تبسم دانایی
قالب وبلاگ


پرسش:

پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ پیش از بعثت بر چه آئینی بودند؟

پاسخ:

حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ قبل از بعثت در پناه پروردگار متعال و دور از آلودگیها و عادات جاهلیت رشد نمود. آن حضرت از نظر مروّت، بهترین و از نظر اخلاق نیکوترین بود، با حیاترین و راستگوترین و امانتدارترین فرد محسوب می شد. از بدگویی دوری می جست و قومش بنا بر خصلتهای نیک آن حضرت وی را «امین» می نامیدند. بنابراین آنطوریکه شواهد تاریخی غیر قابل انکار گواهی می دهند پیامبر خدا از نظر تربیتی در نهایت درجه مکارم اخلاقی قرار داشته و به همین دلیل از موقعیت اجتماعی خاص و منحصر به فرد برخوردار بوده است. اما اینکه پیامبر خدا قبل از بعثت چه دینی داشته است توجه به مطاب زیر لازم می باشد:
از آنجا که از ابتدای خلقت تا روز قیامت، دین مورد رضایت خداوند متعال یکی بیش نبوده است و تمام انبیای الهی از آدم تا خاتم ـ صلی الله علیه و آله ـ بشر را به یک دین دعوت نموده اند. و این مطلب از آیه ای که می فرماید:
«خدا آئینی که برای شما قرار داد احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز سفارش نمودیم(1)». و نیز «دین نزد خدا اسلام است(2)». و آیات دیگر معلوم می شود که هدف اصلی از بعثت انبیاء تبلیغ به یک دین توحیدی بوده که عبارت از دین اسلام باشد.
در رابطه با دین پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ قبل از بعثت دو نظریه از دانشمندان شیعه و سنی ارائه شده که هر دو نظر به موحد بودن آن حضرت تأکید دارند.

نظریة اول: برخی معتقدند که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ تابع یکی از ادیان گذشته بوده و در اعمال خود به آن دین عمل می کرده اند.
دلایل این گروه این است که اولاً اگر آن حضرت تابع شریعت و دینی نبودند با چه معیاری به حج و عمره مشرف می شدند و اعمال آنها را انجام می دادند و با چه دستوری از گوشت مردار و یا حیوانی که با نام خدایانی غیر از خداوند یکتا ذبح شده بود نمی خوردند پس باید گفت که پیامبر از یکی از ادیان گذشته تبعیت می کردند.
و در تأیید نظر خودشان به آیاتی از قرآن تمسک کرده اند که عبارتند از:

1. «آنان‌ (پیامبران) کسانی بودند که خدا خود آنان را هدایت نمود تو نیز از راه آنها پیروی نما(3)».
2. «خدا آئینی که برای شما قرار داد احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش کردیم(4)».
3. «آنگاه بر تو وحی کردیم که از آئین پاک ابراهیم تبعیت کن که او هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد(5)».
4. «ما تورات را که در آن هدایت و روشنایی است فرستادیم تا پیغمبرانی که تسلیم امر خدا هستند بدان کتاب حکم کنند(6)».
دلیل دوم این گروه این است که در تاریخ برخورد می کنیم که پیامبر در حکم سنگ سار کردن زناکار به تورات مراجعه کرده بودند(7).

نظریة دوم:در مقابل نظریة اول نظریه ای قرار دارد که قریب به اتفاق دانشمندان شیعه و اهل سنت و تمام معتزله بر آن قائل می باشند و آن این است که حضرت رسول اکرم (ص) قبل از بعثت تابع هیچ شریعتی از شرایع گذشته نبوده اند، بلکه به تکلیف خود عمل می نمودند.(8)
ادله این نظریه عبارتست از:
1. تمام مسلمانان اتفاق نظر دارند که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ بر تمام انبیاء برتری دارد و افضل از همة آنان است، و از نظر عقل تبعیت کردن افضل از مفضول صحیح نیست.
2. اگر پیامبر به شرایع یکی از ادیان گذشته عمل می کردند، در تاریخ زندگی آن حضرت ذکر می شد و اهل آن شریعت این را جزو افتخارات خود می دانسته و از این امر به نفع خود احتجاج می کردند. در حالی که در هیچ جای تاریخ چنین امری ذکر نشده است.
3. حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ که تربیت یافتة حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ می باشند می فرمایند: «از همان زمان که رسول خدا از شیر بازگرفته شد، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را با او قرین ساخت، تا شب و روز او را به راههای مکارم و طرق اخلاق نیک جهان سوق دهند(9)».
4. و همچنین از خود پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به طرق صحیح از شیعه و سنی نقل شده است که فرمودند: «من به مقام نبوّت رسیده بودم در حالی که هنوز روح به جسد آدم دمیده نشده بود(10)».
5. با مراجعه به سیره عملی آن حضرت ـ صلی الله علیه و آله ـ در طول چهل سال قبل از بعثت این امر به خوبی معلوم و مشخص می شود که ایشان در این مدت راه و روش خاص خود را می رفته و هیچ موردی ملاحظه نشده است که ایشان به کتاب و یا دانشمندی از دانشمندان شرایع گذشته مراجعه نمایند و یا در معابد و کلیساهای یهودیها و نصاری و یا مذاهب دیگر رفته و مشغول عبادت و انجام اعمال آنها شده باشند.
در جواب نظریه اول باید گفت: آیاتی که به آنها تمسک شده در این آیات مقصود از اوامر الهی در خصوص تبعیّت پیامبر اسلام از انبیاء گذشته احکام فروع دین از قبیل نماز و روزه و حج و امور دیگر نیست هرچند که در شرایع گذشته این امور بوده اند بلکه مقصود این قبیل آیات تبعیت در اصول کلی دین مانند توحید و معاد و مکارم و محاسن اخلاقی بوده است. به علاوه این که چطور ممکن است خداوند پیامبر را به تبعیت از شرایع گذشته وادار بنماید در حالی که آنها خود با هم اختلاف در فروع داشته و در تناقض با هم بوده اند(11).
اما در رابطه با دلیل دوم نظریه اول باید گفت اولاً این حدیث خبر واحد است و در ثانی تورات اصلی در این زمان وجود نداشته بلکه سالها پیش از بین رفته است. و تورات تحریف شده هیچ ارزش دینی ندارد تا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر طبق آن حکم کند.
بنابراین چنانکه گفته شد پیامبر اسلام قبل از چهل سالگی مقام نبوت را داشتند و به همین جهت فرشته ای از فرشتگان همیشه همراه ایشان بوده و احکام لازم و محاسن اخلاقی و آداب نیک را به ایشان تعلیم می داده است چنانکه حدیث امام علی ـ علیه السّلام ـ نیز بیانگر این امر بود.
پس نظر صحیح که بیشتر مسلمین از شیعه و اهل سنت بر آن اتفاق دارند همان است که پیامبر تابع هیچ یک از شرایع گذشته نبوده اند، بلکه آن حضرت به تکلیف خود عمل می کرده و پیوسته خط توحید را ادامه می داده و به اصول اخلاقی و عبادت الهی مقید و پای بند بوده است.

 


پاورقی:

1. شوری:13.
2. آل عمران:19.
3. انعام:90.
4. شوری:13.
5. نمل:123.
6. مائده:44.
7. محمد، رصافی، بعثت نامه (مجموعه مقالات)، قم، انتشارات صبح صادق، چاپ اول، 1383، ص 287.
8. همان، ص 288.
9. نهج البلاغه، خطبة 192، معروف به خطبه قاصعه.
10. مجلسی، بحارالانوار، ج 18، ص 277.
11. رصافی، پیشین، ص 290.

پرسش:

حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ شیعه بود یا سنّی برای من اثبات کنید که شیعه بود؟

پاسخ:

شیعه در لغت به معنی پیرو است و در اصطلاح به کسانی گفته می‌شود که به امامت و خلافت بلافصل علی ـ علیه السّلام ـ معتقدند و بر این عقیده‌اند که امامت او از طریق نص ثابت شده است و امامت حق او و فرزندان او است.(1) در مقابل این دیدگاه اهل سنت قرار دارد، آنها باور دارند که دربارة امامت و خلافت نصّی از کتاب و سنت وارد نشده و تعیین خلیفه و پیشوای مسلمانان پس از رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به انتخاب مسلمانان واگذار شده است.(2) بنابراین اصطلاح شیعه و سنی بر امت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اطلاق می‌گردد نه بر خود پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ یا امام علی ـ علیه السّلام ـ .
اما اینکه کدام یک از این دو اصطلاح مورد تأیید خدا و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌باشد و در زمان حیات پیامبر در میان مسلمین رایج بوده است باید توجه نمود که به گواهی تاریخ، رسول خدا در طول حیات خود در موارد مختلف بارها از فضایل و مناقب و نیز قیادت و رهبری علی ـ علیه السّلام ـ پس از خود سخن به میان آورد و این توصیه‌‌ها و سفارشات سبب شده بود که طبق روایات مستند در همان زمان پیامبر، گروهی دور علی ـ علیه السّلام ـ را بگیرند و بنام شیعه علی ـ علیه السّلام ـ شناخته شوند این گروه پس از رحلت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بر همان عقیدة پیشین خود باقی ماندند و مصلحت اندیشیهای فردی و گروهی را بر تنصیص رسول خدا در باب رهبری مقدّم نداشتند و چنین بود که گروهی در عصر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و پس از درگذشت او به نام شیعه معروف شدند.
نوبختی متوفای (1310 ه) می‌نویسد: شیعه به کسانی گفته می‌شود که در زمان رسول خدا و پس از او علی ـ علیه السّلام ـ را به امامت و خلافت پذیرفته و از دیگران گسسته و به او پیوسته‌اند.»(3)
ابوالحسن اشعری از بزرگان اهل سنت می‌گوید: علت اینکه این گروه را شیعه می‌گویند آن است که اینان علی ـ علیه السّلام ـ را پیروی کرده و او را بر دیگر صحابه مقدم می‌دارند.(4)
شهرستانی (از اهل سنت) در کتاب ملل و نحل می‌نویسد: شیعه کسانی هستند که از علی ـ علیه السّلام ـ بالخصوص پیروی کرده و به امامت و خلافت او از طریق نص و وصیت قایل شده‌اند.(5)
بنابراین شیعه تاریخی جز اسلام و سرآغازی جز مبدأ پیدایش اسلام ندارد، و در حقیقت اسلام و تشیع دو رویة یک سکّه‌اند که در یک زمان متولد شده‌اند پیامبر در نخستین روزهای دعوت آشکار خود بنی‌هاشم را جمع کرد و خلافت و وصایات علی را به آنان اعلان نمود و پس از آن نیز در مراحل مختلف بخصوص در روز غدیر خلافت او را رسماً اعلام داشت و خود پیامبر بذر تشیع را اولین بار در دل صحابه غرس نمود و به مرور زمان آن را رشد داد و جمعی از صحابه بزرگ مانند سلمان، ابوذر را شیعه نامید و مفسران در تفسیر آیه «اما کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقات خدایند»(6) گفته‌اند: که مقصود از این آیه علی و شیعیان اوست.(7)
نوبختی گفته است: سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود و عمار یاسر نخستین کسانی بودند که به نام شیعه نامیده شدند.(8)
ممکن است گفته شود که: در زمان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ مسلمانان به فرقه‌هایی تقسیم نشده بودند تا عده‌ای به نام شیعه معروف گردند بلکه همگی به نام مسلمان نامیده می‌شدند. در جواب باید گفت: اطلاق لفظ شیعه در کلمات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ناظر به زمان آینده است چون پیامبر می‌دانسته که بعد از او مسلمانان، به دو گروه شیعه و غیر‌ شیعه تقسیم می‌گردند بدین منظور برای حقّانیت شیعه بعد از خود، در همان ابتدا پیروی از امام علی ـ علیه السّلام ـ و اهل‌بیت ـ علیه السّلام ـ را مورد تأیید و مایه نجات دانسته و بارها به مسلمانان ابلاغ نموده است. دلیل ما بر این ادعا روایات متواتر ثقلین، منزلت، غدیر و... می‌باشد.
اما اصطلاح اهل سنت در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و صحابه قطعاً نبوده و سالها بعد از رحلت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به وجود آمده است. در این باره دو قول است: عده‌ای مانند ابوحاتم رازی تاریخ پیدایش اصطلاح اهل سنت را زمان خلفای عباسی دانسته و گفته است: در عصر معاویه به گروهی از مسلمانان که هوا‌‌خواه عثمان بودند «عثمانیّه» می‌گفتند، این گروه در عهد حکومت عباسیان به نام اهل سنت نامیده شدند.(9) و قول دیگر این است که تاریخ این اصطلاح به اوایل قرن دوم هجری باز می‌گردد.(10)
با توجه به ‌آنچه ذکر شد روشن می‌گردد که پیامبر گرامی اسلام نه شیعه بوده و نه سنّی بلکه او رهبر و مقتدایی است که خداوند برای نجات بشریت و هدایت انسانها بسوی خویش مبعوث نموده است و در طول حیات خویش علی ـ علیه السّلام ـ و پیروان او را که به اسم شیعه معروف بوده است تأیید نموده است.

 


پاورقی:

1. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، أوائل المقالات، ص41، لبنان، دارالمفید، دوم 1414 ه‌ .
2. بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، ص 6-7، بیروت، دار‌المعرفه، بی‌تا.
3. نوبختی، ابومحمد حسن، فرق الشیعه، ص 17، بیروت، دارالاضواء، 1404.
4. اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ج 1، ص 65، بی‌تا، بی‌جا.
5. شهرستانی، عبدالکریم، ملل و نحل، ص131، بیروت، دارالکتاب العلمیه، 1410 ه .
6. بیّنه، آیه 7.
7. سیوطی، جلال‌الدین، الدرالمنثور، ج 8، ص 589، بیروت، دارالفکر 1993 م.
8. نوبختی، فرق الشیعه، ص 17-18.
9. عاملی، سیدمحسن امین، اعیان الشیعه، 1، 18، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1406 ه .
10. سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و نحل 2، 334، قم مرکز مدیریت اول، 1408.

پرسش:

نحوة انجام فریضة نماز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به سبک تشیع بوده است یا به سبک اهل تسنن دست بسته نماز و ... نمار می خوانده است ؟

پاسخ:

نماز اوّلین فریضه ای است که بعد از اعلان رسالت بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ عرضه شد و آن حضرت آنرا برای مسلمانان آموزش دادند. چنانچه از روایات و اخبار بر می آید مسلمانان صدر اسلام در دوران حیات نبوی همگی به یک شکل نماز می گذاردند و این اختلاف و تفاوتی که در جزئیات نماز بوجود آمده ناشی از افتراق امت به گروهها و فرقه های متعدد می باشد. در زیر به روایاتی که نحوة انجام فریضة نماز توسط پیامبر را تشریح کرده اند اشاره می شود.
شخصی بنام عبدالغنم نقل می کند که: ابا مالک اشعری اقوام خویش را جمع کرد تا نماز کامل را به آنها آموزش دهد و صفوف آنها را مرتب کرد و نیّت نمود سپس فاتحه الکتاب را قرائت نمود و بعد از گفتن تکبیر به رکوع رفت سپس به سجده رفت و در هر دو حال طمأنینه را رعایت کرد و در رکعت بعد نیز چنین نمود و سپس رو به اقوام خویش نموده و گفت: پیامبر نیز چنین نماز می گذاردند.(1)
با توجه به اینکه این روایات در کتاب های اهل سنت نقل شده و سعی شده تمام جزئیات و مستحبات نماز که حضرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌انجام می دادند بیان شود بدست می آید که حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قیام نماز دست روی دست نمی گذاشتند و در پایان سورة حمد آمین نمی گفته است و از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نه تنها هیچ حدیث و روایتی در تأیید روش نماز خواندن اهل سنت نقل نشده است بلکه روایات و احادیث معصومین بر ردّ و بطلان این روش دلالت دارند. و این خودش حاکی از این است که نماز رسول خدا به همان روشی بوده که ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ انجام می داده اند.
3. در روایتی که حماد بن عیسی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در نحوة کامل نماز خواندن نقل می کند نیز هیچ اشاره ای به اعمالی از قبیل تکتف و آمین گفتن و موارد دیگری که اهل سنت در نماز مرسوم کرده اند اشاره نشده(2) در حالی که اگر این روش سنت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود امام صادق ـ علیه السّلام ـ آن را ترک نمی کردند و در تعلیم نماز امام می خواستند نماز کامل را که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سنت کرده اند به حماد و مسلمین مجسم کنند ولی اهل سنت روش و سیره مخالف با اهل بیت را در اعمال و عبادات معتبر می دانند و به آن عمل می کنند لذا در مواردی که اعمال آنها بر خلاف روش و سیرة پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز بوده با جعل حدیث و انتساب آن اعمال به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خواسته اند که عمل خود را توجیه کنند.
از جمله این جعلیات دست روی دست گذاشتن در نماز است. گذاشتن دست روی دست در نماز (تکتّف) یا (تکفیر) گفته می شود که از طرف معصومین ـ علیهم السّلام ـ رد شده و آنرا مخلّ نماز شمرده اند در صورتی که اگر این عمل از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ صادر می شد ائمه ـ علیهم السّلام ـ از این عمل منع نمی کردند. اما واقعیت این مطلب آن است که در زمان خلیفه دوم وقتی مسلمین بر ایران غلبه کردند و دیدند که ایرانیان در برابر شاهان خود چگونه تعظیم می کنند و این گونه تعظیم کردن به اطلاع عمر رسیده و عمر این عمل را پسندید و از باب استحسان آن را نیکو شمرد.(3) و از یک عمل قومی سنتی را بوجود آورد و تشریع کرد..
محمد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق نقل می کند که به امام عرض کردم مردی دستش را در نماز روی هم گذاشته فرمودند: ذلک التکفیر لا یفعله، یعنی این عمل تشبه به کفار است و آن را انجام ندهد.(4)
بنابراین از مجموع آن چه نقل شد بر می آید که نماز تشیع همان نماز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است چون این روش از طریق ائمة معصومین ـ علیهم السّلام ـ که اعلم الناس به سنت پیامبر بودند به ما رسیده، و لذا از انحراف مصون هست بر خلاف روش اهل سنت که انحراف از روش و سنت پیامبر دارد.

 


پاورقی:

1. علامه امینی، الغدیر ج 8، بیروت دار الکتاب العربی، چاپ سوم، 1378 ه‍، ص 176.
2. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 5،‌باب از ابواب افعال الصلاة، قم مؤسسه آل البیت، چاپ دوم 1414.
3. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 11، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1367، ص 19.
4. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ ششم، 1412 ه‍، ابواب قواطع الصلاة، باب 15، ح 1.

 

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان