تبسم دانایی
قالب وبلاگ

 

تاریخ زیدیه

پرسش:

لطفاً چگونگی پیدایش فرقه زیدیه و سرگذشت زید و راجع به برخی از دانشمندان این مذهب توضیح دهید؟

پاسخ:

پیدایش فرقه زیدیه به قرن دوم هجری باز می گردد، آنان پس از امام حسین(علیه السلام) زید شهید فرزند امام زین العابدین(علیه السلام) را امام می دانند و امام سجاد(علیه السلام) را تنها پیشوای علم و معرفت می شمارند. اکثر نویسندگان زیدی بجای امام سجاد(علیه السلام) حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی(علیه السلام)را امام خود می دانند.(1) و زید امام پنجم شمرده می شود و پس از وی فرزندش «یحیی بن زید» و پس از وی «محمد بن عبدالله» و «ابراهیم بن عبداللّه» را امام می دانند (که همگی بر ضد خلفای اموی قیام کردند و شهید شدند) بعد از آن کار زیدیه انتظام نیافت تا اینکه «ناصر اطروش» که از اعقاب برادر زید بود، در خراسان ظهور کرد و در اثر تعقیب حاکم محل، از آنجا فرار کرده به سوی مازندران که هنوز مسلمان نشده بودند رفت و پس از سیزده سال تلاش عده زیادی را مسلمان و به مذهب زیدیه در آورد، سپس به یاری آنان ناحیه طبرستان را مسخّر ساخته و به امامت پرداخت و پس از وی اعقاب او تا مدتی در آن سامان امامت کردند.(2)

چگونگی پیدایش زیدیه: نهضت زید در اصل مورد تأیید امام باقر و امام صادق(علیه السلام)بود. و بدین جهت آن دو امام به شیعیان خود به طور مخفیانه توصیه می کردند که با زید بیعت نمایند و عهد و پیمانی هم میان امام(علیه السلام) و زید منعقد شده بود که مسلماً اگر زید پیروز می شد، به آن عهد وفا و حکومت را تحویل امام معصوم(علیه السلام) می داد، ولی بسیاری از شیعیان خیال می کردند رهبر نهضت زید بن علی است که با شمشیر قیام و خروج کرده و مردم را به رضا از آل محمد(صلی الله علیه وآله) فرا می خواند و مقصود از آل محمد(صلی الله علیه وآله) هم خودش است. بدین جهت برخی از شیعیان که از مظالم «امویان» به تنگ آمده بودند، زید را امام واجب الاطاعة می دانستند و در مقابل این فکر انحرافی که به شدت گسترش می یافت کاری ساخته نبود چون امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) واقع امر را به خاطر رعایت «تقیه» علناً نمی توانستند بگویند. زید هم به خاطر حفظ جان امام عهد و پیمانی را که با امام بسته بود نمی توانست بگوید. بنابراین جلوی این فکر انحرافی گرفته نشد و باعث شد زیدیه پدید آید که خود زید در پیدایش آن کوچکترین نقشی نداشته و بعید نیست که عقیده به امامت او بعد از شهادت دلیرانه اش پیدا شده باشد چون جایی دیده نشده که زید خود را امام نامیده باشد.(3)
زید بن علی(علیه السلام): در بین سالهای 75 تا80 هجری متولد و در بین سالهای 120 تا 122 شهید شده است.(4) او در کوفه اقامت گزید. سپس به شام و در مجلس هشام بن عبدالملک حاضر شد با او مکابره کرد و پنج ماه زندانی شد و بعد از آن به مدینه و عراق بازگشت در سال 120 هجری چهل هزار تن از مردم کوفه با او بیعت کردند، مردم را به «کتاب» و «سنت» و «جهاد» دعوت می کرد. فرمانروای بصره و کوفه در زمان او، یوسف بن عمر ثقفی بود. جنگ میان او و لشکریان اموی درگرفت، بعد از چند روز زید کشته شد، سر او را به دروازه دمشق آویزان کردند، جسدش را در خاکروبه کوفه عریان بر دار کردند و بعداً سوزانیدند.
زید بن علی(علیه السلام) در نظر امامان اهل بیت(علیهم السلام):
امام صادق(علیه السلام) بسیار می فرمود: خدا عمویم را رحمت کند.(5)
شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا(علیه السلام)» بابی به نقل روایات ائمه معصوم(علیهم السلام) در مدح و منقبت زید اختصاص داده است. به عنوان نمونه امام هشتم(علیه السلام) فرمودند:... زید بن علی از دانشمندان آل محمد(صلی الله علیه وآله) بود وی برای خشنودی خدا خشمگین شد و با دشمنان خدا جهاد کرد، و در راه خدا به شهادت رسید.
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: ای زید مادری که تو را به دنیا آورده است برگزیده است.(6)
اصل قیام و جهاد زید هم مورد تأیید ائمه(علیهم السلام) بوده است.(7) دانشمندان امامیه مثل شیخ مفید و شیخ بهائی و... توصیف زید کرده اند.(8)
از مطالعه آثار(9) منسوب به وی بدست می آید که در مسایل مبدأ و معاد با عقاید امامیه هماهنگ است.(10) و بطلان بعضی عقاید زیدیه دلیل بر انحراف زید بن علی نمی شود.
مختصری از عقاید زیدیه (مربوط به اصول مذهبی): کلام زیدیه از نظر روش، عقل گراست چنانکه از نظر اصول و مبادی کلامی نیز با کلام عدلیه (امامیه و معتزله) هماهنگ است و مهم ترین اصول عدلیه را قبول دارند:
الف ـ درباره صفات خبریه روش تأویل دارند، مثلا ید اللّه را به نعمت و قدرت تفسیر کرده اند، بر خلاف اهل حدیث و حنابله.
ب ـ رؤیت بصری خداوند را محال و مستلزم جسمانیت می دانند (موافق امامیه اند)
ج ـ عدل و حکمت الهی را مثل امامیه قبول دارند. (خدا را عالم و بی نیاز می دانند)
د ـ در مورد جبر یا اختیار انسانها می گویند: خداوند خالق افعال بندگان نیست، چگونه خداوند آنان را به کاری که خود می آفرینند، امر کرده، و از کاری که قضای الهی به تحقق آن تعلق گرفته است نهی کند؟ (مطابق نظر مفوضه اند)
هـ ـ خداوند فعل قبیح انجام نمی دهد و کسانی که گناه کبیره انجام دهند فاسق اند نه کافر اند و نه مومن. عقیده زیدیه درباره امامت بر خلاف دیدگاه شیعه است آنها معتقد اند که امام باید دارای ویژگیها ذیل باشد:
1ـ از اولاد فاطمه زهرا(علیها السلام) باشد. حسنی یا حسینی، چون پیامبر فرمود: (اَلْمَهدِی مِن وُلْدِ فاطمة)
2ـ عالم به شریعت و زاهد و شجاع باشد تا از جهاد با دشمنان فرار نکند.
3ـ آشکارا به دین خدا دعوت کند و برای یاری دین قیام مسلحانه کند. (مثل زید بن علی) وجود چند امام در زمان واحد در کشورهای مختلف جایز است و گاهی هم زیدیه بدون امام بوده اند.(11)
مختصری از احکام فقهی و فروع دین مربوط به زیدیه: مجموعه فقهی و حدیثی که به مسند امام زید معروف است، نخستین کتاب در فقه و حدیث زیدیه است که علمای زیدیه بر آن شرح هایی زده اند که مفصل ترین آنها «الروض النظیر فی شرح مجموع الفقه الکبیر» تألیف قاضی شرف الدین سیاغی است.(12) در عبادات زیدیان در بعضی از مسایل که مایه تمایز شیعه و سنی است، روش شیعه را دارند، مانند: «حی علی خیر العمل» گفتن در اذان، پنج بار تکبیر گفتن در نماز میت، نخوردن ذبیحه (کشتار حیوان) نا مسلمان، آنها به حرمت زناشوئی با غیر زیدی معتقدند و متعه (ازدواج موقت) را جایز نمی دانند, بنا به آنچه گفته اند، زیدیه در اصول مذاق معتزله و در فروع فقه مذاق «ابو حنیفه» را دارند.(13)
امر به معروف و نهی از منکر را واجب و تقیه کردن را حرام می دانند. برای ائمه خود قایل به معجزات و کرامات نیستند.(14)
خود زیدیه به فرقه های ذیل منشعب شده که هر کدام در اصول و فروع عقایدی ویژه دارند: جارودیّه، سلیمانیه، صالحیه، بتریه، ابرقیه و... تا نوزده فرقه ذکر کرده اند.
اسامی تنی چند از مشاهیر و دانشمندان زیدیه به قرار ذیل است:
1ـ احمد بن عیسی بن زید (247ـ157 هـ) کتاب وی امالی است بنام «رأب الصدع» و مشتمل بر 2790 حدیث از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمه اهل بیت(علیهم السلام) است.
2ـ القاسم الرسی (246ـ169 هـ) وی جد یحیی بن الحسین مؤسس حکومت زیدیه در یمن است.
3ـ الامام الهادی (298ـ245 هـ) مؤسس حکومت زیدیه در یمن است، تألیفات زیادی دارد.
4ـ الحاکم الحبشی (494ـ413) از اساتید جار اللّه زمخشری مفسر معروف است.
5ـ ابو سعید نشوان حمیدی (متوفای 573 هـ) از نوادر عصر خود در لغت و نحو و تاریخ بود.
6ـ عبداللّه بن حمزه (614ـ561 هـ) از نوادگان حسن مثنی پسر امام حسن مجتبی(علیه السلام).
7ـ المؤید باللّه (749ـ669 هـ) از نوادگان امام جواد(علیه السلام)، کتاب «الطراز» و «الانتصار» از اوست.
8ـ احمد بن یحیی بن المرتضی (840ـ764 هـ) مؤلف کتاب «البحر الزخار» برجسته ترین علمای زیدیه در فقه و اصول است و در علوم عقلی و نقلی دارای تألیفات است.(15)


پاورقی:

1. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، دفتر تحقیقات و تدوین کتب اسلامی، ص 99.
2. الهامی، داود، سیری در تاریخ تشیع، قم، مکتب اسلام، 1375، ص 401.
3. همان مدرک، ص 400 و 401 (با تصرف).
4. فرق و مذاهب کلامی، ص 100. اعیان الشیعه، ج 7، ص 108.
5. عیون اخبار الرضا، ج 10، ص 248. صدوق، ح 11 همان مدرک، ص 100 و 101.
6. همان ، ص 107 و 108.
7. همان ، ص 100.
8. همان ، ص 106.
9. آثار علمی که به زید منسوب است عبارتند از: «تفسیر غریب القران، الصفوة، رسالة ای علما الامة، مناسک الحج و مجموعه فقهی و حدیثی»
10. ریاض الاحزان، ص 181. قاموس الرجال، ج 4، ص 262 (به نقل از فاضل رضوی، شخصیت و قیام زید بن علی، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ص 307).
11. همان مدرک، ص 104.
12. سیری در تاریخ تشیع، ص 401.
13. همان، ص 403.
14. شکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، آستان قدس، ص 218.
15. فرق و مذاهب کلامی، ص 125ـ126.

 

پرسش:

آیا زید بن علی ـ علیه السلام ـ دعوی امامت داشت یا خیر؟

پاسخ:

زید بن علی ـ علیه السلام ـ در سال 79 هجری قمری در خانه دانش و فضیلت دیده به جهان گشود و در دامن تقوی و عبادت تربیت یافت، پدرش زینت عابدان، سرور زاهدان، فخرالساجدین، زین العابدین حضرت علی بن حسین ـ علیهما السلام ـ می باشد که در عبادت و اطاعت یگانه زمان و نادرة دوران بود.(1)
بعد از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ زید بن علی ـ علیه السلام ـ نخستین علویی بود که دست به نبرد مسلحانه زد. برای نابود ساختن بنی امیه کمر همت بست.(2) قیام زید بن علی ـ علیه السلام ـ از نظر شیعه اثنی عشری در یک جمله خلاصه می شود و آن مطالبه حقوق از دست رفته آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ آنهم نه برای خود بلکه برای امام برگزیده آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ می باشد. بطوریکه در منابع شیعی بیان شده این امام برگزیده جز برادرش امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ نبود.(3)
مرحوم کلینی روایت می کند:
زید مردی دانشمند و راستگو بود و هرگز بسوی خود دعوت نکرد بلکه به پیشوایی برگزیده ای از آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ دعوت می کرد و اگر پیروز می شد، قطعاً به وعده خود وفا می کرد.(4)
مرحوم شیخ مفید می فرماید:
زید پس از امام باقر ـ علیه السلام ـ در میان برادران خود از نظر دانش و فضیلت، تقوی و عبادت، سخاوت و شجاعت از همه برتر بود و به خونخواهی امام حسین ـ علیه السلام ـ با شمشیر خروج، و امر به معروف و نهی از منکر کرد. برخی از شیعیان به امامت او معتقد شده اند، زیرا او به فرد شایسته آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ دعوت می کرد. از این رو گروهی خیال کرده اند که او مردم را بسوی خود دعوت می کرد.
در حالیکه چنین نبود، زیرا او می دانست که برادرش امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ برای تصدی امور مسلمانان از همه شایسته تر است و پدرش امامت را در وصیت خود تصریح کرد و او نیز برای بعد از خود امام صادق ـ علیه السلام ـ را تعیین و اعلام فرموده است.(5)
علامه مامقانی در کتاب رجالش بیان می کند:
قیام مقدس زید بن علی ـ علیه السلام ـ بر اساس یک قصد عقلایی بود، و آن مطالبه حق امامت بود برای اینکه حجت بر مردم تمام شود و راههای عذر برای آنان مسدود گردد. و نیز می گوید: غرض زید، این بود که خلافت و حکومت را از دست حکام غاصب بیرون آورد، تا آنرا به مجرای حقیقی اش قرار دهد، او امامت ابی جعفر (امام باقر ـ علیه السلام ـ ) و ابی عبدالله (امام صادق) علیهما السلام را تصدیق داشت. لیکن وی این مطلب را پنهان می داشت، حتی از پیروان خویش، مبادا ضرری متوجه امام صادق گردد.(6)و نیز می گوید: عقیده عده ای نسبت به امامت زید ـ علیه السلام ـ به فریب شیطان است، با وجودیکه خود زید این عقیده را نفی می کرد، و قایل به امامت فرزند برادرش امام صادق بود.(7)
هدف از نهضت و قیام زید ظاهراً تشکیل حکومت اسلامی (حکومت آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ) عمل به کتاب و سنت و نیز حمایت از محرومان و مستضعفان و برقراری عدالت و حق و مساوات در میان امت اسلامی بوده است.(8)
امام صادق ـ علیه السلام ـ از قیام و نهضت زید بن علی ـ علیه السلام ـ و اهداف آن، به طور جدّی پشتیبانی می کرد و مسلمانان و شیعیان را تحریض می فرمود که به صفوف او به پیوندند و یاری اش نمایند. ابن اثیر می نویسد عده ای از کوفیان قبل از خروج زید، پیش امام صادق ـ علیه السلام ـ آمدند و از حضرتش در مورد قیام زید و اهدافش جویا شدند. امام فرمود: به او به پیوندید امام صادق ـ علیه السلام ـ ، از نهضت و قیام زید پشتیبانی می کرد بلکه همه امامان شیعه از قیام اسلامی و حماسه آفرین او به نیکی یاد می کردند و او را شهید آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ می خواندند. امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: خدا رحمت کند برادرم زید را، اگر او پیروز می شد، خلافت را به صاحبان آن انتقال می داد.(9)
و حضرت رضا ـ علیه السلام ـ همواره از یاد زید متأثر بود و می فرمود: او به حق قیام کرد و در راه حق کشته شد. و اگر او پیروز می شد، خلافت را به صاحبان آن مسترد می ساخت.(10)
از مطالب ذکر شده چنین نتیجه می شود که: در مورد قیام تناقضات فراوانی در منابع تاریخی به چشم می خورد، ولی همه منابع تاریخی در چند مورد اتفاق نظر دارند:
الف ـ‌جناب زید، علیه ستمگران زمان خود (اموی ها) قیام کرد.
ب ـ‌انگیزه قیام باز گردانیدن حقوق از دست رفته آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ بود.
ج ـ‌مردم را به شخص برجسته اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ دعوت می کرد.
د ـ‌او هرگز دعوای امامت نداشته است.


پاورقی:

1. الشامی، فضلیت، تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری قمری، سازمان چاپ مرکز، نشر دانشگاهی شیراز، 1367، ص67‌.
2. همان، ص67.
3. همان، ص70.
4. روضه کافی، ص219.
5. تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری قمری، 1367، ص70.
6. رضوی اردکانی، سید ابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی ـ علیه السلام ـ ، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1364، ص131.
7. همان.
8. تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری قمری، ص4‌.
9. همان، صفحه 67.
10. صدوق، عیون اخبار الرضا، صفحه 470، نرم افزار جامع الاحادیث.

 

پرسش:

زیدیه دارای چه فرقه هائی می باشد؟

پاسخ:

زیدیه از فرق معروف شیعه و پیرو زید بن علی بن حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ معروف به زید شهید می باشند. در تاریخ ولادت و شهادت زید فرزند امام سجاد ـ علیه السّلام ـ اختلاف است. قول معروف در این باره این است که زید در سال 80 هجری متولد و در سال 122 هجری به شهادت رسید(1) و به کسانیکه قائل به امامت زید بوده اند «زیدیه» گویند. این گروه در مسالة امامت عقیدة ویژه ای دارند و برای امامت شرایطی را لازم می دانند و از آن جمله است که گویند: امام آن است که قیام به سیف کند و مردم را آشکارا به دین خدا دعوت کند.(2)
زیدیه نیز همچون سایر مذاهب و فرق در طول حیات خود به چندین فرقه منشعب شد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. جارودیه: پیروان ابی جارود، زیاد بن منذر همدانی (150 میلادی یا 160 هجری). ابن جارود در آغاز از اصحاب امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ و امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ بود. سپس به زیدیه پیوست. وی از طرف امام باقر ـ علیه السّلام ـ به «سرحوب» ملقب گردید. بدین جهت این فرقه را «سرحوبیه» نیز گویند. امام باقر ـ علیه السّلام ـ «سرحو ب» را به شیطان نابینا که در دریا ساکن است تفسیر کرد. و چنانچه نوبختی نقل کرده، ابوجارود از نظر چشم دل و چشم سر هر دو نابینا بود.(3)
جارودیه در مورد آخرین امام خود سه دسته شدند: گروهی از آنان محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه) را ‌آخرین امام دانستند و گفتند او نمرده است و قیام خواهد کرد. گروهی دیگر محمد بن قاسم صاحب طالقان را مصداق آخرین امام دانستند و گروه سوم در مورد یحیی بن عمر فرزند حسین بن زید بن علی به این عقیده گرائیدند.(4)

2. سلیمانیه یا جریریه: پیروان سلیمان بن جریر، که معتقدند امامت باید به شورا باشد و به محض آن که دو تن از بزرگان امت بر آن اتفاق کنند شرعی است. ایشان امامت مفضول یعنی خلافت ابوبکر و عمر را قبول داشتند و می گفتند که: مسلمانان با این که در بیعت امیر المومنین علی ـ علیه السّلام ـ ترک اصلح کردند، فاسق و کافر شمرده نمی شوند. این گروه از عثمان بیزاری جسته و به کفر وی گواهی می دهند.(5)

3. صالحیه و بتریه: پیروان حسن به صالح بن حسن و کثیر النواء شاعر معروف ملقب به ابتر.
آنان بر این عقیده اند که علی ـ علیه السّلام ـ پس از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به امر امامت سزاوارتر بود لیکن خود او از روی میل و رغبت امر امامت را به دیگران تفویض کرد و ما به آنچه علی به آن راضی گردید رضایت می دهیم. آنها در این باره می گویند: امامت مفضول در صورتی که فاضل و افضل به آن راضی باشد جایز است(6) و در مورد عثمان قائل به توقفند و در مدح یا ذم او چیزی نمی گویند.(7)
فرقه های سه گانه یاد شده به گفته بغدادی در مورد اینکه مرتکبان کبایر مخلد در دوزخ می باشند اتفاق نظر داشته و در این عقیده با خوارج هم عقیده بودند.(8)

4. اَبْرَقیّه (ابراقیه): از یاران عباد بن ابرق کوفی بودند که با «جارودیه» اختلاف پیدا کردند و شیخین را انکار نکردند.(9)

5. ادریسیه: پیروان ادریس بن عبدالله بن حسن مثنی بن حسن بن علی بن ابیطالب ـ علیه السّلام ـ . ادریس موسس دولت ادریسیان در شمال آفریقا بود. وی در دورة خلافت هادی همراه حسین شهید فخ قیام کرد و چون حسین کشته شد، به مغرب رهسپار شد و در ‌آنجا دولت علوی و شیعی را تاسیس نمود و در سال 172 هجری مردم مراکش وی را به خلافت برگزیدند. ادریس در سال 177 هـ درگذشت.(10)

6. حسنیه: پیروان حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابیطالب ـ علیه السّلام ـ .
وی در سال 250 هـ بر سلیمان بن عبدالله بن طاهر فرمانروای مازندران شورید و برگرگان تسلط یافت.(11)

7. حسینیه: گروهی از زیدیه اند که می گویند، هر که از آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ خروج کند امام مفترض الطاعه است.(12)

8. خشبیه (سرخابیه): پیروان سرخاب طبری که پس از مختار بن ابی عبید ثقفی ظهور کردند و چون سلاحی جز خشب (چوب) نداشتند از این جهت آنها را خشبیه گفتند.(13)

9. خلفیه: پیروان خلف بن عبد الصمد. این فرقه نماز را در زمان غیبت، پشت سر غیر امام جایز نمی دانستند و به فرادی نماز می خواندند.(14)

10. دُکینیه: از فرق زیدیه و پیروان فضل بن دکین.(15)

11. ذکیریه: از فرق زیدیه و یاران ذکیر بن صفوان.(16)

12. صباحیه: پیروان ابوصباح بن معمر. اینان ابوبکر را امام می دانستند و می گفتند: با این که علی ـ علیه السّلام ـ افضل بود ولی نصی بر امامت او نیست و در مورد عثمان اختلاف داشتند.(17)

13. عجلیه: پیروان هارون بن سعید عجلی می باشند، هارون از اصحاب امام صادق ـ علیه السّلام ـ بود.(18) شیخ طوسی هم در رجال خویش وی را از اصحاب آن حضرت ذکر کرده و می گوید: وی کوفی بود.(19)

14. قاسمیّه: پیروان قاسم بن ابراهیم بن اسماعیل حسنی علوی معروف به «الرسی».
قاسم پس از مرگ برادرش محمد بن ابراهیم در سال 199 هـ دعوی امامت کرد و در «الرس» که کوهی سیاه نزدیک «ذوالحلیفه» اطراف مدینه بود درگذشت. وی 23 رساله در بیان عقاید زیدیه نوشته است. حسین بن حسن بن قاسم زیدی آن مذهب را در دیلم رواج داد و ایشان در هدایت و رهبری از امامان زیدی یمن پیروی می کردند.(20)

15. نعیمیه: این گروه از یاران نعیم بن یمان بودند و عقیده داشتند که علی ـ علیه السّلام ـ بعد از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ افضل مردم بود و دربارة‌کسانی که ترک بیعت آن حضرت کردند گفتند: ترک افضل کردند و خطا کار بودند و از عثمان و دشمنان علی ـ علیه السّلام ـ بیزاری می جستند و آنان را کافر می شمردند.(21)

16. یعقوبیه: اینان پیرو فردی بنام «یعقوب بن عدی کوفی» بودند و عذاب قبر و سوال منکر و نکیر و شفاعت را منکر می شدند.(22) همچنین اصل رجعت را انکار کرده و از کسانیکه قائل به رجعت بودند، تبری می جستند. این گروه امامت ابوبکر و عمر و عثمان را رد می کردند ولی آن را ضلالت نمی دانستند.(23)
البته باید در نظر داشت که بیشتر فرق مذکور که ساخته و پرداخته برخی از ملل و نحل نویسان بوده و آنهایی هم که واقعیت خارجی داشتند امروزه دیگر یا پیروانی ندارند و اگر داشته باشند در اقلیت محدود به سر می برند. ولی به احتمال می توان گفت که سه فرقة‌ اول از فرق مشهور زیدیه بوده و هنوز هم در گوشه و کنار جهان پیروان و یارانی دارند که همگی به همان اسم زیدیه شناخته می شوند.


پاورقی:

1. ربانی گلپایگانی، علی، در آمدی بر علم کلام، انتشارات دارالفکر، چاپ اول، 1378 هـ . ش، ص 199.
2. همان، ص 208.
3. نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، المطبعه الحیدریه فی النجف، 1355 هـ . ق، ص 55.
4. اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، بیروت، المکتبة العصریه، صیدا، 1419 هـ .ق، ج 1، ص 141.
5. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، بنیاد پژوهش های اسلامی ‌آستان قدس رضوی، چاپ دوم، 1372 هـ . ش، ص 234.
6. درآمدی بر علم کلام، ص 211.
7. بغدادی، عبدالقادر بن طاهر بن محمد، الفَرق بین الفِرق، بیروت، دارالمعرفة، ص 33.
8. همان، ص 34.
9. فرهنگ فرق اسلامی، ص 13.
10. گروه مولفان، دائرة المعارف الاسلامیه، 1352 هـ . ق، ج 1، ص 544.
11. مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ج 1، ص 160.
12. فرق الشیعه، نوبختی، ص 58.
13. فرهنگ فرق اسلامی، ص 181.
14. امین، شریف یحیی، معجم الفرق الاسلامیه، بیروت، دار الاضواء ، 1406 هـ . ق، ص 111.
15. فرهنگ فرق اسلامی، ص 195.
16. همان، ص 197.
17. معجم فرق الاسلامیه، ص 157.
18. اشعری قمی، سعد بن عبدالله بن خلف، المقالات و الفرق، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، 1361، ص 73 و 204.
19. طوسی، محمد بن حسن، رجال طوسی، منشورات المکتبه و المطبعه الحیدریه فی النجف، 1380 هـ . ق، ص 328.
20. فرهنگ فرق اسلامی، ص 356.
21. مدرسی تبریزی، محمد علی، ریحانة الادب، انتشارات کتابفروشی خیام، چاپ سوم، 1369 هـ . ش، ج 6، ص 220.
22. فرهنگ فرق اسلامی، ص 477.
23. مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ج 1، ص 145.

 

عقاید

پرسش:

عقائد زیدیه را بیان کنید.

پاسخ:

زیدیه به کسانی گفته می‌شود که پس از امام حسین ـ علیه السّلام ـ قائل به امامت زید(1) فرزند امام سجاد ـ علیه السّلام ـ شدند و امام سجاد ـ علیه السّلام ـ را به عنوان امام واجب الطاعه قبول نداشتند.
دانشمندان و بزرگان امامیّه شخصیت زید را ستوده و او را به علم و دانش، تهجّد و تقوی، زهد و پرهیزگاری و شجاعت و ظلم‌ستیزی وصف کرده‌اند. شیخ مفید در این باره می‌فرماید: زید بن علی پس از حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ شخصیت ممتاز در میان برادران خود بود. فردی عابد، پرهیزگار، فقیه، سخاوتمند و شجاع به شمار می‌رفت، کثرت انس او با قرآن سبب شده بود که به او لقب حلیف القرآن یعنی هم‌پیمان با قرآن بدهند.(2)
زیدیان به اصول پنج‌گانه‌ی ذیل معتقد هستند:
1. توحید: یعنی هر مکلّفی باید اعتقاد به خدا و وحدانیّت و اقرار به ربوبیّت او داشته باشد.
2. عدل: یعنی خداوندکار قبیح انجام نمی‌دهد و افعال انسان چه خوب و چه بد منتسب به خداوند نیست و هر کس به اندازة عملش ثواب و یا عقاب خواهد دید.
3. منزلة بین المنزلتین: یعنی انسانی که مرتکب گناه کبیره شده است، نه مؤمن است و نه کافر. بلکه در درجه‌ای میان این دو است. که فسق باشد، بنابراین مرتکب کبیره، فاسق است، که در صورت اصرار بر گناه خود اگر بدون توبه بمیرد مخلّد در آتش جهنّم خواهد بود و از شفاعت هم بی‌نصیب خواهد شد.
4. وعد و وعید: «وعد» یعنی خبر دادن به ثواب و به وعده دهنده بشیر می‌گویند. وعید هم به معنای خبر دادن به عقاب است که به آورندة آن نذیر گویند. معنای این اصل در میان زیدیه این است که خداوند در آنچه که وعده داده است تخلّف نمی‌کند، زیرا خداوندی که قدرت بر وفای به وعده و وعیدها دارد، خلف وعده از طرف او جایز نیست. چون می‌فرماید: انّ الله لا یخلف المیعاد (3) زیدیان طبق همین اصل شفاعت را برای اصحاب کبائر باطل دانسته و معتقدند که اگر مرتکبان کبیره هم شامل شفاعت باشند، خلاف وعدة خداوند است که فرموده: ما للظّالمین من حمیم و لا شفیع یطاع(4) و نیز می‌گویند: شفاعت مخصوص مؤمنین است. بدین معنا که ترفیع درجه برای آنان می‌باشد و شفاعت به معنای ریختن گناهان مجرمین است.
5. امر به معروف و نهی از منکر: در تفکّر زیدیه این اصل آن‌قدر اهمیّت دارد که از جملة قواعد سلامت و امنیت فرد و جامعه محسوب شده و معتقدند که وجوب این فریضه از راه نقل یعنی آیات و روایات ثابت است و برای آن شرایط و مراتبی را قائل هستند.
از جملة شرایط علاوه بر شرایط عمومی مانند قدرت و بلوغ و ... این موارد را ذکر می‌کنند:
الف: آمِر یا ناهی باید عالم به مأمور به یا منهی عنه باشد.
ب: تحمل آزار مردم در برابر انجام این فریضه را داشته باشد.
ج: بداند که نهی از منکر او منجر به انجام منکر بزرگ‌تری نمی‌شود.
د: لازم نیست آمر به معروف انسان کاملی باشد. و ....
بعضی از عقاید دیگر زیدیه به صورت اختصار چنین است:
صفات خداوند عین ذات اوست.
خداوند در دنیا و آخرت دیده نمی‌شود.
حُسن و قبح عقلی را قبول دارند.
توبه ناکثین صحیح است.
معاویه فاسق است و ...

امامت: این بحث در واقع اصلی‌ترین بحث پیرامون فرقة زیدیه است. چون نقطة افتراق و جدایی شیعه امامیه و زیدیه در همین بحث می‌باشد. زیدیه برای امامت شرایط زیر را لازم دانسته‌اند:
1. امام باید از اولاد فاطمة زهرا ـ سلام الله علیها ـ باشد، خواه از اولاد امام حسن ـ علیه السّلام ـ باشد یا از فرزندان امام حسین ـ علیه السّلام ـ
2. عالِم به شریعت باشد تا بتواند مردم را به احکام دینی هدایت کند.
3. زاهد، عادل، شجاع و سخی باشد.
4. آشکارا به دین خدا دعوت کند، و برای یاری دین خدا قیام مسلّحانه کند.
5. امامت مفضول با وجود أفضل جایز است و ...
به عقیدة آنان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمة بعد از او تصریح کرده‌اند، که هر کس دارای صفات یاد شده باشد، امام خواهد بود و اطاعت از او بر مسلمانان واجب است. و این مطلب را نصّ خفی نامیده‌اند، با این حال در مورد امام حسن ـ علیه السّلام ـ و امام حسین ـ علیه السّلام ـ قیام مسلّحانه را لازم نمی‌دانند، چون رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ دربارة آنان فرمود: «هما امامان قاما او قعدا» یعنی حسن و حسین چه قیام کنند و چه قیام نکنند امام خواهند بود. از نظر زیدیه خالی بودن زمان از امام جایز است، چنانکه وجود دو امام در یک زمان در دو منطقه دور از هم نیز جایز می‌باشد.(5)

«عصمت امام»:زیدیه معتقد به عصمت همة ائمه نیستند در نظر آنان فقط اصحاب کساء ( یعنی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، علی ـ علیه السّلام ـ ، فاطمه، حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ ) معصوم هستند و می‌گویند: امام مانند سایر مردم است و از خطا معصوم نیست.

«علم امام»:علم ازلی برای امام را قبول ندارند، و می‌گویند علم در کتب مختلف موجود است و همه به آن دسترسی دارند، از این رو اختصاص به فرد یا گروه خاصّی ندارد.

«مهدویّت»:زیدیه شناسان معتقدند که این گروه قائل به مهدویت نیستند، چون امامت را برای برپایی مصالح عامّه می‌دانند، لذا به شخص وابسته نیست، بلکه در همه زمان‌ها باید از امام أصلحی پیروی کنند، از این رو نمی‌توان گفت امام مستور و پنهان است و باید منتظر او بود. لذا مهدی در شخص معیّن خلاصه نمی‌شود. گرچه گفته شده است برخی از بزرگان زیدیه مانند امام هادی إلی الحق معتقد به مهدی آخر الزمان بوده‌اند.

«نظر زیدیه در مورد امام علی ـ علیه السّلام ـ و خلفا»:برای آشنایی با این بحث لازم است به برخی از فرقه‌های زیدیه اشاره شود، تا در ضمن بحث عقاید و افکار آنان، این بحث نیز روشن شود: فرقه‌های اصلی زیدیه و عقاید آنان عبارتند از:
الف: سلیمانیه یا جریریه که پیروان سلیمان بن جریر الرقی بودند و معتقد بودند که:
1. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ کسی را به اسم انتخاب نکرد، از این رو امام باید از راه شوری تعیین شود.
2. امامت منحصر به فرد خاصی نیست و همة قریشیان در آن شریکند.
3. امامت مفضول با وجود افضل جایز است.
4. علی ـ علیه السّلام ـ افضل مردم بعد از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و شایستة خلافت است و انتخاب کنندگان خلفاء در انتخاب خود اشتباه اجتهادی مرتکب شده‌اند، لذا فاسق نیستند (از این راه خلافت آنان را صحیح می‌دانند)
5. عثمان، عایشه، زبیر و طلحه را کافر می‌دانند.
6. تقیّه و بداء را قبول ندارند و ...
ب: جارودیّه یا سرحوبیّه که پیروان ابی جارود زیاد بن منذر هستند و می‌گفتند:
1. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ با نصّ خفی، علی ـ علیه السّلام ـ را به خلافت منصوب کرد و نه به اسم، صحابه با انتخاب خلفاء و پیروی نکردن از علی ـ علیه السّلام ـ کافر شدند.
2. امامت مخصوص فرزندان علی ـ علیه السّلام ـ است.
3. قائل به مهدویت هستند.
ج: صالحیّه و بتریّه: که به پیروان حسن بن صالح و اصحاب کثیر النواء که لقب او ابتر بود می‌گویند، عقاید آنان عبارتند:
1. امامت مفضول با وجود أفضل جایز است، به شرط آنکه افضل راضی باشد. علی ـ علیه السّلام ـ هم أفضل بود ولی از روی میل و رغبت خلافت را به دیگران واگذار کرد.
2. تقیه و رجعت را انکار می‌کنند.
3. کسانی را که با علی ـ علیه السّلام ـ جنگیدند کافر می‌دانند مانند طلحه و زبیر و ...


پاورقی:

1. زید در سال هشتاد هجری قمری متولد و در سال 122 هـ . ق به شهادت رسید.
2. مفید، الارشاد، ترجمة محمد باقر ساعدی، نشر اسلامیه، چاپ سوم، 1376، ص 520.
3. رعد:31، و آل عمران:9.
4. غافر:18.
5. ربّانی گلپایگانی، علی، در آمدی بر علم کلام، قم، نشر دارالفکر، چاپ دوم، 1381، ص 208.

 

مباحث فقهی

پرسش:

زیدیه از نظر فقهی با سایر مکاتب چه فرقی دارند؟

پاسخ:

زید فرزند امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ بعد از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ از دیگر برادران خود بهتر و از همگی افضل بود و عابد و پرهیزکار و فقیه و شجاع بود، امر به معروف و نهی از منکر کرد و طلب خون امام حسین ـ علیه السلام ـ نمود وی در زمان حکومت هشام بن عبدالملک قیام کرد و مردم کوفه اول با او بیعت کردند ولی پس از جنگ بی وفائی کوفیان شروع شد و از اطراف زید پراکنده شدند، زید با جماعتی کم جنگید و به شهادت رسید، سرش را بریدند و بدنش مدتها بر دار آویخته بود تا این که بدن مبارکش را سوزاندند شیخ مفید فرمود که چون خبر شهادت زید به امام صادق ـ علیه السلام ـ رسید، سخت غمگین و محزون گشت به حدی که آثار حزن در آن حضرت ظاهر شد و هزار دینار در میان بازماندگان افرادی که با وی شهید شده بودند تقسیم نمودند. زید در روز دوم صفر سال 120 هـ . ق در سن چهل و دو سالگی(1) و بنا بر قولی دیگر در سال 121 یا 122 هـ . ق به شهادت رسید.(2)
هر چند زید در زمان خودش ادعای امامت نکرد ولی زیدیه یعنی پیروان او قائل شدند که پس از امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ ، امامت به زید منتقل شد و امام کسی است که از فرزندان حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ با شمشیر قیام کند.(3)
مکتب فقهی زیدیه بنابر عواملی به سوی اهل سنت و مذهب حنفی گرایش پیدا کرده است. شیخ محمد بخیت در تقریظی بر مسند منسوب به زید بن علی ـ علیه السلام ـ آورده است مسائل فقهی و احکام شرعی که من در این کتاب خواندم، موافق مذهب امام بزرگ ابو حنیفه النعمان (رئیس مذهب حنفی اهل سنت) می باشد.(4)
مازندرانی نیز در شرح اصول کافی گوید: زیدیه غالبا در فقه شان حنفی مذهبند.(5)
با توجه به حنفی بودن فقه زیدیه می توان گفت در تمام احکامی که حنفیه با شیعه متفاوت است زیدیه نیز مخالفند و در این نوشتار به چند نمونه از تفاوت های زیدیه با شیعه اثنی عشری اشاره می شود.
1. ازدواج موقت: زیدیه در مسندی که ادعا می کنند از زید فرزند امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ است، روایتی از زید آورده اند که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در سالی که جنگ خیبر رخ داده ازدواج موقت را ممنوع کرد. و باز نقل کرده اند که زید روایت کرده متعه همانند گوشت مردار، خون و گوشت خنزیر است. و باز آمده که زید گفته: ازدواج موقت، اول حلال بود ولی پس از نزول آیات عده و میراث، حرام شد.(6)
2. تقیه: یکی از مسائلی که در مکتب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به آن تأکید شده، تقیه می باشد. ولی در فقه زیدیه، تقیه کردن حرام است و همه موظفند در هر برهه ای امر به معروف و نهی از منکر را با هر شرایطی که باشد انجام دهند و دست به قیام مسلحانه با حکومت باطل زنند.(7)
3. وضو: در مکتب شیعه در وضو باید پاها را مسح کرد و اهل تسنن گفته اند که باید شسته شود و برخی هم چون حسن بصری می گوید بین شستن و مسح مخیر است ولی ناصر الحق از پیشوایان زیدیه گفته است: در وضو هم شستن پاها و هم مسح کردنش واجب است.(8) که این فتوای زید با سایر مذاهب فقهی اختلاف دارد.
ازدواج متعدد: در تفسیر های آیات الاحکام و منهج الصادقین و برخی از کتاب های شیعه آمده است که زیدیه آیه 3 سوره نساء را که می گوید: مرد ها می توانند 2 و 3 و 4 زن بگیرند چنین استدلال می کنند که مجموع این اعداد به 9 می رسد بنابر این گرفتن 9 زن دائمی جایز است، اما در کتاب های خود زیدیه این فتوی مردود شمرده شده و آن ها قائل به حرام بودن ازدواج دائمی با بیش از چهار زن هستند چنان چه احمد مرتضی از علمای زیدیه گفته این سخن با اجماع مسلمین و نص قرآن مخالف است و لذا باطل می باشد. و روایتی که به قاسم از پیشوایان زیدیه مبنی بر جواز نُه زن دائمی نسبت داده شده بهتان است.(9)
بنابر این زیدیه در فقه حنفی هستند و در تمام احکامی که حنفیه با شیعه و دیگر مذاهب مخالف است این ها نیز مخالفند.


پاورقی:

1. شیخ عباس قمی، منتهی الامال، تهران، نخل دانش، 1378ش، ج2، ص 66.
2. شیخ مفید، المسائل الجارودیه، بیروت، دار المفید، چاپ دوم، 1414 ق، ص 3.
3. شیخ مفید. المقنعه، قم، جامعه مدرسین، 1410ق، ص 655.
4. مسند زید بن علی، تحقیق یکی از علمای زیدیه، بیروت، دار الاحیاء، ص 37.
5. مازندرانی، محمد صالح. شرح اصول کافی، بی جا، بی نا، بی تا، ج 2، ص 257.
6. مسند زید بن علی، ص304.
7. شرح اصول کافی، همان، ج 9، ص 135.
8. ر.ک: احمد المرتضی، شرح الازهار فی فقه الزیدیه، صنعا، غمضان، 1400ق، ج2، ص210. یحیی بن حسین. الاحکام، فی الحلال و الحرام، بی جا، بی نا، بی تا، ج1، ص 339.
9. ر.ک: شرح الازهار فی فقه الزیدیه، همان. الاحکام، فی الحلال و الحرام، همان.

 

پرسش:

فرقه زیدیه در احکام و احوال شخصیه تابع کدام مذهب فقهی می باشند، منابع معتبر فقهی آنان را نام ببرید؟ آیا در ایران و خارج، حوزه فعالی دارند؟

پاسخ:

«زیدیه» در بعضی مسائل عبادات که مایه تمایز شیعه از اهل تسنن است، روش شیعه را دارند. مثلا «حی علی خیر العمل» را در اذان می گویند. علی-علیه السلام- و اولاد او را افضل می دانند بلکه تا امام حسین-علیه السلام- ائمه را حق می دانند. لکن در بعضی دیگر از مسایل عبادی و فقهی به سنی ها نزدیک اند. چنانکه گفته اند «زیدیه» در اصول اسلام «معتزله» و در فروع، فقه تابع «ابو حنیفه» رئیس یکی از چهار مذهب اهل سنت می باشند و اختلاف مختصری در پاره ای از مسائل در میان آنها هست.(1)
لکن این مشابهت ها با فقه شیعه و یا با فقه اهل سنت موجب نمی شود که زیدیه خودش کتاب فقهی مستقل برای پیروان خود نداشته باشد، بلکه داری کتاب های فقهی و فقهاء مستقل می باشند.
از علمای معروف زیدی حسن بن صالح (متوفی 161 هـ) و حسن بن زید بن محمد ملقّب به امام الداعی الی الحق و قاسم بن ابراهیم علوی و نوه او «الهادی یحیی» می باشند. از قدیمی ترین کتابهای ایشان در «فقه» کتاب «مجموع الحدیث» و «مجموع الفقه» است که آن دو را «مجموع الکبیر» گویند که مشتمل بر اخبار و فتواهایی است که از زید بن علی بن الحسین-علیه السلام- رسیده است. چند سال پیش مجمع علمی «میلا نو» این کتاب فقهی را منتشر کرد و اگر نسبت این کتاب به «واسطی» صحیح باشد، نخستین کتاب فقه اسلامی است که به دست ما رسیده است.(2) در سال (1201 هـ) این کتاب بوسیله سید علامه حسین بن یحیی بن ابراهیم دیلمی منظم و باب بندی شد. زیدیه به این کتاب اهمیت زیادی قائل اند و می گویند این مجموعه مانند «صحاح » است، بر این کتاب شرح و حواشی زیادی نوشته اند.
علوم آل محمد(صلی الله علیه وآله) تألیف محمد بن منصور مرادی که از فقهای بزرگ زیدیه است، که مؤلفات او به 32 کتاب می رسد. کتاب های «المؤید باللّه» که او را امام علم کلام و پیشوای در فقه خوانده اند. تألیفات القاسم الرسی (246ـ169) و ابوالقاسم محمد بن یحیی و الناصر للحق(3) کتاب های ریدیه را تشکیل می دهد
کتب معروف و فقهی زیدیه در عصر متأخر و عصر حاضر عبارتند از:
1ـ شرح قاضی شرف الدین، حسین بن احمد سیاغی یمنی، متوفای (1221 هـ )
2ـ الروض النظیر فی شرح مجموع الفقه الکبیر تألیف سیاغی یمنی.
3ـ کتاب های المنصور باللّه قاسم بن محمد (متوفای 1029 هـ) که برخی از تألیفات او عبارتند از:
الف) «الاعتصام بحبل اللّه المتقین» در فقه. ب) «المرقاة» در اصول فقه.(4)
حوزه فعالیت علمای زیدیه عمدتاً در کشور «یمن» است و در سایر کشورهای اسلامی مرکز عمده ای برای فعالیت های مذهبی خود ندارند. چنانکه آیت اللّه سبحانی می نویسند: «روابط علمی و اجتماعی بین زیدیه و امامیه در زمان های سابق موجود بوده و آثار شیخ مفید شاهد این مدعی است لکن نمی دانیم که این ارتباط از چه زمانی رو به کاستی نهاد تا سرانجام کاملا قطع شد، و لذا هیچ زیدی را در حوزه علمیه نجف و سایر حوزه های علمیه و یا هیچ امامی مذهبی را در حوزه های زیدیه ندیده ایم مگر به ندرت.(5)
متأسفانه تمام فرهنگ و معارف زیدیه در کشور یمن منحصر شده و سایر مسلمین از آنها بی اطلاع اند.(6)


پاورقی:

1. - الهامى، داود، سیرى در تاریخ تشیع، مکتب اسلام، ص 403.
2. - مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامى ،مکتب اسلام، 1375، ص 217 و 218.
3. - فاضل رضوى، شخصیت و قیام زید بن على، جامعه مدرسین، ص 435 و 439.
4. - ربانى گلپایگانى، على، فرق و مذاهب کلامى، مرکز جهانى علوم اسلامى، ص 126.
5. - سبحانى، جعفر، بحوث فى الملل و النحل، قم، مؤسسه امام صادق -علیه السلام-، 1416ه‍ ، ج 7، ص 506.
6. - همان، ص 507.

 

 

پرسش:

چه نقدهای کلی بر فرقة زیدیه وارد است؟

پاسخ:

زیدیه فرقه‌ای از شیعه‌اند که پس از امام زین‌العابدین ـ علیه السلام ـ به جای امام محمدباقر ـ علیه السلام ـ به امامت زید بن علی فرزند دیگر امام سجاد ـ علیه السلام ـ اعتقاد دارند. و مذهب کلامی خود را به وی نسبت می‌دهند.(1)
زید بن علی در سال 75 هجری متولد شد و در سال 120 هـ . ق بر علیه حکومت بنی‌امیه قیام کرد و در جنگی که بین لشکریان بنی‌امیه و طرفداران اندک وی رخ داد در کوفه به شهادت رسید. بعد از وی یحیی بن زید، محمد بن عبدالله و ابراهیم بن عبدالله به ترتیب کار وی را دنبال کردند که همگی به شکست انجامید تا این که ادریس بن ادریس توانست، اولین حکومت زیدی را به نام حکومت ادارسه در مغرب تأسیس کند و بعد از وی نیز در یمن و طبرستان حکومت‌های زیدی دیگری توسط حسین بن قاسم و حسن بن زید، تأسیس شد.
زید شهید دارای مذهب کلامی و فقهی خاص و جدا از ائمه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نبود و در اصول و فروع از اهل بیت معصومین ـ علیهم السّلام ـ تبعیت می‌کرد.(2) ولی بعدها عده‌ای از علمای زیدی، مذهب کلامی و فقهی زیدی را بنیان نهادند که به خاطر پراکندگی طرفداران زید، از انسجام زیادی برخوردار نبود با این همه بنیان‌گذاران این مکتب ادعای استقلال مذهبی داشتند و پیروان آنها خود را مکتب کلامی مستقلی می‌دانند. به همین مناسبت بجا و شایسته است که به چند نقد کلی در رابطه با مذهب زیدی اشاره شود:

1 . عدم پیروی زیدیه از رهبر قیام:خود زین بن علی بن حسین ـ علیه السلام ـ فردی عالم و متقی بود که در اصول و فروع تابع اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ بود و نه تنها ادعایی در مورد امامت نداشت بلکه قیام خود را صرفاً قیامی برای برانداختن حکومت جور و رساندن حق به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ می‌دانست، امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره وی می‌فرماید: «همانا زید فردی عالم و راستگو بود و شما را به امامت خود فرا نمی‌خواند، بلکه شما را به «الرضا من آل محمد» دعوت می‌کرد و اگر پیروز می‌شد به آنچه دعوت کرده بود وفا می‌کرد»(3) و امام رضا ـ علیه السلام ـ نیز درباره زید می‌فرماید: «زید ادعای ناحق نمی‌کرد، او متقی ‌تر از این بود که چنین کند، او می‌گفت: شما را به الرضا من آل محمد دعوت می‌کنم...»(4)
زید امامت امام صادق ـ علیه السلام ـ را قبول داشت و می‌گفت: «در هر زمانی فردی از ما اهل بیت است که خداوند با او بر خلق احتجاج می‌کند. و حجت زمان ما برادرزاده‌ام جعفر بن محمد است. هر کس از او تبعیت کند گمراه نمی‌شود. و هر کس با او مخالفت کند هدایت نمی‌یابد»(5)
حال سؤال این است که اگر زیدیه خود را طرفدار و تابع زید بن علی ـ علیه السلام ـ می‌دانند چرا همانند وی از ائمه معصومین یعنی امام باقر ـ علیه السلام ـ و امام صادق ـ علیه السلام ـ پیروی نمی‌کنند و تنها به امامت سه امام اول یعنی حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ و امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ و امام حسین ـ علیه السلام ـ اعتقاد دارند و امامت ائمه بعدی را نمی‌پذیرند. آیا زید شهید نگفته که هرکس از امام صادق پیروی نکند گمراه بوده و هدایت نمی‌یابد. پیروان زیدیه باید به این تناقض پاسخ دهند که چرا از سویی خود را پیرو زید بن علی می‌دانند و از سوی دیگر از وی پیروی نمی‌کنند.

2 . آمیختگی مذهبی:زیدیه در واقع، مذهب مستقلی نیست و در اصول اعتقادی از معتزله پیروی می‌کنند و در فقه و نحوه استنباط از فقه حنفی تبعیت می‌کنند(6) و درحقیقت بین عقاید و سخنان زید شهید و مذهب زیدی هیچ رابطه‌ای وجود ندارد و حتی نمی‌توان روش زیدیه را مذهب مستقلی نامید، بلکه آن را باید مذهبی التقاطی دانسته که برنامه و هدف خاصی جز رسیدن به قدرت سیاسی نداشته است. اگر آنان واقعاً به امامت حضرت علی ـ علیه السلام ـ امام حسن ـ علیه السلام ـ و امام حسین ـ علیه السلام ـ اعتقاد دارند، چگونه می‌توانند در فقه از ابو حنیفه تبعیت کنند، که در جبهه مقابل فقه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ قرار دارد، یا در کلام از معتزله پیروی کنند که مغایرت‌های اساسی با کلام اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دارد، آنها می‌توانستند همانقدر که به احادیث منقول از طرق اهل سنت اهمیت می‌دهند به احادیث منقول از طریق اهل بیت ـ علیه السلام ـ استناد کنند، ولی چنین نکردند و همان‌گونه که در ظاهر ادعای پیروی از زید را دارند و در عمل از او روی‌گردان می‌باشند، در امامت هم در ظاهر به امامت سه نفر از امامان معصوم اعتراف کرده ولی در عمل به فقه و کلام آنها عمل نمی‌کنند..

3 . ابهام در مسأله امامت:طبق عقیده شیعه، امامت امری است عام و ریاست دنیوی و اخروی را شامل می‌شود و امام جانشین پیامبر در همه چیز است، اما زیدیه فقط به جنبه دنیوی و سیاسی مسأله امامت توجه دارند و معتقدند هر کسی از اولاد فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ باشد و عالم به شریعت، زاهد و شجاع بوده و آشکارا به دین خدا دعوت کرده و قیام مسلحانه کند، امام است(7) و بدین ترتیب عقیده شیعه را که امامت را منصبی الهی می‌داند، رد کرده و آن را امری اجتماعی و در اختیار شخص قیام‌کننده می‌گذارد که با داشتن نسب فاطمی وکسب صفات مذکور می‌تواند به امامت برسد و اگر چندین نفر این شرایط را داشته باشند، همه آنها می‌توانند امام باشند. اما زیدیه برای این ادعای خود نه دلیل عقلی اقامه می‌کنند و نه دلیل نقلی بر آن دارند. به همین دلیل دچار تناقض شده. از سویی به امامت علی ـ علیه السلام ـ اعتقاد دارند از سوی دیگر خلافت عثمان و عمر و ابوبکر را می‌پذیرند.(8) و برخلاف دلائل عقلی، امامت مفضول با وجود فاضل را می‌پذیرند.شاید بهتر است بگوییم که زیدیه در مسأله امامت در موارد ذیل با شیعه امامیه مخالفت کرده‌اند.
1 . بر خلاف شیعه امامیه امامت را واجب شرعی می‌دانند نه واجب عقلی.
2 . آنان اعتقادی به عصمت امام ندارند و امام را غیر معصوم می‌دانند.
3 . به مهدویت قائل نیستند(9) و برخلاف تمام فرقه‌های اسلامی که قائل به ظهور امام مهدی در آخرالزمان می‌باشند، اعتقادی به مهدویت ندارند. و گویا همه احادیث مربوط را انکار می‌کنند.
4 . همچنین بر خلاف شیعه تقیه و رجعت را نمی‌پذیرند، ولی معلوم نیست چگونه به این سؤال جواب می‌دهند که اگر قیام، شرط امامت است و تقیه باطل پس چرا امامان زیدی که در یمن حضور دارند، قیام نمی‌کنند و در برابر حکومت یمن که زمانی جزو بلوک کمونیست بود و الان نیز تابع نظام سکولار غرب می‌باشد، سر اطاعت فرود می‌آورند. آیا قیام در مقابل آنان واجب نیست؟ و اصولاً آیا کسی بدون قیام می‌تواند امام باشد، امامان کنونی یمن که خانه‌نشین می‌باشند به دلیل قیام در مقابل کدام حکومت جائر، امام شده‌اند؟
در نهایت نیز باید این سؤال مطرح شود که اگر عصمت در امام شرط نیست چه فرقی بین امامان اهل بیت و سایر حکام وجود دارد و چرا باید امام حتماً از اولاد حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ باشد؟ شیعه امامیه می‌گوید: امامان فقط ائمه طاهرین هستند که آن هم به دلیل عصمت آنان است و به اعتقاد آنها تنها معصوم می‌تواند امام باشد نه غیر معصوم و این را عقل می‌پذیرد، اما گفتار زیدیه نه مبنای عقلی دارد نه مبنای نقلی.
در آخر این که شرایط کلی امامت که زیدیه مطرح می‌کند به قدری کلی می‌باشد که تعیین مصداق برای آن غیرممکن می‌نماید و نمی‌توان جامعه و امت را با چنین ابهامی رها کرد که شاید روزی کسی قیام کند تا امام شود.


پاورقی:

1. ر.ک:‌سبحانی، جعفر، المذاهب الاسلامیه، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ چاپ اول، 1423 ق، ص 220.
2. همان، ص 241.
3. رجال الکشی، ص 242 رقم 144، به نقل از المذاهب الاسلامیة، ص 224.
4. صدوق، محمد بن علی بن حسین، عیون الاخبار الرضا، ج 1، ص 516 و 517، ترجمه حمید رضا مستفید و علی اکبر غفاری، نشر صدوق. ص 1 ـ 516، 517.
5. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج 46، ص 173.
6. المذاهب الاسلامیة، ص 241.
7. ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، قم، انتشارات دارالفکر، چاپ اول، 1378، ص 208.
8. ر.ک: مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1375، ص 216.
9. همان.

 

تحقیق و گزینش : غلام سخی علیزاده

منبع:

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

(نرم افزار پاسخ)

وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان