاع نکرده باشد. جای این احتمال است که شخص دیگری به جای حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ دستگیر شده و چنان در وحشت و اضطراب فرو رفته که حتی نتوانسته از خود دفاع کند و سخنی بگوید و به احتمال قوی این شخص «یهودای اسخریوطی» می‌باشد که به مسیح خیانت کرده و نقش جاسوس را ایفا نموده باشد.(12)
5 . بعضی از اناجیل موجود (غیر از اناجیل چهارگانه مورد قبول مسیحیان) مانند انجیل برنابا رسماً مصلوب شدن عیسی ـ علیه السلام ـ را نفی کرده است.(13)
مجموع آنچه تا حال بیان گردید قرائنی است که گفته قرآن را در مورد اشتباه در قتل و صلیب مسیح روشن می‌سازد.
در نتیجه حضرت مسیح نه مصلوب شد و نه کشته گردید بلکه طبق صریح آیه مبارکه (خدا او را به سوی خود برد و خداوند توانا و حکیم است)(14) نساء آیه 158.


پاورقی:

1. متی باب 27 : 35.
2. لوقا 23 : 33.
3. مرقس 15 : 24.
4. یوحنا 19 : 8.
5. جان،‌بی ناس،‌تاریخ جامع ادیان،‌ص 607،‌تهران،‌اساطیر، سیزدهم، 1382 ش.
6. نساء آیه 157 ـ 158.
7. مدثر،‌‌ آیه 38،‌(کل نفس بما کسب و یصنه»
8. الیسوعی، اورس، تکوین الاناجیل، ص 30، دارالمشرق، اول 1990 م.
9. تاریخ جامع ادیان، ص 609.
10. علامه طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، 5 : 208ت، بنیاد علمی و فکری علامه، دوم، 1364.
11. یوحنا، 18 : 3.
12. مرکز مصطفی، شرک الیهود، ص 967، بی تا، بی جا.
13. قراعه، محمد علی،‌سلسلة روح الجامعیة الثقافیه فی انجیل برنابا، ص 205، بی تا، بی جا.
14. همان.

 

پرسش:

کثرت و تعدد انواع انجیل چیست؟ کدام یک معتبر است؟ آیا تورات هم همین طور است؟

پاسخ:

آن چه مسلم است این است که حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ یکی از پیامبران اولوالعزم و دارای کتاب آسمانی به نام انجیل بوده است. قرآن کریم در موارد متعددی بر این مطلب تصریح دارد از آن جمله این آیه است که می فرماید: «و از پی آنها عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق کننده توراتی بود که پیش از او فرستاده بودیم و انجیل را که تصدیق کننده توراتی بود که پیش از او فرستاده بودیم به او دادیم که در آن هدایت و روشنایی بود و برای پرهیزگاران هدایت و موعظه ای».(1)
از دیدگاه اسلام پس از عروج حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ کتاب انجیل مفقود شده و بعد از مفقود شدن آن، برخی از مسیحیان متونی را با مطالب مختلف گردآورده و اسم آنها را انجیل گذاشته اند. امام رضا ـ علیه السلام ـ این واقعیت را به جاثلیق مسیحی گوشزد نمود و فرمود هنگامی که نصاری انجیل را گم کردند به درخواست مردم، علما آنان مثل مرقس و لوقا و دیگران هر کدام انجیلی نوشتند و به مردم عرضه کردند.(2)
اما مسیحیان معتقدند که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ اصلاً کتابی به نام انجیل نیاورده و به گفته خود مسیحیان تا سال 60 میلادی انجیل مکتوبی وجود نداشته و تا این زمان سخنان و کارهای عیسی ـ علیه السلام ـ به صورت شفاهی نقل می شد و به تدریج نوشته ها و یادداشت هایی به وجود آمده و نخستین کتاب های مقدس بین سال های 150ـ200 میلادی آماده شد و پس از چند قرن کلیسا به طور رسمی روشن ساخت که چه کتاب را باید مقدس شمرد.(3)
بعد از توجه به این دو دیدگاه (دیدگاه اسلام و دیدگاه مسیحیت) هیچ کدام از انجیل ها از اعتبار آسمانی برخوردار نبوده و هیچ نوع قدسیتی ندارند تا الزام آور برای پیروی باشند. زیرا همه آنها دست نویس هایی است که توسط انسان های عادی نوشته شده اند و به فرض اگر انجیل واقعی هم موجود می بود به علت منسوخ شدن آن با آمدن دین اسلام و قرآن از اعتبار ساقط می گردید.
اما این که چرا انجیل در میان مسیحیان از تعدد برخوردار است، این پدیده ناشی از واقعیتی است که در بین مسیحیان قرن اول و دوم و حتی بعد از آن در مورد انجیل نویسی جریان داشته است و در این راستا هر یکی از بزرگان و دانشمندانی که در بین آنان معروف بوده اند برای قوم و طائفه خود انجیل می نوشته اند. این مطلب در انجیل لوقا به خوبی منعکس شده است زیرا لوقا در اول انجیل خود می گوید: «از آن جهت که بسیاری دست خود را دراز کردند به سوی تألیف حکایت آن اموری که نزد ما به تمام رسید، چنان چه آنانی که از ابتداء نظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند، من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را من البدایه به تدقیق در پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم ای «تیوفلس» عزیز تا صحت آن کلامی را که در آن تعلیم یافته ای دریابی».(4)
این سخنان لوقا صراحت بر عدم محدودیت در انجیل نویسی دارد و هر کسی می توانسته به میل خود انجیل بنویسد. و به همین علت افراد زیادی در صدر اول مسیحیت برای خود انجیل نوشتند که متن هر کدام با دیگری اختلاف داشته و این اختلاف متون باعث ایجاد اختلاف در کلیساها نیز گردیده است.
در ابتداء اناجیل بسیاری در میان مسیحیان وجود داشته است که حتی تا قرن های پیش از ظهور اسلام در میان آنان مشهور بوده است. سردار کابلی از جلد دوم و چاپ سیزدهم دایرة المعارف انگلیسی اسامی اناجیل زیر را نقل نموده است:
انجیل مصریان، انجیل عبریان، انجیل پطرس، انجیل دوازده، انجیل اندریو، انجیل برنابا، انجیل برتولوماس، انجیل جیمس، انجیل تدیوس، انجیل اپلی، انجیل باسیلیدیس، انجیل کرینتوس، انجیل ابیونتس، انجیل حواء، انجیل حیوت، انجیل مریم، انجیل متیاس، انجیل کامیل، انجیل فلیپ، انجیل توماس، انجیل راستی، انجیل مارکیون، انجیل نیقودیمس.(5)
تکثر و تعدد اناجیل در میان مسیحیان موجب بحران و اختلاف شدید شده بود به خصوص که برخی از این اناجیل بر مبنای توحید و ضد تثلیث نوشته شده بودند و لذا مسیحیان تا قرن چهارم میلادی با تبعیت از متون اناجیل به دو دسته تقسیم می شدند برخی موحد بودند و برخی دیگر به تبعیت از پولس که مؤسس اصلی مسیحیت فعلی است از تثلیث و الوهیت مسیح ـ علیه السلام ـ حمایت می کردند. این اختلاف همچنان ادامه داشت تا این که قسطنطین (کنستانتین) امپراطور تازه مسیحی شده روم مجبور شد در سال 325 میلادی در شهر «نیقیه» در نزدیکی قسطنطنیه شورایی برای رفع اختلاف تشکیل دهد. در این شوری حدود سیصد اسقف از کلیساهای مختلف گردآمده بودند و اعتقادنامه ای را به نام «اعتقادنامه نیقیه، به نفع طرفداران تثلیث و الوهیت حضرت مسیح تصویب کردند(6) و در همین شوری چهار انجیل را از میان دویست و هفتاد انجیل و بنا بر قولی چهار هزار انجیل برگزیدند که عبارت اند از انجیل متی، انجیل لوقا، انجیل مرقس، و انجیل یوحنا. چگونگی برگزیده شدن این چهار انجیل به این ترتیب بوده که تمام اناجیل را در زیر یک میز قرار دادند و درِ سالن را که اناجیل در آن قرار داده شده بودند قفل کردند و از کشیش ها خواسته شد که تمام شب را دعا کنند تا نسخه صحیح انجیل از زیر میز بر روی میز آید. فردا که وارد سالن شدند دیدند که به صورت توطئه ای معجزه آسا همین چهار انجیل که مورد قبول مسیحیت پولسی بودند بر روی میز قرار گرفته بودند. و بعد از انتخاب این چهار انجیل اناجیل دیگر سوزانده شدند و پیروی از آنها غیر مشروع اعلام گردید.(7)
اما تورات عبارت از پنج سفر است که در ابتدا عهد عتیق قرار گرفته اند. و آنها عبارت اند از سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه. ما مسلمانان معتقدیم که خداوند بر حضرت موسی ـ علیه السلام ـ کتابی به نام تورات فرود آورد. لکن در حوادثی که بر بنی اسرائیل واقع شد تورات واقعی مفقود گردید. اما یهودیان و مسیحیان معتقدند که شریعت موسی به تدریج متجاوز از 41 سال بر موسی نازل شد و حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در پایان عمر آنها را به صورت کتابی به نام تورات درآورده و به دست کاهنان و بزرگان بنی اسرائیل سپرد.(8)
به هر تقدیر تورات مانند انجیل از تعدد نسخه برخوردار نبوده است هر چند این تورات موجود تورات واقعی نمی باشد بلکه تحریفات آشکاری در این کتاب از طرف کاهنان یهودی ایجاد شده است زمانی که بعد از گم شدن تورات دوباره به جمع آوری تورات همّت گماشتند و به گفته اسپینوزا دانشمند هلندی بنابر دلایل قطعی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ نمی تواند نویسنده تورات باشد بلکه نویسنده آنها کسی است که سالها پس از وی می زیسته است.(9)


پاورقی:

1. مائده : 46.
2. ر.ک: صدوق، محمد بن علی، التوحید، قم، جامعه مدرسین، ص325.
3. توماس، میشل، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ص158.
4. عهد جدید، انجیل لوقا، فصل اول، جمعه 1ـ4.
5. سردار کابلی، حیدر قلی خان قزلباش، مقدمه انجیل برنابا، تهران، المعی، چاپ چهارم، 1383ش، ص19ـ20.
6. بی ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ چهاردهم، 1383ش، ص633ـ634.
7. بهشتی، احمد، عیسی پیام آور اسلام، تهران، اطلاعات، چاپ اول، 1373ش، ص133.
8. سیر تاریخی تورات، تهران، مؤسسه در راه حق، چاپ دوم، ص5.
9. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ پنجم، 1381ش، ص83.

 

پرسش:

آیا انجیل که قرآن از آن نام بوده همان اناجیل اربعه یا یکی از آنهاست؟

پاسخ:

از آیات قرآن استفاده میشود که کتابی بنام انجیل بر شخص حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ فرود آمد تا برنامه رهایی گمراهان باشد، ولی انجیل آسمانی از بین رفته و سالهای بعد عدّهای از شاگردان حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ کتبی را با توجّه به انجیل آسمانی به رشته تحریر در آوردند، اندک اندک چهار انجیل از این انجیلها رسمیت یافت و اناجیل دیگر که شماره آنها از یکصد و چهارده انجیل متجاوز بود از طرف کلیسا خارج از کتب آسمانی دانسته شد و آنها را مبهم و مشکوک دانستند و به نام «آپوکریفا، Apocrypha» مردود شمرده شدند. دانشمند معاصر، توماس میشل مینویسد: «مسیحیان معتقدند که خداوند کتابهای مقدس را به وسیله مؤلفانی بشری نوشته است و بر اساس این اعتقاد میگویند که کتابهای مقدس یک مؤلف الهی و یک مؤلف بشری دارند. به عبارت دیگر، مسیحیان معتقدند که خدا کتاب مقدس را به وسیله الهامات روحالقدس پدید آورد... اعتقاد مسیحیان در این باب با عقیده اسلامی اختلاف دارد و...».(1) «مشخص است که طبق نص صریح قرآن مجید، انجیل حقیقی بر حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ نازل و به او اعطا شده است (آلعمران، 3 و 65، مائده، 46ـ47، مریم، 30 و حدید، 27) و آن کتاب هیچگونه سنخیتی با این اناجیل ندارد».(2)
با نگاهی به تاریخ اناجیل، به خصوص چهار انجیل معتبر از نظر کلیسا در مییابیم که این اناجیل در زمانی بعد از مرگ حضرت مسیح (به عقیده مسیحیان) به رشته تحریر در آمده اند.

1. انجیل مرقس: این انجیل قدیمیترین و کوتاهترین اناجیل است و شامل شانزده باب است و احتمالاً در حدود سالهای 65ـ70 م در انطاکیه شام نوشته شده است.

2. انجیل متی: این انجیل مشتمل بر بیست و هشت باب است... نویسنده این انجیل متی نام داشت که در سال 79 م در حبشه وفات یافت، انجیل متی به زبان آرامی بود.

3. انجیل لوقا: نویسنده این انجیل «لوقا» آن را در بیست و چهار باب نوشت... این انجیل نیز بین سالهای 60ـ45 م نوشته شده است.

4. انجیل یوحنا: این انجیل شامل بیست و یک باب است که در حدود سال 140 م توسط یوحنا در آسیای صغیر (ترکیه) نوشته شده است».(3)
یکی از شرائط کتب آسمانی خالی بودن از ضد و نقیض میباشد، در حالی که اناجیل اربعه با همدیگر اختلاف اساسی دارند. فلیسین شاله دانشمند بزرگ جهان غرب میگوید: «امروز اناجیل متی، مرقس، لوقا را تحت عنوان، اناجیل جامعه به هم ملحق میکنند و باین طریق نشان میدهند که این سه انجیل روابط بسیار نزدیک با یکدیگر دارند و... بین انجیلهای جامع و انجیل یوحنا اختلاف روش و اسلوب و گاهی ضد و نقیض وجود دارد مثلاً: در انجیلهای جامع دوره تبلیغ مسیح فقط یکسان است ولی در انجیل یوحنا سه سال است... در هر حال اکنون هیچ نظریهای درباره انجیلها با اتفاق آراء مورد قبول نیست».(4)
«قرآن کریم نیز معمولاً‌ در هر جا که از کتاب عیسی ـ علیه السّلام ـ نام برده است، انجیل را به صورت مفرد آورده است و نزول آن را از طرف خدا بر حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ معرفی میکند بنابراین این اناجیل که بین مسیحیان متداول است، حتی معروفترین آنها یعنی اناجیل چهارگانه (لوقا، مرقس، متی و یوحنا) وحی الهی، نمیباشند همانگونه که خود مسیحیان نیز انکار نمیکنند که این اناجیل موجود همه به دست، شاگردان، حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ و مدتها بعد از او نوشته شده اند، منتها آنها ادعا میکنند که شاگردان مسیح، این اناجیل را به الهام الهی نوشتهاند».(5)
در تائید این گفته نوشته دانشمند معاصر مسیحی توماس میشل را درباره انجیل بیان میکنیم مسیحیان هرگز نمیگویند عیسی کتابی به نام انجیل آورده، آوردن وحی توسط عیسی به گونهای که مسلمانان در مورد قرآن و پیامبر اسلام معتقدند در مسیحیت جایی ندارد»(6) «بنابراین طبق تصریح موّرخان مسیحی و طبق گواهی صریح اناجیل و سایر کتب و رسالههای عهد جدید، هیچیک از اناجیل، کتاب آسمانی نمیباشند و عموماً‌ کتابهایی هستند که بعد از مسیح ـ علیه السّلام ـ نگاشته شدهاند و از این میان، چنین نتیجه میگیریم که انجیل، کتاب آسمانی مسیح از میان رفته و امروز در دست نمیباشد تنها قسمتهائی از آن را شاگردان مسیح ـ علیه السّلام ـ در اناجیل خود آوردهاند که متأسفانه آن نیز آمیخته با خرافات شده است.»(7)
مسلمانان نیز از همان زمان اول اسلام معتقد بودند که تورات و انجیل که خدا نازل کرده است دستخوش تحریف قرار گرفته و مسائلی مانند مواردی از بشارت به ظهور حضرت ختمی مرتبت ـ صلّی الله علیه و آله ـ از آنها حذف و خرافاتی چون جسمانیت خدای متعال به آن افزوده شده است. پس روشن است که اناجیل در طول تاریخ بارها دستخوش تحریف شدهاند تا بدان حد که همان چهار انجیل معتبر هم با هم اختلاف دارند، خصوصاً در مورد وجود عیسی مسیح، که هر محقق بینظری به راحتی آن اختلاف را درک خواهد کرد. ولی با این وجود میتوانیم بگوئیم که: «آیات مختلفی از قرآن گواهی میدهد که نشانههای پیامبر اسلام و آئین او در همان کتابهای محَرّف که در دست یهود و نصارای آن زمان بوده، وجود داشته است، زیرا مسلّم است که منظور از تحریف این کتب آسمانی این نیست که تمام کتابهای موجود باطل و برخلاف واقع میباشد، بلکه مسلماً قسمتی از تورات و انجیل واقعی در لابلای همین کتب وجود داشته و دارد و نشانههای پیامبر اسلام یا در همین کتب یا کتابهای مذهبی که در دست یهود و نصاری بوده، وجود داشته است... بنابراین معنی تصدیق کردن قرآن، تورات و انجیل را، این است که نشانههای پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و دعوت و قیام او که در قرآن موجود است با نشانههای او در تورات و انجیل مطابقت دارد»(8) در آیة 157 سوره اعراف چنین میخوانیم: «چنان کسانی که تبعیت میکنند از رسول امی «الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ...» این حقیقت بیان شده است که اوصافی که در او میبینند مطابق است با آنچه در تورات و انجیل یافتهاند.
«پس میتوانیم بگوئیم که آیات قرآن چیزی جز تصدیق کردن عملی قرآن و پیامبر نسبت به نشانههای حقانیت او که در کتب گذشته بوده است، نیست و کوچکترین دلالتی بر تصدیق تمام مندرجات تورات و انجیل ندارد».(9)
علاوه بر این مطلب، این نکته نیز ضروری است که: یکی از اناجیل غیررسمی کلیسا، انجیل منسوب به قدیس «یوسف برنابا» که در 61 میلادی (قبل از دیگر نویسندگان اناجیل) در گذشته است. وی از رسولان و مبلغان مسیحی است و نام او در اعمال رسولان آمده است. انجیل او را مسیحیان از اناجیل آپوکریفا (مبهم و غیرقابل قبول) میشمارند این انجیل حلقهی گمشدهای بین مسیحیت و اسلام است در این انجیل ظهور حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ بشارت داده شده است. نویسنده المنار سید محمد رشید رضا میگوید: «شیخ محمد بیرم از یک سیاح انگلیسی نقل کرده است که او در کتابخانه پاپ در واتیکان به نسخهای از انجیل برخورد کرده است که پیش از بعثت رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به خط حمیری نگاشته شده است و در آنجا از مسیح نقل شده است که میفرماید: «بشارت میدهم به فرستادهای پس از من بنام «احمد» و این عین عبارت قرآن مجید در این موضوع است».(10) اختلاف این انجیل با اناجیل دیگر:
1. الوهیت عیسی و پسر خدا بودن او را انکار میکند
2. پسری که حضرت ابراهیم نیت قربانی کردن آن را داشت اسماعیل بوده نه اسحاق.
3. مسیحی که در انتظار او هستند. عیسی یا یشوع نیست، بلکه همان «احمد» قرآن یا «محمد» است. که در دیگر اناجیل فارقلیط (Paraclete) تسلی دهنده ذکر شده است. و گوید که او پیامبر خدا است و حضرت آدم، هنگامی که از بهشت رانده شد این عبارت را بر سردر بهشت دید: «لا اله الا الله، محمّد رسول الله».
4. عیسی ـ علیه السّلام ـ بدار آویخته نشد، بلکه کسی را که بدار زدند یهودای خائنی بود که عیسی ـ علیه السّلام ـ را به آنها نشان داده بود. پس شخص مصلوب یهودای خائن بود و... انجیل برنابا را مرحوم حیدرقلیخان معروف به سردار کابلی به فارسی ترجمه کرده و در سال 1350 هـ ق در کرمانشاه به چاپ رسانیده است.


پاورقی:

1. میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1377، ص 26.
2. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، سازمان سمت و مؤسسه طه و...، ص 133.
3. ریاحی، غلامعلی، آشنایی با تاریخ ادیان، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا، 1377، ص 155ـ154.
4. فلیسین شاله، تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ترجمه دکتر خدایار محبّی، کتابخانه طُهوری، چاپ دوّم، 1355، ص 407.
5. مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ص311، ج2.
6. میشل توماس، کلام مسیحی، ترجمه توفیقی، ص 51ـ49.
7. مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج2، ص313.
8. مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج1، ص 148ـ147.
9. همان، ص 148.
10. رشید رضا، تفسیر المنار، بیروت، چاپ دوّم، ج 9، ص 297.

 

پرسش:

دلیل مسلمانها بر تحریف کتاب مقدس چیست؟

پاسخ:

قبل از پرداختن به اصل پاسخ لازم است ابتداء معنای تحریف ذکر شود سپس دلایل مسلمانان بازگو شود.
«تحریف در لغت به معنای تغییر و تبدیل است»(1) و غرض اصلی در بحث ما از تحریف آن است که کتاب مقدس که شامل عهد قدیم و جدید می باشد، توسط افراد بشر مورد دستبرد واقع شده است. مطالبی از آن حذف شده و مطالبی که اصلاً ربطی به کتاب آسمانی و الهی ندارد به آن اضافه شده است. بنابراین در کتاب مقدس تحریف هم به زیادی و هم به نقصان رخ داده است.

دلایل مسلمانها بر تحریف کتاب مقدسالف. حکم عقل: عقل سلیم وجود پاره ای از گزاره های انحرافی در کتاب مقدس را نشانة تردید ناپذیر تحریف در این کتاب می شمارد به عنوان مثال مواردی از گزاره های انحرافی را برای اثبات مطلب یادآوری می کنیم.

1. خدا در کتاب مقدس:خداوند در کتاب مقدس به صورت ضعیف ناقص ترسو، حسود و انسان واره توصیف شده است و هم طراز با عیسی دانسته شده است. به عنوان مثال: علّت منع آدم و حوّا از درخت ممنوعه و اخراج آن دو از بهشت آن بوده که خداوند ترسیده بود که آدم با خوردن از میوه درخت ممنوعه عارف به نیک و بد گردیده، از تمام جهات مثل خداوند گردند یعنی حیات ابدی پیدا کنند.(2) و در عهد جدید علّت مخالفت یهودیان با حضرت عیسی الوهیت وی دانسته شده است.(3) در نامه پولس به فیلیپیان خدا و عیسی هم طراز و برابر معرفی شده است.(4) بنابراین آموزه های فوق که در کتاب مقدس مکتوب است با قدرت، علم و حکمت الهی و غنای ذاتی پروردگار در تعارض می باشد. عقل سلیم ساحت مقدس ربوبی را از نسبت های فوق مبرا و منزه می داند. پس چنین نسبت هایی، ناشی از توهمات انحرافی انسانها است که به نام دین آسمانی قالب گردیده است.

2. پیامبران در کتاب مقدس: متأسفانه در کتاب مقدس نسبت های ضداخلاقی و ناروائی دربارة پیامبران الهی مطرح شده است. به طور مثال: حضرت لوط توسط دخترانش با شراب مست می شود و در نتیجه با دختران خود همبستر می شود تا از لوط نسلی بیادگار بماند.(5) حضرت ابراهیم به علّت ترس از جانش زن خود ساره را که از زیبایی فوق العاده برخوردار بوده به عنوان خواهر خود در دربار فرعون معرّفی و به فرعون تزویج می کند. سرانجام فرعون از واقعیت مطلب مطلع می شود، و ابراهیم را به خاطر اقدامش سرزنش می کند.(6) و نیز حضرت داود به خاطر پنهان نگهداشتن رابطه نامشروعش با زن اوریاه رحتّی، او را که از مجاهدان مخلص و پاکدل بوده است بر اثر یک توطئه به قتل می رساند. و زن او را تصاحب می کند.(7) حضرت سلیمان به خاطر تمایل زنانش به بت پرستی، دستور ساخت و ساز بتخانه های متعدد را صادر می کند.(8) به حضرت عیسی نسبت داده اند که وی در اثر معجزه ای در یک مراسم عروسی شرابی بسیار مست کننده تهیه می کند(9) در حالیکه شراب در کتاب مقدس تحریم گردیده است.(10) و نیز این نسبت که وی پاهایش را با اشک زن خاطئه شستشو و با موهای او خشک می کرده است.(11) و نمونه های شرم آور دیگر که حکایت از تحریف خطرناک در کتاب مقدس دارد.(12)
در حالیکه پیامبران الهی باید واجد صفات و اخلاقی باشند که ذرّه ای خدشه به امانت داری و صداقت آنان در پیام رسانی از جانب خداوند، وجود نداشته باشد امّا تصویر پیامبران الهی در کتاب مقدس آنچنان مخدوش و آلوده است که جای هیچ اطمینان منطقی، بر صداقت و درستکار و امانت داری آنان باقی نمی ماند.
ب. قرآن: قرآن کریم در آیات متعددی از تحریف آیین اهل کتاب سخن گفته است: به عنوان نمونه در آیه 79 سوره مبارکه بقره آمده است: «وای بر آنانی که چیزهایی را بدست خود می نویسند سپس می گویند این از طرف خداست تا به بهای کمی آنرا بفروشد...» در آیات 78ـ75 آل عمران و نیز آیه های 15ـ13 سوره مائده سخن از تحریف کتمان و نسیان آیات تورات و انجیل به اهل کتاب نسبت داده شده است. از نظر قرآن تنها تورات، زبور و انجیل کتاب الهی بوده است. و اهل کتاب با تحریفات زیاد و نقصان در این کتاب های الهی راه انحراف از مسیر اصلی هدایت را باز کرده اند.
ج. سنت: در روایات اسلامی یهود، در دین حضرت موسی و پولس در آیین حضرت عیسی مسیح، مسئول گمراهی و انحرافات معرفی شده است.(13) بنابراین براساس روایات اسلامی پولس که بیشترین سهم را در ترویج مسیحیت ایفا کرده است، مسئول انحرافات و تحریفات آیین مسیحیت می باشد. پس وی که یک یهودی متعصب و دشمن سرسخت حضرت عیسی بوده است(14) بعد از واقعه تصلیب از در دوستی و ایمان به مسیحیت وارد شد و افکار مسموم و انحرافی و بت پرستی را در آیین مسیح وارد کرده است.
د. شواهد تاریخی: براساس تاریخ سرگذشت بنی اسرائیل کتاب مقدس دچار تحوّلات گوناگون گردیده است. در اینجا نخست سرگذشت عهد عتیق و سپس به سرگذشت عهد جدید می پردازیم.

1. عهد عتیق و تحریف: یهودیان تورات را در میان تابوت مقدس می گذاشتند و از آن به شدّت مواظبت می کردند. تا اینکه در سال 586 قبل از میلاد بخت النصر پادشاه بابل تمام سکنه فلسطین را به اسارت گرفت و تمام آثار یهود از جمله تابوت و تورات را نابود کرد. تمام میراث فرهنگی و معنوی یهود که در تابوت قرار داشت کاملاً محو و نابود گردید. یهودیان تا پنجاه سال دیگر در اسارت بابلیان باقی ماندند. تا آنکه کوروش پادشاه ایران در جنگ با بابلیان موفق شد که آنها را شکست داده و یهودیان را از اسارت رهائی بخشد. و به آنان اجازه عودت به فلسطین داد. یهودیان تنها در سال 475 قبل از میلاد موفق شدند که تحت ریاست عُزیر اقدام به جمع آوری و تدوین عهدعتیق نمایند.(15) یعنی فاصله نابودی تورات و زمان تدوین مجدد آن (111) سال می باشد طبیعی است که بسیاری از مطالب عهد عتیق در مرور این سالها فراموش گردیده و بسیاری از مطالب که عمدتاً متأثر از محیط بت پرستی بابل و عقاید مشرکانه ایران آن زمان بوده است، در تدوین مجدد عهد عتیق جا باز کند.(16) پس به صورت طبیعی هیچ اعتبار منطقی و علمی برای تدوین مجدد عهد عتیق نمی ماند که عیناً همان کتابی باشد که در 111 سال قبل بوده است. فلذا استناد همین عهد عتیق به أنبیا و پیامبران قبل از حادثه بابل کاملاً مشکوک و غیرقابل اطمینان است.

2. عهد جدید و تحریف:از میان اناجیل موجود بنا بر قولی تنها انجیل متی قدیمی ترین انجیل تدوین شده است که تاریخ تدوین آن میان سال 38 میلادی تا 60 میلادی دور می زند.(17) براساس اینکه زبان اصلی فلسطین و اطراف آن عبری بوده باید انجیل متی هم به زبان عبری نوشته شده باشد. امّا عجیب این است که انجیل به زبان یونانی تدوین شده است. سوال مهم این است اگر انجیل متی ترجمه یونانی از زبان عبری است نسخه اصلی زبان عبری آن کجا است؟ آیا ترجمه دقیق است یا نه؟ مطابق با اصل نسخه است یا نه؟.(18) همه این پرسشها پاسخ منطقی و اطمینان بخشی ندارد. زیرا که نسخه اصلی عبری متی در دسترس نبوده است. از همین جا است که اصالت و وثاقت انجیل متی زیر سوال می رود هیچ استناد علمی و منطقی وجود ندارد که انجیل متی یونانی زبان دقیقاً همان انجیل عبری و اصل باشد. در حالی که بر سایر اناجیل اعتماد و استنادشان به انجیل متی ختم می شود.(19) انجیل لوقا توسط شخصی تدوین شده است که هرگز مسیح را ندیده بلکه تعالیم مسیحیت را از پولس اخذ کرده است که او هم از حواریون مسیح نبود بلکه بعد از حادثه تصلیب به مسیح گرویده است.(20) انجیل مرقس نیز توسط یکی از شاگردان پطرس نوشته شده است. مرقس در تدوین انجیل خود از پطرس و انجیل متی متأثر بوده است.(21) انجیل یوحنا آخرین انجیل تدوین شده است که زمان تدوین آن قریب سال 100 میلادی می باشد. یعنی 30 سال پس از مرگ پولس. یوحنای تدوین کننده انجیل همان یوحنای حواری نیست گرچه مسیحیان بر این عقیده اند امّا شخص دیگری که معروف به یوحنای شیخ بوده است، چنین انجیلی را تدوین کرده است.(22) و این انجیل مملو از مطالب غلوآمیز و از جمله الوهیت حضرت مسیح است.(23)
بنابراین اولاً نسبت این اناجیل به نویسندگان واقعی شان در حد حدس و گمان است. ثانیاً در قرنهای نخست میلادی تا حدودی، صد تا انجیل موجود بوده است. و از میان آن همه اناجیل تنها چهار انجیل مورد قبول کلیسا واقع شده است.(24) انجیل برنابا به علّت اینکه سخن از بشارت بعثت حضرت محمد در آن است. و نیز فداء، تصلیب تثلیث و الوهیت و فرزندی مسیح نسبت به خداوند را مردود شمرده است، توسط کلیسا کنار گذاشته شده است،(25) براساس نقل تفسیر المنار از پروفسور أکهارن آلمانی «مسیحیها در قرن دوّم سه تا چهاربار اناجیل را تغییر و تبدیل کرده اند. فرقة «ابیونیه» تنها به انجیل متی که نسخه وقت آن با نسخه فعلی آن کاملاً متفاوت است، اعتقاد داشته است. و فرقه دیگری بنام «مارسیونیه» تنها به انجیل لوقا اعتماد داشته است که نسخه آن در همان زمان غیر از نسخه موجود فعلی بوده است.(26) بنابراین براساس شواهد تاریخی، برای انسان منصف و حق طلب وثاقت و اصالت اناجیل اربعه مورد تردید و ابهام قرار دارد.

نتیجه و جمع بندی:
اعتبار کتاب مقدس اعم از عهد عتیق و جدید از نظر عقلی و نقلی و نیز شواهد تاریخی و علمی مخدوش است به همین جهت نویسندگان آزاد اندیش در وجود عیسی و موسی تردیدها کرده اند.(27) بنابراین وجود تحریف در کتاب مقدس غیر قابل کتمان و انکار است. به حکم عقل ونقل و شواهد تاریخی کتاب مقدس به شدت مورد دستبرد منحرفین و دنیاپرستان واقع شده است. و گزاره های خود ستیز و متناقض در کتاب مقدس ناشی از تمایلات ضد الهی افراد منحرف است.


پاورقی:

1. الزبیدی، مرتضی، تاج العروس، بیروت، دارالفکر، چاپ جدید،1414، ج 12: 136، ماده حرف.
2. سفر پیدایش باب 2: 16 و 25 باب 3: 34ـ1.
3. انجیل متی یوحنا باب 10: 38ـ31.
4. رساله پولس به فیلیپیان، باب 2: 11ـ10.
5. سفر پیدایش، باب 19: 38ـ31.
6. همان، باب 12: 20ـ12 و باب 20: 12ـ2.
7. همان کتاب دوم سموئیل باب 11: 27ـ2.
8. همان کتاب اول پادشاهان باب 11: 14-1.
9. انجیل یوحنّا، ب 2: 11ـ1.
10. سفر لاویان، ب 10: 10ـ9.
11. انجیل لوقاب 7: 47ـ37.
12. برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به البیان تألیف آیت الله خوئی ترجمه صادق نجمی و هاشم زاده هریسی، چ پنجم، 1375 هـ. ش، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی، ج اول، از ص 90 الی 100.
13. ر.ک. بحارالانوار، کتاب المعاد، ج 8، ب 24، حدیث 77 و 83 و کتاب الامامة، ج 25، ب 13، حدیث 24 و ج 30: 189، حدیث 145، طبع تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.
14. جمیز هاکس، قاموس کتاب مقدس، کتابخانه طهوری، چاپ دوم،1349، 331ـ328.
15. طباطبائی، المیزان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج3، ص309.
16. توفیقی، حسین، آشنائی با ادیان بزرگ جهان، چ پنجم،1381، سمت و... ص 91 و 92.
17. قاموس کتاب مقدس، 782.
18. المیزان، ج 3:522، همان.
19. همان.
20. قاموس کتاب مقدس،ص231.
21. همان، 761.
22. همان، 965ـ964.
23. آشنائی با ادیان بزرگ جهان، 148.
24. المیزان، ج 3، 524.
25. همان، 525.
26. رشید رضا، المنار، نوبت چهارم،1380 هـ.ق، ج 6، ص36.
27. همان، ج 6، ص55.

 

پرسش:

چهار انجیلی که به دست ما رسیده‌اند بازماندة کدام اناجیل هستند؟

پاسخ:

کلمه انجیل واژه‌ای یونانی و به معنای مژده و بشارت است(1) و در اصطلاح به تعالیم و بشاراتی گفته می‌شود که شاگردان عیسی مسیح ـ علیه‌السلام ـ از آن حضرت دریافت نموده بودند(2) که مشتمل بر چهار انجیل متی، مرقس، لوقا، یوحناء، کتاب اعمال رسولان و نامه‌های رسولان و همچنین کتاب مکاشفه یوحنّا می‌باشد. گرچه اناجیل دیگری وجود دارد که مسیحیت آنرا به رسمیت نمیشناسد.
البته انجیل‌ها بلافاصله پس از پایان رسالت مسیح شکل نگرفته‌اند و تدوین آنها بیش از یک قرن پس از عروج حضرت مسیح ـ علیه‌السلام ـ می‌باشد. تا جایی که «ترجمه جامع» حدود سال 170 را تدوین اسمی انجیل‌ها دانسته‌ است.(3)
دکتر بوکای معتقد است که: نام انجیل در نوشته‌های اوّلیه مسیحیّت مدتی مدید پس از آثار «پولس» عنوان می‌گردد، در واقع از سال 140 میلادی به بعد دربارة نوشته‌های انجیلی اشاراتی دیده می‌شود.(4)
از آنجا که مسیحیان اعتقاد ندارند که حضرت عیسی ـ علیه‌السلام ـ کتابی بنام انجیل آورده است و معتقدند که پس از عیسی ـ علیه‌السلام ـ پیروان وی گفتار، رفتار و جریان‌هایی که بر آن حضرت اتفاق افتاده بود را به صورت روایت‌های شفاهی نقل می‌کردند لذا یک سنت شفاهی در بین آنان رایج بوده است(5) تا در نیمه دوم قرن اول میلادی عده‌ای به فکر نوشتن این سنت شفاهی می‌افتد(6) و هر کدام به تشخیص خود به تدوین اعمال، افعال و اتفاقات مربوط به حضرت عیسی می‌پردازد.(7)
بنابراین اناجیل زیادی در این راستا تدوین و منتشر گردید، چنانچه در دائرة‌المعارف انگلیسی اسامی برخی از این انجیل‌ها و سایر رسائل ذکر شده که عبارتند:
1. انجیل مصریان که در اواسط قرن دوم مسیحی بوده است. 2. انجیل عبریان در قرن اول، 3. انجیل پطرس قرن دوم، 4. انجیل دوازده قرن دوم. 5. انجیل اندریو، 6. انجل برنابا، 7. برتولوماس 8. انجیل جیمس، 9. انجیل تدیوس، 10. انجیل اپلس، 11. انجیل با سیلدرس 12. انجیل کرینتوس، 13. انجیل ابینتس، 14. انجیل هوا، 15. انجیل یهودای اسخر یوطی، 16. انجیل صیوه، 17. انجیل مریم، 18. انجیل میتاس، 19. انجیل کامیل، 20. انجیل فیلیپ، 21. انجیل توماس، 22. انجیل راستی، 23. انجیل کارکیو، 24.انجیل نیقودیمس. و نیزکتب و رسائل مقدس دیگر نیز بوده است که به برخی از آنها اشاره می‌گردد: 1. حکمة عیسی مسیح، 2. اپوکریف یوحنا، 3. نسل مریم، 4. اعمال اندریو، 5. اعمال یوحنا، 6. اعمال پولس، 7. اعمال پطرس، 8. موعظه پطرس، 9. اعمال توماس، 10. موعظه دوازده حواری، 11. نامه‌های الگو، 12. نامه‌های کلیمانت به جیمس، 13. نامه‌های اگناس تیوس.
اینها قسمتی از اناجیل و کتب مقدسی می‌باشند که در دایرةالمعارف انگلیسی ج20، ص 179ـ118 ذکر شده است.(8) و لکن سران کلیسا از میان آنها فقط چهار انجیل را برگزیده و بقیّه را غیرقانونی دانسته‌اند. و اگر به سیر تدوین انجیل‌های دیگر خوب دقت شود روشن خواهد شد که مسیحیان هیچ دلیلی بر ابطال اناجیل دیگر و انتخاب انجیل‌های چهارگانه ندارند.
جان بی‌ناس می‌گوید: «انجیل‌های چهارگانه و نامه رسولان که مجموعاً عهد جدید را تشکیل می‌دهند آنقدر در محل مطالعه و انتقاد افکار محققان قرار گرفته که هیچ کتاب مدوّن دیگری در جهان از این حیث به پای آنها نمی‌رسد.(9)
گرچه در توجیه گزینش انجیل‌های چهارگانه (مَرقس، متی، لوقا، یوحنّا) گفته‌اند که: جامعه مقرر کرد که کتاب‌های مقدس مسیحیّت مجموع کتاب‌های عهد عتیق یهود و 27 کتاب عهد جدید باشد نه چیز دیگر، این توافق در باب کتاب‌های مقدس از طریق اجماع حاصل شد و این اجماع خیلی زود بدست آمد.»(10)
ولی این مطلب صرف یک ادعا است و جامعه مسیحیّت هیچ نقشی در رد یا قبول انجیل‌ها نداشته است، و تنها سران کلیسا عهده‌دار این وظیفه بوده‌اند چنانچه گفته شده که «انجیل تدیوس، جیمس، پرتولوماس، برنابا و اندریو، توسط پاپ جلالیوس اول منع و از خواندن آنها نهی شد.(11)
انجیل‌های چهارگانه و رساله‌های عهد جدید نه تنها بهترین انتخاب از میان اناجیل و رساله‌های رسولان دیگر نبوده بلکه برخی از نویسندگان آنها مانند پطرس مورد نفرت حضرت مسیح بوده است. چرا که مسیح به او گفت دور شو از من ای شیطان زیرا که باعث لغزش من می‌باشی چون نه امور الهی را بلکه امور انسانی را تفکر می‌کنی.»(12)
مَرُقُس می‌نویسد: شبی که مسیح از حزن و اندوه مشرف به مرگ بود... همان شب که او به دشمنانش تسلیم گردید، به پطرس و یوحنا گفت: با من بیدار باشید، آنان بجای اطاعت، او را تنها گذاردند و رفتند و خوابیدند، عیسی چون دید ناراحت شد و آنان را سرزنش کرد و به پطرس گفت: آیا نمی‌توانستی یک ساعت بیدار باشی؟ سپس برای بار دوم فرمان داد. با من بیدار باشید و مشغول دعا شد و چون دعا پایان یافت آنان را خفته دیده. پطرس و یوحنا ندانستند چه در جواب او بگویند.(13)
حضرت عیسی به پطرس می‌گوید بدرستی که به تو می‌گویم که در این روز بلکه در این شب قبل از آنکه خروس دو بار بانگ زند تو سه بار مرا انکار خواهی نمود.(14)
در عین حال همین شخص (پطرس) نویسنده دو رساله از عهد جدید می‌باشد که این دو رساله مأخذ انجیل متی، مَرقُس، و لوقا است.
قاموس می‌گوید: ظن قوی بر اینست که «مَرقس» در نوشتن انجیل خود به اطلاعات پطرس استناد نموده است متی و لوقا هم انجیل مرقس و نسخه دیگر را منبع اطلاعات خود قرار داده‌اند.(15)
آیا با این وصف پطرس سزاوار آن بوده است که منبع اصلی کتاب مقدس مسیحیان قرار گیرد و متی و مَرقس و لوقا از او تبعیّت کنند. و گفته‌های او را مصدر اطلاعات خویش قرار دهند؟
در نتیجه روشن گردید که انجیل‌های چهارگانه از میان ده‌ها انجیل دیگر بهترین انتخاب نبوده بلکه عوامل دیگر در رسمیّت یافتن آنها دخیل بوده که یکی از آنها اعمال قدرت از طرف حاکمیت می‌باشد.


پاورقی:

1. مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس، تهران، اساطیر،1377ش، ص 111.
2. کابلی، سردار، مقدمه انجیل برنابا، دفتر نشر کتاب،1362، ص 5، بی‌جا.
3. بوکای، عمدنی، قرآن و علم،1نتشارات سلمان، ص86،‌ بی‌جا، بی‌تا.
4. همان.
5. میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، اول،1377ش، ص 49ـ50.
6. همان.
7. الیسوعی، اروس، تکوین الأنجیل، درالمشق، اول،1990، ص30، بی جا.
8. قاموس کتاب مقدس، ص 11.
9. جان بی‌ناس، تاریخ جامع ادیان، تهران، آموزش انقلاب اسلامی، سیزدهم،1382ش، ص575.
10. کلام مسیحی، ص 51ـ50.
11. مقدمه انجیل برنابا، ص 34.
12. متی، 16:23.
13. همان، 16:23.
14. مَرقس، 14:41ـ35.
15. قاموس کتاب مقدس، ص912.

 

فرقه های مسیحیت

 

پرسش:

در مورد شاخه ها و فرقه های مسیحیت توضیح دهید؟

پاسخ:

تصویر رایج از مسیحیت اولیه این است که با یکپارچگی کامل آغاز شد و در ادامه به گروه هایی تقسیم شد اما برخلاف این تصویر رایج ، تصویر محققانه این است که مسیحیت از همان آغاز با تکثر آغاز کرد. چراکه از همان ابتدا بعضی موضوعات پیچیده موجب نزاع هایی میان مؤمنان به مسیح ـ علیه السلام ـ شد.(1)
بهمین خاطر می توان سدة اول مسیحیت را به سه بخش تقسیم کرد:
الف. عصر حیات زمینی مؤسس دین یعنی حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ (1 تا 30 میلادی)(2)
ب. عصر گسترش مسیحیت. (30 تا 64 میلادی)
ج. عصر نزاع های عقیدتی. (64 تا حدود 100 میلادی)
در مورد عصر گسترش مسیحیت این توضیح لازم است که در این دوره دو شخصیت پس از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نقش آفرینی کرده اند. یکی پطرس(3) و دیگری پولس.(4) فلذا می توان به صراحت ادعا کرد که از همان آغاز عصر گسترش مسیحیت، بین مسیحیان انشعاب ایجادشده و آنها به دو گروه طرفداران پطرس و طرفداران پولس تقسیم شده بودند.
اما در عصر نزاع های عقیدتی که پس از کشته شدن پطرس و پولس آغاز می شود غلبة اندیشه های پولسی بر پطرسی تا حدی نمایانگر است. فلذا شاید بتوان گفت که در اواخر قرن اول میلادی مسیحیان بعد از شکافی که بینشان ایجاد شده بود تقریباً به یک دسته یعنی طرفداران پولس تبدیل شدند.
از این به بعد دیگر شکاف عمده ای بین مسیحیان ایجاد نشد تا حدود قرن چهارم میلادی که اولین شکاف عمده در دنیای مسیحیت بین آنچه اکنون کلیسای کاتولیک رم و کلیسای ارتدکس شرقی نامیده می شود، رخ داد.(5) علت این انشعاب تقسیم شدن امپراطوری روم به دو امپراطوری روم غربی باپایتختی روم و امپراطوری روم شرقی با پایتختی قسطنطنیه (استانبول) بود.(6)
وضع به همین منوال گذشت تا اینکه بخاطر سخت گیری های بیش از اندازة کلیسای روم غربی (کاتولیک) مردم از کلیسا زده شدند و در نتیجه عده ای از مؤمنین به انجیل علیه کلیساشورش کردند و خواستار آزادی شدند.(7) و این آغاز دومین شکاف عمده در میان دنیای مسیحیت بود که از آن به دورة نهضت اصلاح دینی نیز تعبیر می کنند. این تلاش های اصلاحی در داخل و خارج کلیسا منجر به چندین شکل جدید از مسیحیت شد که در حکومت، اعتقاد و عمل از یکدیگر متمایز بودند.(8)
پس می توان مذاهب مسیحیت را چنین تقسیم بندی کرد:

1. طرفداران پطرس: که در همان قرن اول میلادی مغلوب عقاید پولسی شدند.

2. طرفداران پولس: این دسته خود نیز با صرف نظر از انشعابات کوچکی که در طی قرون 1 تا 4 داشتند در قرن
چهارم به دو گروه عمده تقسیم شدند که آنها عبارتند از:
ارتدکس ها.
کاتولیک ها.
و اما ارتدکس ها
برای این دسته هم قبل از نهضت اصلاح دینی و هم بعد از آن، انشعابات و شاخه های فرعی ای وجوددارد که می توان آنها را چنین دسته بندی کرد:

1. مذاهب ایجاد شده در محدودة زمانی قرون 4 تا 16 میلادی که عبارتند از: نساطره.
ارمنیه.
سریانیه : آنها پیروان کلیسای سریانیه بودند و در سال 451 میلادی ایجاد شدند علت پیدایش آنها اختلاف عقیده در مورد طبیعت مسیح بوده است. این دسته بعدها به اسم کلیساهای خلقیدونیه شناخته می شده اند.
قبطیه.
کلدانیه.
مارونیه.(9)

2. مذاهب ایجاد شده در محدودة زمانی قرون 16 تا 20 در این دوره مسیحیان ارتدکس در هر منطقه ای کلیسای مستقلی رابا بطریق (اسقف) مستقلی ایجادکردند که تقریباً تعداد آنها به 15 رسیده است.»(10)

و اما کاتولیک ها بیشترین انشعابات در دنیای مسیحیت در میان کاتولیک ها صورت گرفته است فلذا برای سهولت کارآنها را در سه بخش جدگانه معرفی می کنیم:

1. مذاهب کاتولیکی ایجادشده در محدودة زمانی قرون 2 تا6 میلادی که عبارتند از:یعقوبیه
الیانیه
الیلیارسیه.
مقدانوسیه
سبالیوسیه
نوئتوسیه
بولسیه(11)
موارنه(12)
ملکانیه(13)
مونوفیزیه(14)
یعقوبیه: اسم دیگر این گروه یعاقبه است آنها گروهی از مسیحیان هستند که منادی طبیعت واحد برای حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ می باشند.
عده ای از این گروه در قرن 18 به کلیسای روم پیوستند که امروزه به آنها بطریرکیه السریان الکاتولیک گویند.(15)
موارنة: این گروه را به شخصی به نام قدیس مارون نسبت می دهند که در قرن چهارم در سوریة شمالی زندگی می کرده است.(16)
ملکانیه: این گروه یکی از گروه های قدیمی مسیحیت می باشد و آنها پیروان شخصی به نام ملکا بودند. ملکا در روم زندگی می کرد و بیشتر مردم روم ملکانی مذهب هستند.(17)
این گروه جزء اولین کسانی هستند که قائل به تثلیث و اقانیم ثلاثه شدند.(18)
مونوفیزیه: این گروه نیز مانند یعقوبیه قائل به طبیعت واحد برای حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ هستند بدین معنا که انسانیت مسیح ذوب در الوهیت او شده است. این فرقه در قرن 5 توسط شخصی به نام ایوتخوس نشر داده شد و در مصر و حبشه و سوریه و عراق نیز طرفدار دارد.(19)

2. مذاهب کاتولیکی ایجاد شده در محدوده زمانی قرون 6 تا 16 میلادی که عبارتند از: مونوتولیة .
یسوعیون .
الکاتاد.
مونوتولیه: این گروه توسط سرحیون اول در قرن 7 م ایجاد شد و هدفش جمع بین دو گروه مونوفیزیه و خلقیدونی بوده است. این گروه قائل به ارادة واحد بودند.(20)
یسوعیون: این فرقه توسط اغناطیوس دولویولا در سال 1534 میلادی تأسیس شده است. به این گروه در سال 1540 میلادی با بابولس ثالث نیز گویند.(21)
الکاتاد: نام دیگر این گروه انقیاء است که در قرون 12 و 13 میلادی بوده اند. این دسته اعتقاد به این داشته اند که خداوند اله خیر است و شطان اله شر و انسان از این دو جمع شده است.(22)

3. مذاهب کاتولیکی ایجاد شده در محدودة زمانی قرون 16 تا 20 میلادی: در این دوران به خاطر بروز نهضت اصلاح دینی کاتولیک ها خود به دو دستة بزرگ تقسیم شدند.(23)
کاتولیک ها
پروتستان ها
امّا کار به همین جا ختم نشد و درمیان هر کدام از این دو گروه (کاتولیک و پروتستان هم انشعاباتی به وجود آمد که به طور اختصار به معرفی آنها می پردازیم:

اول : کاتولیک ها در این دوره در اثر نهضت اصلاح دینی از کاتولیک ها شاخة دیگری جدا می شود به نام مورمون ها.
مورمون ها: مؤسس اول این فرقه شخصی به نام جوزف اسمیت (1805-1844 م) بوده است. این گروه مردم را دعوت می کردند که به اصل یعنی کتاب یهود برگردند و بدین وسیله تطهیر شوند.(24)
از عقاید آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
خداوند شکل انسان است و دارای گوشت و استخوان است.
مسیح ابتدا مورد ضرب و شتم واقع شد سپس به دار آویخته شد، جسد او سه روز در قبر بود تا اینکه دوباره زنده شد و به آسمان صعود کرد. (25)

دوم : پروتستان ها این فرقه نه تنها از اطاعت رؤسا و پاپ ها در آمدند، بلکه در تعالیم انجیلی بکلی از اطاعت کلیسای روم سرباز زده، اعتنائی به دستورات صادره از آنان نکردند.(26)
با این همه خود این گروه نیز از اختلاف و چند دستگی مصون نماندند و به دسته جات مختلفی تقسیم شدند که برخی از آنها چنین نام دارند:
لوتریه : این گروه توسط مارتین لوتر (1483-1546 م) پایه ریزی شد و از مهمترین گروه های پروتستانی به شمار می آید.(27)
جیش الخلاص : این فرقه توسط ویلیام بوث در لندن (1875 میلادی) تأسیس شد.(28)
میتودیه : این فرقه در سال 1876 میلادی در آمریکا تأسیس شد.(29)
عنصریه : این شاخه نیز در آمریکا در سال 1901 میلادی ایجاد شد. البته این فرقه را با نام دین فقراء می شناسند.(30)
شهود یهوه : این فرقه در سال 1874 میلادی در آمریکا توسط شالرزتاز تأسیس شد و به اسم شاگردان کتاب مقدس معروف هستند. و اسم شهود یهوه را در سال 1931 میلادی برای خود برگرفتند.(31)
از اعتقادات آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ دوران امت ها به پایان رسیده و به زودی عهد ملکوت خدا آغاز می شود.
ـ قائل به اب و ابن هستند و روح القدس را قدرت فعالة اب می دانند نه اقنوم سوم.
ـ برگشت مسیح را با جسد و روح منکر و فقط قائل به رجعت روحانی او هستند.
ـ آنها انتقال خون را حرام می دانند. (32)


پاورقی:

1. مری جوویور، درآمدی به مسیحیت، ترجمه حسن قنبری، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ص90.
2. سلیمانی، عبدالرحیم، فصلنامة هفت آسمان، عهد جدید، پاییز و زمستان 1378، ص74.
3. او بزرگترین حواری بوده و حضرت عیسی او را سنگ زیر بنای کلیسا نامیده و شبانی امت را به او سپرده بود.
4. او بعداً ایمان آورده و مدعی شده که حضرت عیسی را پس از به صلیب کشیدن دیده وآن حضرت به او مأموریت داده است.
5. درآمدی به مسیحیت، ص91.
6. طباطبائی، محمدحسین، ترجمه المیزان، سیدمحمدباقر موسوی همدانی، انتشارات اسلامی، چاپ5، 1374ش، ج3، ص502، ذیل آیات 80-79: آل‌عمران.
7. همان، ص 505.
8. درآمدی به مسیحیت، ص 91.
9. موسوعة الادیان فی العالم (المسیحیه ، ط اصلی، 2000 میلادی، ص 206.
10. همان.
11. طباطبائی، محمدحسین، ترجمة المیزان، ج 3، ص 503، ذیل آیات 80-79، آل عمران.
12. جمعی، موسوعة الادیان، دارالنفائس، بیروت، چاپ اول،1422 هـ، ص 466.
13. همان، ص 460.
14. همان، ص 472.
15. همان، ص502.
16. همان، ص466.
17. همان، ص460.
18. همان، ص460.
19. همان، ص472.
20. همان، ص1472.
21. همان، ص501.
22. همان، ص410.
23. طباطبائی، محمدحسین، ترجمة المیزان، ج 3، ص 505، ذیل آیات 80-79 آل عمران.
24. موسوعة الادیان، ص470.
25. همان، ص471.
26. ترجمه المیزان، ج 3، ص 505 ذیل آیات 80-79، آل عمران.
27. موسوعة الادیان، ص431.
28. موسوعة الادیان العالم، (المسیحیه)، ص206.
29. همان.
30. همان.
31. موسوعة الادیان، ص319.
32. همان، ص 320.

 

پرسش:

فرق بین مذهب ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان از لحاظ اعتقادی و فقهی و تاریخی چیست؟

پاسخ:

برای روشن شدن فرق های اساسی این سه مذهب معروف مسیحیت (کاتولیک ـ ارتدوکس ـ پروتستان) لازم است، عقاید و احکام فقهی و زمان ظهور هر سه مذهب توضیح داده شود، تا با مختصر مقایسهای فرق های آنها روشن شود.

1. کاتولیک
الف) تاریخ پیدایش: تاریخ این مذهب که به معنای اصل و جامع است،به عصر حواریون، یعنی حدود 2000 سال پیش میرسد و به این مذهب کلیسای غرب هم گفته می شود.(1)

ب) عقاید: 1. منابع و مآخذ: اصول اعتقادی کاتولیکها عبارتست از (کتاب مقدس، تعلیمات رسمی کلیسا و سنّت) که سنّت شامل مجموعة شعایر و اصول اعتقادی که از حواریون به دست آمده است میباشد.(2)
2. مسئله عصمت و بکارت مریم (سلام الله علیها): مذهب کاتولیک برای این دو مسئله اهمیت ویژهای قائل هستند. به طوری که در دومین شورای قسطنطنیه (553 م) آموزة بکارتِ همیشگی مریم یک آموزة رسمی کلیسای کاتولیک شناخته شد. به این ترتیب که مریم (سلام الله علیها) تا پایان عمر خویش باکره بود. گرچه کاتولیکها عباراتی از کتاب مقدس را که شامل معرفی برادران و خواهران عیسی _ علیه السّلام _ است. آنها را به خویشاوندان وی تأویل میکنند.(3)
3. نجات و سعادت ابدی: کاتولیکها معتقدند سعادت ابدی با دو شرط حاصل می شود: فیض خدا و اعمال نیک.(4)
4. حاکمیت کلیساها: کلیسای رم معتقد است کسانی که کلیسا را رهبری و سرپرستی میکنند، اسقف های جهان هستندکه با هم در جسم واحدی تحت اشراف اسقف رم عمل میکنند.(5)
5. اعتقاد به برزخ : از جمله اعتقادات کلیسای کاتولیک است که در کتاب دوم مکابیان عباراتی در تأیید برزخ وارد شده که جزء اپوکریفاست که در نزد کاتولیکها قابل قبول است.(6)
6. مسئله لزوم تجرد کشیش: در کلیسای غرب کشیشان و روحانیان مطلقاً مجاز به ازدواج نیستند.(7)
7. عشای ربانی: کاتولیکها معتقدند نان و شراب حقیقتاً، واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل می شود.(8)
8. آیین هفت گانه را مقدس میدانند.(9)
9. کاتولیکها پاپ را معصوم و مبراء از گناه میدانند و معتقدند که مسیح، پطرس را بر کلیة کلیسای مسیحیت رهبر قرار داده و کلید ملکوت آسمان را به وی سپرده است وی نیز پاپ را تا ابد جانشین و وصی خود قرار داده است.(10)

ج) فقه یا احکام عملی:1. کاتولیکها معتقدند که شعایر دینی (تعمید، تأیید، توبه، عشای ربانی، تدهین بیمار و ازدواج...) را باید اسقف اداره نماید.(11)
2. در عشای ربانی از نان ورنیامده و فطیر استفاده میکنند.(12)
3. کاتولیکها معتقدند احکام دهگانة عهد عتیق و اخلاق کامل مسیحیت که مرکب از یک سلسله قوانین عملی مشخص است، به عهدة افراد گذاشته شده است.(13)
4. عمل توبه: به این صورت است که توبه کننده در مقابل کشیش میایستد و اعترافات خود را اظهار میکند.(14)
5. کاتولیکها در غسل تعمید آب را به سر میپاشند.(15)

2. ارتدوکس
الف) تاریخ پیدایش ارتدوکس: کلمة ارتدوکس که مرکب از دو کلمة Orthos یعنی درست و doxa یعنی عقیده، ترکیب شده و به معنای عقیده صحیح است. این مذهب اواخر قرن پنجم میلادی به هنگام تجزیه روم به شرقی و غربی به وجود آمد و به کلیسای روم شرقی ارتدوکس اطلاق میشود.(16)

ب) عقاید: 1. ارتدوکس ها روحالقدس را تنها ناشی از پدر میدانند و علاقهمند هستند که پدر را به عنوان تنها منبع و منشأ همه چیز حفظ کنند.(17)
2. ارتدوکس به عصمت پاپ و مقامات کلیسا اعتقاد ندارد و معتقدند کلیسای جامع یعنی مجموعة مؤمنان مسیحی مصون از خطا هستند. به این معنا که روح القدس جامعه مسیحیت را از انحرافات محافظت میکند، لذا این مصونیت دیگر شامل افراد خاص نمی شود.(18)
3. ازدواج روحانیون: در شرق همة روحانیونی که مقامی پایینتر از اسقف دارند، مجاز به ازدواج هستند. این افراد اگر بیش از انتصاب ازدواج کرده باشند میتوانند زندگی با همسر خود را ادامه دهند.(19)
4. عصمت و بکارت مریم: برای مسئلة آبستن شدن مریم در عین اعتقاد به پاک دامن بودن او، تعلیمی نیاوردهاند و گناه کبیره در کلیسای ارتدوکس نقش علمی ندارد، چون بیگناهی را صفتی میدانند که فقط به مسیح _ علیه السّلام _ تعلق دارد و عصمت مریم را به رسمیت نمیشناسند.(20)
5. منابع و مآخذ اصول اعتقادی ارتدوکس، کتاب و سنّت است.(21)
6. فدیه: آنها معتقدند که فدیه تنها از مرگ مسیح _ علیه السّلام _ به وجود نیامده بلکه به خاطر رستاخیز مسیح هم میباشد.(22)

ج) احکام عملی یا فقه:1. از رسوم هفتگانة مسیحی فقط دستگذاری را منحصر به اسقفها میدانند و بقیة رسوم را کشیشها هم میتوانند انجام دهند.(23)
2. اجرای عشای ربانی، در کلیسای شرق برای برگذاری آنان از نان ورآمده استفاده میکنند بخلاف کاتولیکها.(24)
3. مذهب ارتدوکس در برخی مراسم و اعیاد با کلیساهای دیگر هم فرق دارند از جمله این که عبادت را روزهای یکشنبه و بعضی اعیاد انجام میدهند.(25)
4. مراسم غسل تعمید: در این مراسم سر را سه مرتبه در آب فرو میبرند.(26)

3. پروتستان
الف) تاریخ پیدایش پروتستان: واژة پروتستان یک واژة فرانسوی است که به زبان لاتین آمده به معنای معترض است. خاستگاه این نهضت کشور آلمان است که در قرن (16 میلادی) در پی اعتراض مارتین لوتر (1482 ـ 1549 میلادی) بر علیه فروش آمرزش نامهها و ادعای تفوق کلیسای رم بر جهان مسیحیت متولد شد. (27)

ب) عقاید: 1. پروتستان ها عصمت پاپ را قبول ندارند.(28)
2. ریاست داشتن پاپ به تمام کلیساها را نمیپذیرند.(29)
3. برای حصول نجات، ایمان را کافی میدانند و معتقدند که نجات و رستگاری مخصوص عمل مشخص نیست و تنها از طریق فیض الهی و در ضمن ایمان پدید میآید.(30)
4. آنها اعتقاد به برزخ ندارند. چون بحث اعتقاد به برزخ در کتاب اپوکریفاست که پروتستان ها آن را قبول ندارند.(31)
5. در رابطه با تفسیر و تبیین کتاب مقدس معتقدند که مؤمن به کمک روح القدس قادر به تفسیر و تبیین کتاب مقدس است روی این اساس هر مسیحی میتواند پیام کتاب مقدس را به وجدان شخص خود دریابد.(32)
7. عدم تجرد کشیش: لوتر تأکید میکرد که باید به کشیش ها اجازة زناشویی داده شود.(33)
8. عشای ربانی: اعتقاد دارند که نان و شراب حقیقتاً و واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل نمی شود یعنی تغییر و استحالة واقعی به بدن مسیح را انکار میکنند.(34)
9. کتاب مقدس را تنها منبع و مأخذ اصول اعتقادی و اعمالی خود میدانند.(35)
10. پروتستان ها معتقدند که روح القدس از خدای پدر و هم از خدای پسر صادر میشود.(36)

ج) احکام عملی یا فقه: 1. پروتستان ها در چگونگی عمل توبه با سایر کلیساها فرق دارند و از اینکه توبه کننده در مقابل کشیش بایستد و اعتراف کند ، با این عمل مخالف هستند.(37)
2. از بین آیینهای هفتگانة مقدس در کلیسا فقط غسل تعمید و عشای ربانی را آیین مقدس میدانند. گرچه برخی از اعمال را نیز انجام میدهند. اما یک رسم مقدس به حساب نمیآورند.(38)
3. دعا برای مردگان که در کلیسا مرسوم است در پروتستان ها فاقد ارزش است.(39)
با توجه به عقاید و احکامی که برای این سه مذهب معروف مسیحیت ذکر گردید، فرق های اساسی کاتولیکها با ارتدوکس ها در باب عقاید و... عبارت است از:
عصمت پاپ ، تجرد و عدم تجرد کشیش، شر و سعادت، حاکمیت کلیسا و منشأ روح القدس.
و از حیث احکام در ادارة شعایر دینی و چگونگی عمل توبه و غسل تعمید فرق هایی وجود دارد و فرق های اساسی که بین این دو کلیسا با پروتستان ها در عقاید و.. هست عبارتند از:
اعتقاد به برزخ ، تفسیر کتاب مقدس ، عشای ربانی ، چگونگی عمل توبه و در تعداد آیینهای مقدس و همچنین دعا برای مردگان با هم فرقهایی دارند.


پاورقی:

1. زیبایی نژاد، محمد رضا، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، قم، ناشر اشراق،1375، ص92 . توفیقی، حسن، ‌آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، چاپ 5، ص 169 . زیبایی نژاد، محمد رضا، مسیحیتشناسی مقایسهای، تهران، ناشر سروش، 1382، ص244.
2. زیبایی نژاد، محمد رضا، مسیحیت شناسی مقایسهای، ص 245. و کتاب درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت ص 90.
3. مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 245، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 89، مؤلفه ایثار، جهان مسیحیت، ص 34، نا بینا،‌تا، بیتا.
4. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 92، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 250.
5. توفیقی، حسن، کلام مسیحی، ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ص 111.
6. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 93، مسیحیتشناسی مقایسهای ص 250.
7. کرنر، اول، سرگذشت مسیحیت، ص 168.
8. آشنایی با ادیان بزرگ، ص 156، کلام مسیحیت، ص 96 درآمد به تاریخ و کلام، ص 94.
9. کلام مسیحی، ص 92، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 94، آشنایی با ادیان بزرگ. ص 152.
10. مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 242، درامدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 89، مولند، اینار، جهان مسیحیت، ص 35.
11. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 91، جهان مسیحیت، ص 38، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 249.
12. سرگذشت مسیحیت، ص 168. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 91، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 249.
13. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 93، جهان مسیحیت، ص 84، مسیحیتشناسی مقایسهای ص 250.
14. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 93.
15. مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 249.
16. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 89، 88، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 169.
17. مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 244.
18. جهان مسیحیت، ص 35، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 244. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 89.
19. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 229 . سرگذشت مسیحیت ص 168.
20. مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 245 . درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 89 . جهان مسیحیت، ص 34.
21. جهان مسیحیت، ص 31، 57 . درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 90.
22. همان، ص 34 و ص 90.
23. همان، ص 38 و ص 91 . مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 248.
24. جهان مذهبی، ص 759. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص 91.
25. جهان مسیحیت، ج 2، ص 9 . درآمدی بر کلام و تاریخ مسیحیت، ص 91.
26. مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 249.
27. آشنایی با ادیان بزرگ، ص 170، فرهنگ واژهها ص 95، برایان، ویلسون، دین مسیح، مترجم حسن افشار، ص 95.
28. درآمدی بر کلام و تاریخ مسیحیت، ص 91، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 242.
29. همان، ص 92، مؤلف میشل تومانی، توفیقی، حسن، کلام مسیحی، ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ص108.
30. همان، ص 93، فرهنگ واژهها، ص 98.
31. همان، ص 93، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 250.
32. کلام مسیحی، ص 111، فرهنگ واژهها، ص 97.
33. درآمدی به تاریخ و کلام مسیحی، ص 94.
34. همان، ص 94، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص245.
35. جهان مسیحیت، ص 63، همان، ص 251.
36. درآمدی بر کلام و تاریخ مسیحیت، ص 89، مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 245، 244.
37. همان، ص 93.
38. همان، ص 94، جهان مذهبی، ص 794 تا 797.
39. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحی، ص 93، و مسیحیتشناسی مقایسهای، ص 250.

 

عقاید مسیحیت

پرسش:

تثلیث چه معنایی دارد؟ آیا اعتقاد به تثلیث نوعی شرک است؟

پاسخ:

یکی از آموزه هایی که همواره کلیساها به جوامع مسیحی تعلیم می دهند، مسئله اعتقاد به تثلیث است. و کلمات مسیحیان در کتاب های کلامی حکایت از این دارد که اعتقاد به تثلیث از مسائلی است که شالوده و بنیان مسیحیت بر آن نهاده شده است و مسیحیان چاره ای جز اعتقاد به آن ندارد.(1) این جاست که درک نظریه ارتدوکسی کلیسا درباره ثالوث اقدس (تثلیث) در نهایت پیچیدگی و ابهام است. چرا که از طرفی خود را پیرو خدای واحد، قادر متعال و خالق زمین و آسمان می دانند و دین خود را در زمره ادیان توحیدی قرار می دهند و از طرفی هم معتقدند که اولوهیت از سه شخصیت کاملاً متمایز و مشخص تشکیل شده است و این سه در ازلیّت، قدرت و جلال برابرند و هر یک از آنها از تمام صفات خدایی برخوردارند، ولی در عین حال، هر کدام از آنها خصایصی دارند که آنها را از درون وحدت، تثلیث و از هم متمایز می کند.(2)
به هر حال، نویسندگان مسیحی عرب زبان برای رساندن مفهوم تثلیث از واژه یونانی الاصل «اقنوم» استفاده می کنند که معادل آن در زبان لاتینی، Persona، به معنای نقاب است(3) و این لفظ (اقنوم) که در آموزه تثلیث زیاد به کار گرفته می شود، دارای معانی گوناگون و اختلافی است، به گونه ای که برخی گفته اند:
1. مراد از اُقنوم راه وجود است. بر این اساس، اقانیم ثلاثه (أب، ابن، روح القدس) سه راه یا سه حالت برای وجود خدا و عمل اوست.(4)
به نظر می رسد که این دیدگاه بیشتر درصدد رفع اتهامِ شرک بودن از آموزه تثلیث است تا بگوید اقانیم ثلاثه به معنای مظهر یا مظاهر وجود خدا و عمل اوست.
2. گروهی پنداشته اند که مراد از اقانیم ثلاثه همان خواص، یعنی اعراض لازم ذات خداوند است، به این معنا که ذات خدا دارای سه عرض خاصه است. این در حالی است که
اولا: عرض خاصه قائم به ذات نیست.
و ثانیاً : لازم می آید که ذات خدای متعال چند چیز باشد(5) و این محال است.
3. عده ای هم گفته اند که اقنوم کلمه ای سریانی و به معنای شخص یا اصل است. چنان اتفاق افتاده که در مسیحیت اصطلاح چیزها یا پراگماتا، به جای اقانیم و اشخاص و برای توصیف سه شخص به کار رفته است تا بر واقعیات آنها تأکید گردد. بنابر نظر مسیحیان، پدر، پسر و روح القدس هر یک، شخص (اقنوم) است.(6)
بنابراین، قانون ایمان مسیحی هم مؤید این دیدگاه است و در تعریفی که از تثلیث و به عبارتی ثالوث اقدس (أب، ابن و روح القدس) ارائه می کند، می گوید:
ما به خدای یگانه ی پدر، پسر و روح القدس که خدای واحد و جوهر واحد و متساوی در قدرت، جلال و مجد و شکوه اند، ایمان داریم.(7)
و قاموس کتاب مقدس می گوید:
معرفت مسیحیت به این سه شخصیت، یک حقیقت آسمانی است که عهد قدیم به صورت غیر واضح اعلان نموده، ولی کتاب عهد جدید آن را به صورت آشکار بیان داشته است.
این عقیده را در چند نکته می توان بیان داشت:
1. کتاب مقدس سه شخصیت را مطرح می کند که هر کدام شخص الله است.
2. این سه شخصیت کاملاً از هم متمایزند.
3. این سه گانگی در جامعیت خدا موقتی یا ظاهری نیست، بلکه ابدی و حقیقی است.
4. مقصود از این تثلیث، سه خدا نیست، بلکه این شخصیات ثلاثه جوهر واحدی دارند!
5. این سه شخصیت (پدر، پسر، روح القدس) متساوی هستند.
6. هیچ گونه تناقضی در این عقیده وجود ندارد!(8) به این معنا که خدا هم یکی است و هم سه تاست. مضافاً این که لابد هیچ گونه اجتماع نقیضینی هم در آن راه ندارد!
به هر ترتیب، مراد از تثلیث و اقانیم ثلاثه مسیحیت با توجه به آنچه در قانون ایمان گذشت و با عنایت به آنچه در قاموس کتاب مقدس بیان شد، این است که هر کدام از سه شخصیت مطرح (پدر، پسر، روح القدس) شخص الله و کاملاً از هم متمایزند و در جلال و شکوه و مجد برابرند!
در نقد این نظریه باید گفت:
1. عقیده تثلیث با تفسیری که گذشت، مشتمل بر تناقض آشکار است. از طرفی معتقدند که هر یک از شخصیت های اقانیم ثلاثه خداست که متمایز از بقیّه است و در عین حال، هر سه اقنوم را یک چیز می دانند.(9)
2. لازمه اعتقاد به تثلیث این است که ذات خدا مرکب از سه ذات باشد و این در حالی است که ترکیب، با ذات واجب الوجود که بسیط است و از هیچ اجزای عقلی و خارجی ای مرکب نشده است ، ناسازگار است.(10)
با گذشت زمان و در طول تاریخ کلیسا مسیحیان مدعی شده اند که طبیعت سه گانه خدا یک راز است و نمی توان آن را با تعابیر بشری بیان کرد و همگی به نافرجامی کوشش های خود برای توجیه تثلیث اعتراف دارند.(11)
البته باید این نکته را نیز یادآور شد که کلمه تثلیث هرگز در کتاب مقدس مسیحیان وارد نشده و نخستین کاربرد شناخته شده آن در تاریخ مسیحیت، به سال 180م باز می گردد، هر چند به تصور مسیحیان ریشه های مفهوم سه گانه در عهد جدید احساس می شود و عبارت اعطای حق تعمید در پایان انجیل متی آن را صریحاً بیان کرده است: «ایشان را به اسم پدر، پسر و روح القدس تعمید دهید».(12)
و گمان می رود اولین کسی که این اصطلاح را درست کرد و استعمال نمود، شخصی به نام ترتولیان در قرن دوم میلادی است(13) و در این میان، برخی از بزرگان آزاداندیش مسیحیت منکر الوهیت عیسی شدند. اما بنا به رأی صادره در نیقیّه آسیای صغیر در سال 325م. قول به الوهیت عیسی با اکثریت قاطع 300 اسقف پذیرفته شد و نظر اسقف آریوس که بر ضدّ اعتقاد به الوهیت عیسی قیام کرده بود، مردود اعلام گردید.(14) به دنبال این مجادلات، شخصی به نام سوسینوس اعتقاد به تثلیث را نتیجه تأثیر عقاید ناقص فلاسفه یونان در نوشته شدن اعتقادنامه ها دانست و الوهیت حضرت عیسی علیه السلام را مردود شمرد که این نظر، به نظر «أبیون» معروف گشت.(15)
همچنان که گوستاولوبون در گزارش خویش می گوید: مسیحیت در پنج قرن اول حیات خویش با اخذ مفاهیم فلسفی و دینی یونانی و شرعی، مخلوطی از معتقدات مصری و ایرانی شد که حوالی قرن اول میلادی در مناطق اروپایی انتشار یافت و در نتیجه، مردم به یک تثلیث جدید که عبارت بود از پدر، پسر و روح القدس، به جای تثلیث قدیم که از «نروبی تر» و «زنون» و «نرو» به وجود آمده بود، گردن نهادند.(16)
و اعتقاد مسیحیان به الوهیت اقانیم ثلاثه، حکایت از سرایت خرافات تثلیث به نصاری دارد. تاریخ بشری نشان داده است که بعضی از پیروان انبیا بعد از وفات پیغمبرشان، یا در خلال غیبت او تحت تأثیر گمراهان، به شرک و دوگانه پرستی روی آوردند(17) و مسیحیت نیز از این قاعده مستثنا نیست.
حاصل سخن این شد که مسیحیت با اعتقاد به الوهیت عیسی علیه السلام و روح القدس در کنار خدا نه تنها گامی به سوی تکامل و قله توحید برنداشتند، بلکه با شریک قرار دادن برای خدای متعال و گاهی فراتر از این، یعنی شریک را خود خدا دانستن، بستر خویش را در دامن شرک و کفر پهن نمودند و در توجیه عقاید شرک آلود خویش به مسئله راز که یک امر قلیل المؤونه است پناه بردند.
ممکن است گفته شود که مراد از تثلیث در قالب یک مثال این است که: زید فرزند عمرو و انسان است، و مقصود ما از تثلیث هم همین است. در این جا نیز یک چیز سه چیز است. زیرا در مثال بیش از یک حقیقت نیست و در عین حال هم زید است و هم پسر عمرو و هم انسان.
علامه طباطبائی در پاسخ می فرمایند: اگر این کثرت و تعددی که در وصف است، حقیقی و واقعی باشد، لابد موصوف هم متعدد خواهد بود، همان گونه که اگر موصوف حقیقتاً واحد باشد، قهراً کثرت و تعدد اعتباری خواهد بود و محال است یک چیز، در عین این که یکی است، سه چیز باشد.(18)

تبعات اعتقادی تثلیث از دیدگاه عقل و نقلبا توجه به این که توحید دارای جایگاه رفیعی در تمام شرایع آسمانی است و دارای مراحلی از قبیل توحید در ذات، صفات، خالقیت، ربوبیت و عبادت است و هر کدام دارای براهین مختلف عقلی و حکمی است، امکان ندارد که ذات خدای متعال که واجب الوجود بالذات است دارای شریک باشد و از طرف دیگر هم، اولین کلمه در تبلیغ رسولان الهی دعوت به توحید و دوری از دوگانه پرستی و شرک بوده است(19) که مع الأسف این شعار بعد از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ تحت تأثیرات سوء گمراهان به فراموشی سپرده شد و مسیحیت در کنار الوهیت خدا قایل به الوهیت عیسی ـ علیه السلام ـ نیز شدند.
چنان که قرآن می فرماید: لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ .... آنها که گفتند خداوند همان مسیح فرزند مریم است به یقین کافر شدند.(20)
و در ادامه می فرماید: إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ.(21)
که این آیه دلالت دارد بر این که شریک گرفتن برای خدا در الوهیت، شرک و مرتکب آن کافر است.(22)
یکی از مراحل توحید، آن گونه که گذشت، عبارت بود از توحید در عبادت. اما مسیحیان در کنار عبادت خدا به عبادت عیسی علیه السلام نیز اهتمام دارند که همین مسئله باز بیانگر شرک در عبادت آنان است و مراد از عبادت، آن خضوعی است که ناشی از این است که مخضوع له، اله العالم یا الله است.(23)
و قرآن می فرماید: و آن گاه که خداوند به عیسی بن مریم می فرماید: إِنَّهُ مَن یُشْرِک بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَوَإِذْ قَالَ اللَّهُ یَـعِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ ءَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّی إِلَهَیْنِ مِن دُونِ اللَّهِ. «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید».(24)
که عبارت « مِن دُونِ اللَّهِ » در قرآن کریم به معنای شریک و انباز گرفتن استعمال شده است(25) و تثلیث، علاوه بر کفر، شرک هم خواهد بود.
حاصل سخن این که مراد مسیحیت از اقانیم ثلاثه (أب، ابن، روح القدس) الوهیتِ یکایک آنهاست که گذشته از اشکالات عقلی فراوانی که بر این اعتقاد وارد است، قرآن کریم نیز پذیرفتن چنین عقایدی را کفر و شرک به خدا می داند.


پاورقی:

1. ر.ک: سبحانی، جعفر، محاظرات فی الالهیات، تلخیص علی ربانی گلپایگانی، قم، چاپ جامعه مدرسین، 1417ق، ص54.
2. ر.ک: زیبائی نژاد، محمدرضا، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، با اندکی تلخیص، انتشارات اشراق، 1375ش، ص131.
3. ر.ک: توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379ش، ص150.
4. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، همان، ص131.
5. ر.ک: علامه شیخ سدیدالدین محمود، حمضی رازی، المنقذ من التقلید، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1412ق، ج1، ص145.
6. ر.ک: درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، همان، ص131.
7. ر.ک: متی اخترع المسیحیون التثلیث، (مرکز المصطفی) ص2.
8. ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص232، ذیل کلمه ثالوث، مؤلف جمع الکنائس الشرفیه، جامع 6، 1981م. منشورات مکتبة المشعل.
9. محاظرات فی الالهیات، همان، ص55.
10. همان.
11. آشنایی با ادیان بزرگ، همان، ص149.
12. همان.
13. ر.ک: شبلی، احمد، مقارنة الادیان، مکتبة النهضة المصریه، چاپ چهارم، 1973م، ص173.
14. آشنایی با ادیان بزرگ، همان، ص147.
15. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، همان، ص150.
16. محاظرات فی الالهیات، همان، به نقل از تاریخ تمدن ویل دورانت، ص57.
17. همان، ص55.
18. ر.ک: ترجمه تفسیر المیزان، ج6، ص101.
19. محاظرات فی الالهیات، همان، ص47.
20. مائده : 72.
21. همان.
22. ر.ک: طباطبائی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج3، ص403.
23. ر.ک: محاظرات فی الالهیات، همان، ص91.
24. مائده : 116.
25. تفسیر المیزان، همان، ج9، ص326.

پرسش:

چه نقدهای کلی بر دین مسیحیت وارد است؟

پاسخ:

مسیحیت از ادیان زندة جهان است که در شاخة ادیان غربی یا نژاد سامی قرار دارد این دین با دو دینِ هم‌خانواده خود، اسلام و یهود، از آنجا که اصل و ریشة خود را به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ می‌رسانند، ادیان ابراهیمی نامیده می‌شوند کتاب مسیحیت، کتاب مقدس، که دارای دو بخش عهد قدیم و عهد جدید است می باشد. عهد جدید شامل بیست و هفت کتاب و رساله است. معروفترین بخش آن که در ابتدای این مجموعه قرار گرفته است، چهار انجیل منسوب به متی، مرقس، لوقا و یوحنا است. در کتاب عهد جدید، احکام و شریعت دین نیامده و احکام مسیحیت همان است که در عهد عتیق آمده است. و به همین جهت است که عهد قدیم در نزد آنها مقدس می باشد. مسیحیان هیچ یک از قسمتهای عهد جدید را وحی نمی‌دانند و قائلند که لزومی نداشته مسیح از خود کتابی به جا بگذارد، چون «خداوند ما عیسی مسیح کلمه پاک خدا و در وی تمامی خزائن حکمت و علم مخفی بود.»(1)
از آنجا که متن کتاب هر دینی، مهمترین منبع شناخت و بررسی آن دین است، نقطه شروع نقد ما دربارة مسیحیت، کتاب مقدس آنهاست.

تعارض آموزه‌های انجیلدرمیان مطالبی که انجیل‌ها بیان می‌کنند، تناقض‌های فراوانی وجود دارد.(2) سه انجیل همنوا (انجیل متی، انجیل مرقس و انجیل لوقا) تنها پنجاه و دو درصد مطالب آنها با هم منطبق است. و انجیل یوحنا به طور کلی با آن سه متفاوت و تنها هشت درصد مطالبش با آنها مطابقت دارد.(3) مسیحیت در ابتدا وجود تناقض در کتاب مقدس خود را نمی‌پذیرفت. اولین بار در قرن هجدهم میلادی بود که آنها حاضر به اعتراف درباره وجود تناقض در کتاب خود شدند.(4) بیان دیدگاه‌های معارض از سوی انجیل‌ها، سبب شده که صاحبنظران دربارة اعتبار آنها به عنوان یک سند تاریخی معتبر به دیدة شک و تردید بنگرند.(5)

دوگانگی نظام عقیدتیهر دینی دارای یک نظام عقیدتی است. این نظام عقیدتی، باید با آموزه‌های کتاب مقدس آن دین هماهنگ باشد. مسیحیت فاقد یک نظام الهیات هماهنگ با مجموعة کتابهای مقدس است. در اینجا ما شاهد دو نظام عقیدتی هستیم که هر یک با بخشی از کتاب مقدس مطابقت دارد.
الف) نظام الهیاتی ای که براساس الوهیت مسیح است. مؤسس این نظام، پولس است. رساله‌های پولس، انجیل یوحنا و رساله‌های او اساس آن را تشکیل می‌دهند «درازل کلمه بود، کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود... پس کلمه انسان شد و در میان ما ساکن گردید.»(6)
ب)نظام الهیاتی ای که بر اساس بندگی مسیح است. مؤسس آن حواریون عیسی و در رأس آنها پطرس می باشد، این گروه پس از سال 70 میلادی اهمیت خود را از دست دادند.(7)
سه انجیل همنوا، کتاب اعمال رسولان، رساله‌های یعقوب، پطرس، یهودا و مکاشفه یوحنا اساس این نظام را تشکیل می‌دهند.

نقد الهیات الوهیتیالهیات الوهیتی با آموزه‌های اصیل مسیح، مخالف است. این پولس بود که چنین بدعتی را در دین مسیح ایجاد نمود. وی آنچنان تغییر و تحولی در مسیحیت ایجاد نمود که به عنوان مؤسس دوم این دین شناخته شده است.(8) قائل شدن مقام الوهیت برای عیسی، با عقل نیز ناسازگار است. عقل آدمی نمی‌تواند بپذیرد که وجود نامحدودی، در جسم موجود محدودی حلول کند. اعتقاد به الوهیت، با آموزه‌های تمام ادیان مخالف است. تمام ادیان الهی بر بندگی و رسالت پیامبران از ناحیه خداوند،تأکید داشته‌اند.

تثلیث (اقانیم سه‌گانه)براساس اعتقادنامه شورای کلیسا که در سال 325 م، در شهر نیقیه (در کنار تنگه بُسفر) منعقد گردید، مسیحیان باید به سه اقنوم، اب، ابن و روح‌القدس معتقد باشند. «نظریه تثلیث حاکی از وجود یک خداوند در سه شخص می‌باشد.»(9)

نقد تثلیثعقیده تثلیث، از ناحیه پولس وارد مسیحیت شده است،(10) و بعدها شورای کلیسا آن را رسمیت بخشید. چنین عقیده‌ای نه تنها با آموزه‌های اصیل مسیحیت، بلکه با مبانی تمام ادیان آسمانی که اولین اصل مسلم خود را دعوت به توحید دانسته‌اند، کاملاً در تضاد است. خردستیزی تثلیث کاملاً آشکار است. زیرا یک چیز محال است در عین حال که یکی است، سه چیز باشد.(11)

اشرافیت کلیساپس از رسمیت یافتن مسیحیت در سال 383 م. 7 کلیسای روم به عنوان کلیسایی که پایه‌گذار آن پطرس حواری و معلم آن پولس بوده است. از اهمیت خاصی برخوردارند،(12) به طوری که تشکیلات کلیسا، شباهت تامی به تشکیلات دولتی پیدا نمود.(13) و از آن پس بود که کلیسا، سازمان، فلسفه و نظام حقوقی روم را به خدمت خود گرفت.(14) و قرون وسطی شاهد ابعاد گسترده‌ای از فساد کلیسا در زمینه‌های مختلف بود.(15)

نقد اشرافیت کلیساکلیسا بایستی به عنوان یک نهاد دینی، در خدمت بیان و تفسیر احکام الهی و سنگر محکمی در برابر انحرافات دینی و اخلاقی باشد. اشرافیت کلیسا، باعث دور شدن کلیسا از اهداف اولیة دین مسیح شده است. همین امر باعث شد که برخی راه نجات دین خود را در ترک جامعه و خزیدن به گوشه‌ عزلت یافتند.(16) و یکی از عوامل مهم ظهور پروتستان، همین استبداد کلیسا بود. تا آنجا که لوتر گفت: «مقصود از کلیسای حقیقی، هیچ‌گونه تشکیلات خاصی نیست، بلکه آن همان اتصال بین مؤمنان، تحت ریاست و رهبری عیسی است، و تنها قوة حاکم که میان عیسویان حاکم مطلق است همانا کتاب مقدس می‌باشد.»(17)

رهبانیت مسیحیپس از رسمیت یافتن دین مسیح از ناحیه امپراطور وقت روم، کنستانتین در سال 383 م. براساس دستورات پولس، که مؤمنان عیسوی شایسته را کسانی می‌دانست که بدون همسر زندگی کنند، رهبانیت مسیحی به وجود آمد.(18) نخستین کسی که روش رهبانیت را بنیاد نهاد، قدیس آنتونیوس از اهل مصر بود. راهبان در دیرها و صومعه‌هایی که غالباً در خارج از شهر قرار داشت به مراقبت و تفکر و ریاضت می‌پرداختند.

نقد رهبانیت مسیحیرهبانیتی که درمسیحیت شکل گرفت، نتیجه دنیاگرایی کلیسا و مسیحیانی بود که پس از رسمیت یافتن دین مسیح اسماً مسیحی بودند.(19) این نهضت تحت تأثیر تعالیم گنوسیها و متکلمان اسکندری شکل گرفت که دنیای مادی را پلید و جسم و جسمانیات را ناپاک می‌دانستند.(20) در حالی که براساس تعالیم کتب آسمانی دنیای مادی مزرعه فعالیت انسان برای برخورداری از سعادت جاودانه است. و پلیدی در صورتی به وجود می‌آید که زندگی مادی در خدمت اجرای مقاصد شیطانی واقع شود. مطلب دیگر اینکه دین برای هدایت و مدیریت غرایز طبیعی انسان آمده است نه سرکوب آن. میل به زندگی اجتماعی یک نیاز طبیعی در وجود بشر است. و غالب تجردها چون به شکل انفرادی انجام می‌شود، ممکن است منجر به دیوانگی شود.(21) و از آنجا که امور غیرطبیعی دوامی ندارند، در هر دوره‌ای زندگی رهبانی شکل متمایزی یافته است.(22)
تا آنجا که چنین تفکری در میان گروه‌هایی که پس از نهضت پروتستان به وجود آمده، چندان رایج نیست.(23)

مسیحیت و عیسای مصلوبمسیحیت معتقد است به صلیب کشیده شدن عیسی، تاوان گناه همه بشریت است.گناهی که نسل اندر نسل از آدم به فرزندانش منتقل شده است. این بود که پولس رسول نوشت: «و چنانکه در آدم همه می‌میرند، در مسیح همه زنده خواهند شد.»(24)
در بررسی نظریه فوق باید بدانیم که چنین اعتقادی را پولس رسول وارد مسیحیت کرده است.(25) و در میان مسیحیت اولیه چنین عقیده‌ای وجود نداشته است. اینکه انسان دارای گناه ذاتی باشد با روح تعالیم ادیان آسمانی ناسازگار است. انبیاء الهی از گناه معصوم بوده و نسل بشر دارای زمینه پذیرش راه حق است. از عدالت خداوند دور است که گناه کسی را به حساب کس دیگری بگذارد. یا فردی را در مقابل گناه دیگری فدیه بگیرد مصلوب شدن عیسی را به خاطر اشتباهی بود که در شناسایی مسیح واقعی رخ داد و عیسی به آسمان برده شد.(26)


پاورقی:

1. ر.ک: و . م . میلر، تاریخ کلیسای قدیم، ترجمه علی نخستین، ص66.
2. ر.ک: همفری کارپنتر، عیسی، ترجمه حسن کامشاد، ص 67، طرح نو، دوم، 75 و نیز دربارة مفهوم انجیلها، کری ولف، ترجمه محمد قاضی، ص 17، انتشارات فرهنگ.
3. ر.ک: دربارة مفهوم انجیلها، ص 25.
4. ر.ک: عیسی، ص 36.
5. ر.ک: دربارة مفهوم انجیلها، ص 38.
6. ر.ک: انجیل یوحنا، آیه14، همان، 1 و 3، همان، 10: 30 و نیز رساله پولس، کولسیان 1. 15.
7. ر.ک: جوان اُ. گریدی، مسیحیت و بدعتها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، مؤسسه فرهنگی طه، اول،77، ص 43، و نیز تاریخ جامع ادیان، جان . بی . ناس، علی اصغر حکمت، ص 614 ـ 613.
8. ر.ک: تاریخ جامع ادیان، ص 613، بخش پولس حواری و انتشار مسیحیت در اروپا و نیز جهان‌ مذهبی، گروه نویسندگان، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول، 74، ص 706.
9. رابرت ا. هیوم، ادیان زنده جهان، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اول،69، ص 36.
10. ر.ک: شلبی، احمد، مقارنة الادیان، قاهره، مکتبة النهضة الدویه، دهم،98 م، ج 2، ص 138(مسیحیت).
11. ر.ک: جان والوورد، خداوند ما عیسی مسیح، ترجمه مهرداد فاتحی، ص 8، کلیسای جماعت رباتی. در منبع مذکور توضیح داده شده است که چگونه غیرعقلانی بودن آموزه تثلیث باعث شده که تمایل قلبی افراد نسبت به مسیحیت از دست برود.
12. ر.ک: تاریخ جامع ادیان، ص 637.
13. ر.ک: تاریخ کلیسای قدیم، ص 251.
14. ر.ک: مسیحیت و بدعتها، ص 111.
15. ر.ک: تاریخ جامع ادیان، ص 665 و نیز ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 6، (اصلاح دین) ص 30 ـ 20.
16. ر.ک: همان، ص 639
17. ر.ک: همان، ص 670.
18. تاریخ جامع ادیان، ص 639.
19. ر.ک: مسیحیت و بدعتها، ص 133.
20. ر.ک: تاریخ جامع ادیان، ص 639.
21. تاریخ جامع ادیان، ص 639.
22. همان، ص 640.
23. ر.ک: گروه نویسندگان، جهان مذهبی، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، ص 755.
24. رساله اول پولس رسول قرنتیان، باب 15، آیه 22.
25. ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، گروه مترجمین، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، دوم،67، ج سوم، ص 689.
26. ر.ک: نساء:157و158.

 

تحقیق و گزینش : غلام سخی علیزاده

منبع:

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

(نرم افزار پاسخ)

وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان