تبسم دانایی
قالب وبلاگ

واقعه غدیر

پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در سال دهم هجرت برای انجام مناسب حج و تعلیم مراسم آن همراه دیگر مسلمانان به مکه عزیمت کردند این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ مصادف شد و از این رو آن را «حجة الوداع» نامیدند.[1] ...


افرادی که به شوق همسفری و آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صدو بیست هزار نفر گفته شده است.[2] بعد از انجام مراسم حج در هنگام بازگشت از مکه وقتی که کاروان به منطقه «غدیرخم» در نزدیکی جحفه، بین مکه و مدینه، رسید حضرت دستور توقف کاروان را دادند تا فرمان خداوند را به مردم ابلاغ کنند: ای پیامبر آن چه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان و اگر نرسانی رسالت خدای را به جا نیاورده ای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می کند».[3] بعد از توقف کاروان و رسیدن همه مردم به محل مورد نظر حضرت در بین مردم بلند شدند و دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفته در جای بلندی ایستادند و سپس فرمودند: هر کس که من مولای او هستم علی هم مولای اوست. خدایا هر که او را دوست بدارد دوست دار و هر که با او دشمنی کند، دشمنش باش.[4] حضرت با این بیان رسالتی که خداوند بر عهده آن حضرت گذاشته بود، به همه مردم ابلاغ کردند پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در طول حیات پیامبری خود به دفعات در مورد جانشینی علی ـ علیه السلام ـ با مردم سخن گفته بود و به آن اشاره کرده بودند و در سال دهم از هجرت و روز هیجدهم ذی حجه با صراحت و به امر خداوند این فرمان را ابلاغ کردند.
در ضمن خطبه غدیرخم حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمودند: ای مردم من دو چیز گرانبها را در میان شما می گذارم که اگر به آن دو چنگ بزنید و تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد «انی تارک فیکم الثقلین...» حاضران گفتند: «ما الثقلان»؟ آن دو چیز گران بها چیست؟ حضرت فرمود: ثقل اکبر یعنی کتاب خداوند (قرآن) است. و ثقل اصغر عترت و اهلبیت من هستند و این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا این که در حوض کوثر بر من وارد شوند.[5]
به خاطر انفاق و صدقه دادن، از جان گذشتگی و فداکاری و رشادت و شجاعت و صداقت حضرت علی ـ علیه السلام ـ آیات متعددی از قرآن کریم در شأن حضرت علی و خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شده از قبیل، آیه (207 / بقره)، (33 / احزاب)، (23 / شوری)، (55 / مائده) و آیات متعدد دیگر، و نیز سوره دهر که به نام های سوره انسان و هل اتی هم معروف هست در شأن حضرت علی و اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شده است.[6]
بعد از این که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز غدیرخم علی ـ علیه السلام ـ را به جانشینی خود انتخاب کردند تمام بزرگان صحابه از انصار و قریش به علی ـ علیه السلام ـ این انتخاب را تبریک گفتند و با علی ـ علیه السلام ـ به عنوان امیر المؤمنین بیعت کردند.[7] از بیعت روز غدیر امتناعی ذکر نشده حتی ابوبکر و عمر و عثمان هر سه از بیعت کنندگان اولین بودند. عده ای پس از خلافت امام امتناع کردند: عبد الله بن عمر، سعد بن ابی وقاص، ابو موسی اشعری، اسامه بن زید، محمد بن مسله، کعب بن سور، ابو ایوب زید، زید بن ثابت، صهیب بن سنان[8] و عده ای دیگر که از قاعدین محسوب می شوند و با حضرت علی در موقع خلافت آن حضرت بیعت نکردند با وجود این که افراد مذکور معاویه را هم قبول نداشتند.

پاورقی ها:

[1] . ابن عبدالبّر، الاستیعاب، بیروت، دار الجیل، طبع اول، 1412 هـ، ج 1، ص 44.
[2] . الشریف المرتضی، رسائل المرتضی، تحقیق سید مهدی، رجائی، قم، خیام، 1405 هـ.، ج 3، ص 20.
[3] . مائده / 67.
[4] . ابن اثیر، عزالدین، أسد الغابه، بیروت دار الفکر، 1409 هـ.، ج 1، ص 364.
[5] . یعقوبی، احمد، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، (بی تا)، ج 2، ص 112.
[6] . فتال نیشابوری، محمد، روضه الواعظین، قم، منشورات رضی، (بی تا)، ص 156.
[7] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفا، 1403 هـ.، ج 37، ص 59.
[8] . رشاد، علی اکبر، دانشنامه امام علی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1380، ج 9، ص 16.

 

حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت

نسائی از علمای اهل سنت و صاحب کتاب «سنن نسایی» که یکی از کتب صحاح سته اهل سنت می باشد، در کتاب السنن الکبری چنین آورده است:
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از آخربن حج (حجة الوداع) بر می گشت و به غدیر خم رسید، دستور داد همه بایستند، سپس فرمود: به زودی دعوت خدا را اجابت خواهم کرد، همانا من دو چیز گران بها نزد شما می گذارم که یکی بزرگتر از دیگری است:
1. کتاب خدا؛
2. و عترتم و اهل بیتم.
آنگاه فرمود: سپس نگاه کنید که چگونه با این دو رفتار می نمائید؛ به درستی که این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد گردند.
سپس فرمود: خداوند مولای من است و من مولای همه مومنانم، بعد دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و فرمود:
هر کس من مولای اویم، پس این مولای اوست. بار پروردگارا کسی که او را دوست می دارد، دوستش دار و کسی که او را دشمن بدارد، دشمنش دار[1]
یادآور می شویم حدیث غدیر که در واقع خطبه طولانی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در غدیر خم بود، به طور مفصل در کتاب های صحاح سته نیامده است، ولی جملاتی که در ولایت و امامت امیر مومنان ـ علیه السلام ـ می باشد ، در این کتاب ها نقل شده است و می توان گفت که صحاح به اصل حدیث اشاره کرده اند ولی کل خطبه را نیاورده اند و این حدیث نزد علمای اهل سنت از احادیث معتبر و غیر قابل انکار می باشد که به چند نمونه اشاره می شود:
1. احمد مغربی از علمای اهل سنت می نویسد: حدیث غدیر صحیح است، ثابت شده است، متواتر است و بیش از صد طریق نقل شده است و خیلی از افراد این حدیث را به طور جدا گانه نوشته اند.[2]
2. ابن عاصم دیگر عالم سنی نیز می نویسد: حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» در نهایت صحت است که جماعتی از صحابه با طرق مختلف آن را نقل کرده اند و همه اینها با سلسله سند های صحیح است.[3]
3. اسکافی عالم دیگر اهل سنت ادعای متواتر بودن حدیث غدیر در میان همه مسلمانان را کرده است.[4]
حدیث غدیر در صحاح سته:
در کتب اهل سنت و به خصوص صحاح سته به جملاتی از خطبه غدیر که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ایراد کرده اند، اشاره شده است و این جملات را در ذیل فضائل امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ آورده اند ازجمله:
1. یکی از جملاتی که در غدیر خم از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده عبارت : «من کنت مولاه فعلی مولاه» می باشد ؛ در سنن ابن ماجه که یکی از صحاح سته است، آمده:
سعد بن و قاص از بی احترامی معاویه بر امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ غضبناک شد و در پاسخ معاویه گفت: از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شنیدم که فرمود: «هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست».[5]
2. در سنن ترمزی یکی دیگر از کتاب های صحاح سته از زید بن ارقم نقل شده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ فرمود: «هر که من مولای اویم پس از من علی مولای اوست».[6]
3. نسائی که سنن او از صحاح سته اهل سنت می باشد، حدیث غدیر را در سه کتاب دیگرش نیز آورده است که بیانگر اهمیت این حدیث است که فقط به اسامی این سه کتاب اشاره می شود:
ـ السنن الکبری، ج 5، ص 131؛
ـ خصائص امیر المؤمنین، ص 50؛
ـ فضائل الصحابه، ص 14.
4. سنن ابن ماجه نیز حدیث غدیر را چنین روایت می کند: براء بن عازب گویدکه در حجة الوداع در یکی از راه ها، رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیاده شد و مردم را برای نماز جمع کرد و سپس دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و فرمود:
آیا من از مومنان نسبت به جانشان اولی نیستم؟
همه گفتند: بلی.
فرمود: آیا من بر همه مومنان ولایت ندارم؟
همه گفتند: بلی.
فرمود: پس این ولی هر کسی است که من ولی اویم. خدایا دوستدار او را دوست بدار و دشمن او را دشمن دار.[7]
5. یکی از احادیثی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را در خطبه غدیر آورده ، حدیث ثقلین است و این در صحاح سته موجود است:
مسلم در کتاب صحیح خود که از کتاب های صحاح سته و معتبر ترین آن هاست آورده: زید بن ارقم می گوید در غدیر خم پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ایستاد و خطبه خوانده فرمود:
ای مردم! من هم بشرم و بزودی به سوی خدا می روم و من برای شما دو امانت گران بها می گذارم: اولش کتاب خداست که در آن هدایت و نور است، پس کتاب خدا را گرفته و به آن تمسک جوئید و به آن رغبت کنید و سپس فرمود: و اهل بیتم.
بعد از این سه مرتبه فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی.[8]
ترمذی نیز در کتابش که از صحاح سته است، می نویسد: پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: همانا دو چیز برای شما می گذارم و مادامی که به آن دو تمسک جوئید گمراه نخواهید شد: یکی از آن ها بزرگ تر از دیگری است، کتاب خدا ریسمان الهی است که از آسمان به زمین وصل است و عترت و اهل بیتم، و این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند، پس ببینید چگونه با آن ها رفتار می کنید.[9]
نسائی که سننش از صحاح سته است در کتاب های دیگرش حدیث ثقلین را جزو حدیث غدیر دانسته که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را بعد از نصب و معرفی امیر مومنان ـ علیه السلام ـ به ولایت، ایراد فرموده است :
ـ فضائل الصحابه، ص 15؛
ـ السنن الکبری، ج 5، ص 45؛
ـ خصائص امیر المؤمنین، ص 93.
علاوه بر این کتاب ها، حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» در 67 کتاب روائی و تفسیری اهل سنت و حدود 230 مرتبه از راویان مختلف نقل شده است که بیانگر غیر قابل انکار بودن حدیث غدیرمی باشد.
حدیث «انی تارک فیکم الثقلین... یا فیکم امرین...» نیز در بیش از 48 کتاب حدیثی و تفسیری اهل سنت و بیش از 102 مرتبه نقل شده است. همه اینها علاوه بر روایاتی است که در فضایل امیر مومنان ـ علیه السلام ـ در کتاب های اهل سنت نقل شده است به طوری که نسائی کتابی مستقل درباره خصائص امیر المومنین ـ علیه السلام ـ می نویسد و به حدیث غدیر اشاره می کند.

پاورقی ها:

[1]. نسائی، احمد، السنن الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1411ق، ج5، ص45.
[2]. مغربی، احمد، فتح الملک العله بصحه حدیث باب مدینه العلم علی، اصفهان، مکتبه امیرالمومنین(ع)، ص12.
[3]. ضحاک، ابن ابی عاصم، کتاب السنه، بیروت، المکتبة الاسلامی، چاپ سوم، 1413ق، ص522.
[4]. اسکافی، محمد، المعیار و الموازنه، بی جا، بی نا، بی تا، ص71 و 210.
[5]. قزوینی، احمد، سنن ابن ماجه، بیروت، دار الفکر، بی تا، ج1، ص45.
[6]. ترمذی، محمد، سنن الترمذی، بیروت، دارالفکر، 1403ق، ج5، ص297.
[7]. سنن ابن ماجه، همان، ج1، ص43.
[8]. نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، بیروت، دار الفکر، بی تا، ج7، ص123.
[9]. سنن الترمذی، همان، ج5، ص329.

[ جمعه ۱۳٩۱/۸/۱٢ ] [ ۸:۳۱ ‎ق.ظ ] [ غلام سخی علیزاده ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
امکانات وب


ایران رمان